خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

دوشنبه، 15 دی 1404
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

تهدید پوشالی ترامپ: شمشیری دو لبه بر گردن منافع آمریکا

باشگاه خبرنگاران | بین‌الملل | شنبه، 13 دی 1404 - 17:41
ترامپ با تکرار ادبیات تهدیدآمیز و مداخله‌جویانه علیه ایران، بار دیگر نشان داد که ایالات متحده همچنان به دنبال ایجاد ناامنی، بی‌ثباتی و اختلال در روند پیشرفت جمهوری اسلامی ایران است.
ايران،جمهوري،اسلامي،راهبردي،خارجي،سياسي،تهديدهاي،ايالات،متحد ...

باشگاه خبرنگاران جوان؛ مهسا حنیفه - ترامپ روز گذشته در حساب شخصی خود مدعی شد: «اگر ایران به معترضان مسالمت‌جو شلیک کند و آن‌ها را به‌طور خشونت‌آمیز بکشد، کاری که معمولاً انجام می‌دهند، ایالات متحده به کمکشان خواهد آمد.
ما کاملاً آماده اقدام هستیم.»
هم‌پیمانی راهبردی واشنگتن-تل‌آویو؛ تهدید به عنوان ابزار اصلی فشار بر جمهوری اسلامی
اظهارات اخیر دونالد ترامپ در پلتفرم شخصی تروث سوشال، که با عبارات نظامی‌گری همچون «آماده اقدام کامل» و «ما کاملاً آماده‌ایم» همراه بود، نه یک موضع‌گیری احساسی یا لحظه‌ای، بلکه حلقه‌ای جدید در زنجیره طولانی سیاست‌های هماهنگ ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌رود.
این تهدیدها در بستری مطرح شده‌اند که تنها چند ماه از دیدار پر سر و صدای ترامپ با نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی می‌گذرد؛ دیداری که در آن دو طرف بر سر تشدید همه‌جانبه فشارها علیه ایران – از تحریم‌های اقتصادی گسترده و چندلایه گرفته تا عملیات سایبری، فشارهای اطلاعاتی، تهدیدهای نظامی و حتی سناریوهای احتمالی اقدام مستقیم – به توافق‌های راهبردی عمیقی دست یافتند.
رسانه‌های معتبر غربی و آمریکایی گزارش داده‌اند که پس از جنگ ۱۲ روزه و حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران، کاخ سفید تصمیم گرفته است از هرگونه نشانه ناآرامی اقتصادی یا اجتماعی در داخل ایران حداکثر بهره‌برداری سیاسی و رسانه‌ای را ببرد.
هدف این بهره‌برداری، تصویرسازی جمهوری اسلامی به عنوان کشوری «ناامن»، «سرکوبگر» و «غیرقابل اعتماد» در سطح بین‌المللی است تا توجیهی برای ادامه و تشدید فشارهای چندجانبه فراهم شود.
این رویکرد، ادامه همان استراتژی قدیمی «ایجاد عدم قطعیت دائمی» است که از ابتدای دهه ۱۳۹۰ شمسی به شکل سیستماتیک دنبال شده است.
هدف اصلی این استراتژی، وادار کردن جمهوری اسلامی به صرف منابع عظیم انسانی، مالی، مدیریتی و حتی روانی برای مقابله با تهدیدات خارجی است؛ منابعی که در غیر این صورت می‌توانستند به تقویت اقتصاد مقاومتی، توسعه زیرساخت‌های کشور، خودکفایی در حوزه‌های راهبردی و بهبود شرایط زندگی مردم اختصاص یابند.
با این حال، تجربه تاریخی چهل‌ساله مقاومت ملت ایران نشان می‌دهد که هرگاه فشارهای خارجی به اوج خود رسیده، نه‌تنها نظام سیاسی تضعیف نشده، بلکه وحدت ملی، تاب‌آوری اقتصادی و عزم ملی برای پیشرفت و خودکفایی بیش از پیش تقویت شده است.
