واکنش علی ربیعی به اعتراضات؛ دولت برخلاف رویههای مرسوم کسی را «اغتشاشگر» نخواند
علی ربیعی نوشت: دولت، برخلاف رویههای مرسوم، به سمت به رسمیت شناختن اعتراض مدنی حرکت کرده است؛ اینبار نه تنها کسی «اغتشاشگر» و «خس و خاک» خوانده نشد، بلکه دولت با همدلی در پی گفتوگو و یافتن راههایی برای تغییر و بهبود شرایط است.
کد خبر: 755299 | ۱۴۰۴/۱۰/۱۴ ۰۹:۰۵:۰۰
علی ربیعی در یادداشتی با عنوان «اعتراض گفتوگو، نه به مداخله بیرونی» در روزنامه اعتماد نوشت: ایران امروز در یکی از پیچیدهترین مقاطع تاریخی خود ایستاده است؛ مقطعی که علاوه بر فشارهای بیرونی، برآیند انباشت ناترازیهای اقتصادی، فرسایش سرمایه اجتماعی و خطاهای سیاستی در دهههای گذشته است.
واقعیت آن است که کشور، پس از دورههایی از درآمدهای ارزی قابل توجه، اکنون با یکی از پایینترین سطوح درآمد ارزی خود مواجه است.
تورم مزمن، کاهش قدرت خرید، دشواری معیشت و استمرار و تشدید تحریمها - بهویژه تحریمهای طراحی شده در دوره ترامپ با هدف ایجاد اختلال اجتماعی و نارضایتی عمومی- زندگی روزمره شهروندان را تحت فشار جدی قرار داده است.
انکار مشکلات مردم، نه ممکن است و نه اخلاقی.در چنین شرایطی، اعتراض بخشی از جامعه، بهویژه اصناف و کسبوکارهای خرد، نه یک کنش ضدامنیتی، بلکه نشانهای از یک جامعه زنده، دارای امید و خواستار تغییر و اصلاحات است.
نقطه تمایز وضعیت کنونی، نحوه مواجهه دولت چهاردهم با این اعتراضهاست.
دولت، برخلاف رویههای مرسوم، به سمت به رسمیت شناختن اعتراض مدنی حرکت کرده است؛ اینبار نه تنها کسی «اغتشاشگر» و «خس و خاک» خوانده نشد، بلکه دولت با همدلی در پی گفتوگو و یافتن راههایی برای تغییر و بهبود شرایط است.
تغییر واژگان، تغییر رفتار و تاکید مستمر بر خویشتنداری در مواجهه با معترضان، نشانهای از درک این واقعیت است که عبور از بحران، با گفتوگو ممکن است نه با تقابل.
تاکید رییسجمهور پزشکیان بر گفتوگوی مستقیم با اصناف و در پی آن با جامعه برای حل مشکلات میتواند به الگویی تازه در حکمرانی اجتماعی بدل شود.
اما در این میان، من اظهارات اخیر ترامپ و مواضع همراه با نتانیاهو را به عنوان یک مداخلهگری شوم علیه دموکراسی و حل مسائل به شکل مسالمتآمیز در داخل ایران ارزیابی میکنم که هم جامعه و هم دولت نباید در این دام قرار گرفته و مسیر گفتوگو و حتی بیان اعتراض در بستر منافع خیرخواهانه ایرانی تحتالشعاع آن قرار گیرد.
اظهارات اخیر دونالد ترامپ در کنار بنیامین نتانیاهو، صرفا یک موضعگیری لفظی یا تهدید نظامی نیست.
این پیام، دو هدف همزمان را دنبال میکند:
نخست، تشدید فشار روانی و سیاسی بر جامعه ایران از طریق سناریوی بیثباتسازی؛
دوم، بازتولید تصویر دلخواه خود از ایران در افکار عمومی جهانی، برای مشروعیتبخشی به فشار، تحریم و حتی تهدید.این همان الگوی آشنایی است که بارها در تجربه تاریخی ایران و دیگر کشورهای در حال توسعه دیدهایم.
امریکا هرگز در بزنگاههای حساس، به نفع دموکراسی بومی و اصلاحات تدریجی عمل نکرده است.
مداخلات خارجی، معمولا نه به تقویت جامعه مدنی، بلکه به تضعیف آن انجامیده و مسیر اصلاحات را پرهزینهتر کرده است.در این میان، هدف اسراییل نیز پنهان نیست: ایرانی ناآرام، فرسوده و درگیر با خود.
نکته مهم آن است که این پیامهای مداخلهجویانه، درست در زمانی مخابره میشوند که دولت در داخل، مسیر گفتوگو با جامعه و کاهش تنش را برگزیده است.
چنین پیامهایی میکوشند با عمیقتر کردن شکافهای اجتماعی، اعتراض مدنی را از مسیر اصلاح، به مسیری پرهزینه و رویارویی مردم با مردم سوق دهند.در چنین شرایطی، مسوولیت، سنگینتر از همیشه است.
اعتراض، حق جامعه است؛ اما حفظ مرز روشن میان مطالبهگری داخلی و مداخله خارجی، شرط بقای اصلاحات و عقلانیت جمعی است.
برای پایداری دموکراسی ایرانی، باید از دل گفتوگوی اجتماعی، حل مسائل اقتصادی و معیشتی، پایدارسازی آزادیهای مدنی، اصلاح سیاستها و بازسازی اعتماد بیرون بیاید.