دسیسه ماراگولا: تهدیدات مشترک علیه صلح و ثبات ایران
دیدار نتانیاهو و ترامپ در آغاز سال ۲۰۲۶ آشکارکننده نقشههای متجاوزکارانه برای هدف قرار دادن برنامههای دفاعی مشروع ایران است.
باشگاه خبرنگاران جوان؛ مهسا حنیفه - در نخستین روزهای سال نو میلادی، دیدار بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم اشغالگر قدس، با دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا، در اقامتگاه شخصی مارالاگو، بیش از یک ملاقات دیپلماتیک معمولی بود؛ این نشست، نمایشی از همدستی عمیق دو رژیم متجاوز برای تشدید تنشها علیه جمهوری اسلامی ایران به شمار میرود.
نمایش اتحاد پوشالی: ستایشهای ساختگی برای پنهان کردن بحرانها
نشست مارالاگو با صحنههایی از تمجیدهای متقابل آغاز شد که بیش از آنکه واقعی باشد، بخشی از یک نمایش سیاسی برای تقویت موقعیت لرزان نتانیاهو به نظر میرسید.
ترامپ با ادعاهای گزاف، نتانیاهو را نجاتدهنده رژیم صهیونیستی از جنگهای چندجبههای خواند و حتی مدعی شد که بدون او، این رژیم دوام نمیآورد.
در مقابل، نتانیاهو ترامپ را بهترین دوست تاریخی تلآویو نامید و وعده اعطای بالاترین نشان غیرنظامی رژیم را داد، نشانی که اهدای آن میتواند با انتخابات احتمالی رژیم در سال ۲۰۲۶ همزمان شود و به عنوان ابزاری برای کارزار داخلی نتانیاهو عمل کند.
این تبادل امتیازها که برای نجات نتانیاهو از پروندههای فساد قضایی است، با اشاره ترامپ به عفو احتمالی او همراه بود؛ اشارهای که حتی با تکذیب دفتر رئیس رژیم مواجه شد و دروغپردازیهای ترامپ را برملا کرد.
این نمایش اتحاد، در حالی که رژیم صهیونیستی با بحرانهای داخلی عمیق، از جمله اعتراضات گسترده و شکافهای سیاسی، دست و پنجه نرم میکند، تلاشی ناامیدانه برای نشان دادن قدرت کاذب است.
اما محور واقعی گفتگوها، تهدید مستقیم علیه ایران بود.
ترامپ علناً اعلام کرد که اگر تهران برنامه موشکی یا هستهای خود را پیش ببرد، از حمله رژیم صهیونیستی حمایت خواهد کرد و حتی مشارکت مستقیم آمریکا را منتفی ندانست.
منابع نزدیک به هیئت اسرائیلی این اظهارات را "فوقالعاده" خواندند، که این امر بیانگر چراغ سبز واشنگتن برای اقدامات تجاوزکارانه است.
نتانیاهو نیز احتمال حمله دوباره در سال ۲۰۲۶ را مطرح کرد، حملهای که ترامپ آن را مشروط به "گامهای واقعی" ایران دانست، اما در عمل، بهانهای ساختگی برای توجیه جنگطلبی است.
این همدستی شوم، ریشه در شکست رژیم صهیونیستی در درگیریهای اخیر دارد، جایی که محور مقاومت ضربههای کاری وارد کرد و رژیم را به عقبنشینی واداشت.
آیندهنگری در این زمینه روشن است: هرگونه ماجراجویی جدید نهتنها با پاسخ کوبنده ایران مواجه خواهد شد، بلکه رژیم صهیونیستی را در باتلاقی عمیقتر فرو خواهد برد و انزوای بینالمللی آن را افزایش خواهد داد، همانطور که گزارشهای نهادهای بینالمللی از کاهش اعتبار تلآویو در افکار عمومی جهانی خبر میدهند.
جنگ روانی علیه برنامه دفاعی: ادعاهای بیاساس برای توجیه تجاوز
یکی از تمرکزهای اصلی این دسیسه، بزرگنمایی برنامه موشکی ایران بود، برنامهای کاملاً دفاعی که در پاسخ به تهدیدات مداوم رژیم صهیونیستی و آمریکا توسعه یافته است.
نتانیاهو با ارائه گزارشهای اغراقآمیز درباره بازسازی سریع زرادخانه موشکی تهران، ترامپ را به موضعگیری تهاجمی واداشت.
رئیسجمهور آمریکا با قاطعیت گفت که ادامه توسعه موشکها با حمایت از حمله مواجه خواهد شد و در صورت مسائل هستهای، واکنش "فوری" در پیش خواهد بود.
