انگیزه جنایت مرموز در نیمهشب؛ در هالهای از ابهام
پسری که متهم است نیمه شب با دو مرد به خاطر یک زن درگیر و مرتکب قتل شده، پای میز محاکمه رفت و ادعا کرد قصدش کمک بود.
کد خبر: 755429 | ۱۴۰۴/۱۰/۱۴ ۲۰:۳۰:۵۰
پسری که متهم است نیمهشب به خاطر یک زن با دو مرد درگیر و مرتکب قتل شده، پای میز محاکمه رفت و ادعا کرد قصدش کمک بود.
به گزارش سایت جنایی، متهم یک سال قبل در نیمههای شب وقتی دو مرد و یک زن را در خیابان دید به سمت آنها رفت و حین درگیری با وارد کردن ضربات چاقو باعث مرگ مرد جوانی شد.
بر اساس محتویات پرونده، بعد از اینکه مرد جوان به نام سلیم به بیمارستان منتقل شد پزشکان اعلام کردند او جان خود را از دست داده است.
فردی که مقتول را به بیمارستان رسانده بود به ماموران گفت: من و دوستم در حال عبور از خیابان بودیم که متوجه شدیم دو مرد و یک زن ایستادهاند.
دوستم رئوف جلوتر از من میرفت.
نمیدانم بین آنها چه اتفاقی افتاد که رئوف با مقتول درگیر شد و بعد هم به من گفت او را با چاقو زده و فرار کرد.
من ماندم و سعی کردم کمک کنم.
اسنپ گرفتم که مرد مجروح را به بیمارستان برسانم اما وقتی رسیدیم او فوت کرده بود.
ماموران پلیس رئوف را ۴۰ روز بعد شناسایی و بازداشت کردند.
او ابتدا مدعی شد زمان حادثه مشروب خورده بوده و حالش خوب نبوده اما بعد از چندین جلسه بازجویی مدعی شد قصدش کمک به زن جوانی بود که در محل ایستاده بود.
او گفت: دیدم دو مرد به سراغ زن رفتند و قصد داشتند گردنبند او را سرقت کنند.
وقتی این صحنه را دیدم برای کمک به سمت آنها رفتم.
مقتول به من حمله کرد، من هم چاقو کشیدم و او را زدم.
در نهایت کیفرخواست علیه متهم صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 13 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
در جلسه رسیدگی کیفرخواست علیه متهم خوانده و ادعای او مبنی بر اینکه قصدش دفاع از زنی جوان بود، رد شد.
سپس مادر مقتول به عنوان ولی دم در جایگاه قرار گرفت و خواستار صدور حکم اعدام شد.
همچنین فرزندان مقتول نیز درخواست حکم قصاص کردند.
وکلای اولیای دم گفتند: مطابق مدارک موجود در پرونده متهم یک سال قبل به همراه دوستانش زنی جوان را میبیند و با انگیزهای نامربوط به او نزدیک میشود، وقتی میبیند که مقتول به او اجازه نمیدهد انگیزه شومش را عملی کند، با او درگیر میشود.
او در ابتدای پرونده به این مساله اعتراف کرده و حتی دوستانش هم گفتهاند که چنین مسالهای مطرح بوده است.
اما حالا از موقعیت مادرش سوءاستفاده کرده و مدعی است قصدش دفاع از این زن و جلوگیری از سرقت بوده.
زن جوان که کاترین نام دارد از آشنایان مقتول بوده و مطابق گفته همسر مقتول آنها با هم رفت و آمد خانوادگی داشتهاند.
همچنین یکی از برادران کاترین از دوستان مقتول بود.
این زن به دلیل اعتیاد بسیار شدیدی که داشت اصلاً طلا هم نداشت که بخواهند از او سرقت کنند.
متهم با نیت شوم قصد نزدیک شدن به آن زن را داشته و طبق اعترافات اولیه بر سر همین مساله با مقتول درگیر شده و او را کشته است.
سپس متهم در جایگاه حاضر شد.
او گفت: من دیدم دو مرد با زنی درگیر هستند و میخواهند گردنبند او را سرقت کنند.
آن زن تنها بود.
رفتم جلوی او را بگیرم.
نیمهشب بود و دسترسی به پلیس یا چیز دیگری نبود به همین دلیل هم خودم درگیر شدم، اما قصدم کشتن نبود.
بعد از قتل هم فکر نمیکردم چنین اتفاقی بیفتد و او بمیرد.
چون بعد از اینکه او را چاقو زدم، حالش خوب بود.