این تهدیدات، که پیش از دیدار با شایعهپراکنی رسانههای عبری و غربی درباره تولید انبوه موشکها و حتی ادعاهای کذب سلاحهای شیمیایی همراه بود، بخشی از جنگ روانی قدیمی برای آمادهسازی افکار عمومی است.
علاوه بر این، حمایت اعلامشده آمریکا الزاماً به معنای ورود مستقیم به جنگ نیست، زیرا واشنگتن از عواقب چنین درگیریای آگاه است.
نکته قابل توجه، پنجره زمانی محدود برای این تهدیدهاست: تنها چند ماه، پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا و پارلمانی رژیم صهیونیستی که این عجله بیانگر ضعف موقعیت داخلی هر دو طرف است.
در سالهای پیش رو، با پیشرفتهای ایران در فناوریهای دفاعی و تقویت روابط با قدرتهای نوظهور، این تهدیدات نهتنها بیاثرتر خواهد ماند، بلکه به تقویت بازدارندگی تهران منجر خواهد شد و رژیم صهیونیستی را در موقعیت دفاعی قرار خواهد داد.
ناکامیهای پنهان: شکافها در جبهه متحد کاذب
با وجود نمایش همسویی در تهدید ایران، دیدار مارالاگو مملو از اختلافنظرهایی بود که محدودیتهای نتانیاهو در تحمیل اراده خود بر ترامپ را آشکار کرد.
ترامپ بر مهار خشونت شهرکنشینان افراطی در کرانه باختری رود اردن تأکید ورزید و علناً اعلام کرد که در این مسئله صددرصد با نتانیاهو همراه نیست، بلکه خواستار توقف ساختوسازهای غیرقانونی، اخراج فلسطینیها و کنترل افراطگرایان مانند ایتامار بنگویر شد.
این فشار که منابع دیپلماتیک آن را نگرانی جدی واشنگتن توصیف کردهاند، ریشه در تأثیر منفی این اقدامات بر منافع آمریکا در منطقه، از جمله عادیسازی روابط با کشورهای عربی، دارد.
ترامپ همچنین به پیشبرد طرح غزه اصرار کرد و حماس را به خلع سلاح تهدید نمود، اما بدون تعهد عملی، که این امر هدفی دستنیافتنی باقی ماند و ناکامی در مهار حزبالله لبنان را نیز برجسته کرد.
در خصوص ترکیه، ترامپ از رجب طیب اردوغان تمجید کرد و بررسی فروش جنگندههای پیشرفته اف-۳۵ را تأیید نمود، اقدامی که برتری هوایی رژیم صهیونیستی را مستقیماً تهدید میکند و نتانیاهو نتوانست جلوی آن را بگیرد.
درباره عربستان سعودی نیز، ترامپ از پیوستن "در آیندهای نامعلوم" به پیمان ابراهیم سخن گفت، که این امر بنبست فعلی عادیسازی را به دلیل جنایات رژیم در غزه و کرانه باختری نشان میدهد.
این شکافها، بیانگر آن است که حتی متحد سنتی مانند آمریکا، از سیاستهای افراطی نتانیاهو فاصله میگیرد تا منافع گستردهتر خود را حفظ کند، منافعهایی که با ادامه اشغالگری رژیم در تضاد است.
افق مقاومت: شکست محتوم توطئهگران
در نهایت، دسیسه مارالاگو بیش از دستاورد، نمادی از ضعف و استیصال رژیم صهیونیستی و آمریکا بود که برای جبران شکستهایشان به تهدیدات توخالی متوسل شدهاند.
این تهدیدات علیه برنامههای دفاعی ایران که مشروع و ضروری برای حفظ امنیت ملی است، نمیتواند مانع پیشرفت تهران شود.
تاریخ بارها ثابت کرده که تجاوزات رژیم صهیونیستی و آمریکا با پاسخهای قاطع محور مقاومت مواجه شده و متجاوزان را به عقب رانده است.
همچنین، ملتهای مقاوم منطقه، به ویژه مردم مظلوم فلسطین، لبنان و یمن، با ایستادگی خود، این اتحاد شوم را خنثی خواهند کرد و صلح واقعی بر پایه عدالت را تحمیل خواهند نمود.
جهان شاهد خواهد بود که چگونه این ماجراجوییهای کور، نهتنها ایران را قویتر میسازد، بلکه پایههای رژیم اشغالگر را سستتر خواهد کرد و عصر جدیدی از پیروزی مقاومت را رقم خواهد زد.