من نفهمیدم چاقو به جای حساس بدنش برخورد کرده است.
در ادامه وکیل او در جایگاه قرار گرفت و گفت: مقتول سابقه کیفری دارد.
او سه فقره سابقه سرقت دارد که در یک مورد صد نفر از او شکایت کردهاند.
او یک سارق حرفهای بود.
بنابراین گفتههای موکل من درباره جلوگیری از سرقت گردنبند زن جوان درست است.
همراه مقتول مردی به نام سجاد بود که در حال حاضر سه پایگاه اداره آگاهی دنبال او هستند و هنوز نتوانستهاند او را بازداشت کنند.
سجاد از طرف پایگاه مبارزه با سرقت مسلحانه، قتل و کیفقاپی تحت تعقیب است.
مقتول و دوستش افراد حرفهای بودهاند.
متهم یک سارق را زده و چارهای هم نداشته است.
در این هنگام قاضی از متهم پرسید چرا در زمان بازداشت گفته بود مشروب خورده و به همین خاطر مرتکب قتل شده است.
متهم پاسخ داد: در بازداشتگاه به من یاد دادند این حرف را بزنم.
قصدم این نبود که دروغ بگویم، مشروب هم نخورده بودم.
قاضی گفت: اما در سوابقت آمده است یک بار به خاطر مشروب خوردن محکوم شدهای.
همچنین دو فقره درگیری هم داشتهای.
متهم گفت: درگیریها به قبل از 18 سالگی برمیگردد.
در آن زمان بچه بودم.
سپس وکیل اولیای دم به جایگاه آمد و گفت: مقتول هرچه بود و هر سابقهای داشت، مهدورالدم نبود.
چه کسی گفته سارق، مهدورالدم است.
اصلاً مگر این متهم صلاحیت تشخیص دارد که وکلای او میگویند متهم یک سارق را کشته پس نباید اعدام شود؟
مقتول صاحب چهار فرزند است.
فرزند کوچک او 6ماهه بود که پدرش فوت کرد.
این بچهها را چه کسی بزرگ میکند؟
زن جوان او چه میشود؟
همهچیز در پرونده عادی بود و متهم اعتراف کرده روز حادثه متادون و مشروب مصرف کرده بود.
حتی گفته به دلیل بیماری اعصاب و روان که داشته دارو هم خورده بود.
مساله از وقتی عوض شد که پزشکی قانونی اعلام کرد متهم قوه تمیز دارد و رفتارش در اراده خودش است.
از آن به بعد وکلای متهم مدعی شدند سرقت رخ داده است.
حالا هم میگویند او قصد دفاع از یک زن در برابر سارقان را داشته، در حالی که به گفته دوستانش آنها قصد داشتند با زن جوان رابطه برقرار کنند که این درگیری رخ داده است.
پس از آن همسر مقتول توضیحاتی ارائه کرد.
او گفت: کاترین بهشدت اعتیاد دارد.
او خیلی فقیر است و برادرش در یکی از پروندهها با شوهر من بود و دوستان خیلی نزدیکی هستند.
اینها دروغ میگویند که شوهر من قصد داشته گردنبند این زن را بدزدد.
او به دلیل اینکه اعتیاد دارد حتی پول مواد ندارد.
خودش و پدرش از شوهر من پول میگرفتند حالا چطور مدعی هستند که او گردنبند داشته؟
دادگاه این زن را احضار کرده اما نیامده است.
سپس به دستور قاضی زن جوان با کاترین تماس گرفت تا دادگاه از او سوالاتی بپرسد که باز هم امتناع کرد.
در پایان وکیل متهم یک بار دیگر در جایگاه قرار گرفت و گفت: من رایگان وکالت میکنم.
شغل مادر متهم نباید باعث شود که اولیای دم تصور کنند او قصد دارد واقعیت را طور دیگری نشان دهد.
اگر این پرونده که واضح است یک سارق حرفهای کشته شده به قصاص برسد، دیگر چه پروندهای را میخواهید تشخیص مهدورالدم بدهید؟
مقتول سارق بوده و سوابق او موجود است.
در این هنگام همسر مقتول اعتراض کرد و گفت: حتی اگر شوهر من سارق بود کسی حق نداشت او را بکشد.
اصلاً اگر متهم حالا مدعی است شوهر من مهدورالدم بوده چرا از صحنه فرار کرده و 40 روز فراری بوده است؟
چرا او را به بیمارستان نرساند؟
در پایان قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.