تهدیدهای پوشالی ترامپ نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ تهدیدهایی که بیش از آنکه به نفع مردم ایران باشد، خطر تشدید تنش در منطقه‌ای را به شدت افزایش می‌دهد که هزاران نیروی نظامی آمریکایی در آن حضور دارند و صدها پایگاه و نقطه حساس نظامی در کشورهای همسایه ایران وجود دارد.
هر اقدام نسنجیده می‌تواند به یک درگیری زنجیره‌ای منطقه‌ای منجر شود که هزینه انسانی، مالی و سیاسی آن را همه طرف‌ها – از جمله خود ایالات متحده – به شکل سنگین خواهند پرداخت.
ادعای حمایت از معترضان؛ پوششی برای اهداف سیاسی و مداخله‌جویانه واشنگتن
ترامپ در پیام خود مدعی شده است که در صورت «برخورد خشونت‌آمیز» با معترضان، ایالات متحده آماده مداخله خواهد بود.
این ادعا در حالی مطرح می‌شود که ایالات متحده همواره اعتراضات داخلی در کشورهای دیگر را از منظر منافع راهبردی و سیاسی خود ارزیابی کرده و از آن به عنوان ابزاری برای فشار بر دولت‌های مستقل استفاده کرده است.
در مقابل، مقامات جمهوری اسلامی ایران بارها و به‌طور رسمی تأکید کرده‌اند که اعتراض مسالمت‌آمیز حق قانونی و اساسی مردم است و تحت حمایت صریح اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران قرار دارد.
دولت موظف است مسیر قانونی، امن و مسالمت‌آمیز این حق را تضمین کند و همواره بر تمایز میان اعتراضات قانونی و اقدامات تخریبی، آشوب‌طلبانه و هدایت‌شده از خارج تأکید داشته است.
اظهارات ترامپ نشان می‌دهد که هدف واقعی از این پیام‌ها نه دفاع از حقوق مردم ایران، بلکه استفاده ابزاری از شرایط داخلی کشورها برای پیشبرد اهداف سیاسی، ژئوپلیتیک و استراتژیک ایالات متحده است.
این رویکرد سابقه‌ای طولانی در سیاست خارجی آمریکا دارد و بارها در نقاط مختلف جهان – از آمریکای لاتین گرفته تا غرب آسیا – تکرار شده است.
در مورد ایران، این تهدیدها بخشی از تلاش گسترده برای تضعیف اراده ملی، ایجاد تردید و نگرانی در جامعه، انحراف توجه افکار عمومی از دستاوردهای بزرگ کشور در حوزه‌های دفاعی، علمی، فناوری و اقتصادی، و در نهایت، ایجاد اختلال در مسیر پیشرفت و اقتدار جمهوری اسلامی است.
استراتژی فشار حداکثری در بوته تجربه تاریخی
استراتژی «فشار حداکثری» که از سال ۱۳۹۷ با بازگشت یک‌جانبه آمریکا به تحریم‌ها آغاز شد و پس از جنگ ۱۲ روزه، ابعاد و شدت جدیدی یافت، اکنون پس از حدود یک دهه اجرا، به مرحله‌ای رسیده که ناکارآمدی و شکست بسیاری از اهداف اعلام‌شده آن آشکار شده است.
گزارش‌های متعدد رسانه‌های بین‌المللی و حتی برخی محافل نزدیک به سیاست خارجی آمریکا نشان می‌دهد که این فشارها نه‌تنها به فروپاشی اقتصادی ایران منجر نشده، بلکه جمهوری اسلامی را به سمت خودکفایی راهبردی در حوزه‌های دفاعی، موشکی، پهپادی، انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز، صنایع کلیدی و فناوری‌های پیشرفته سوق داده است.
واکنش مقامات ایرانی به تهدیدهای اخیر، به‌ویژه سخنان علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی، نشان‌دهنده عمق درک راهبردی و هوشیاری کامل ایران در برابر این بازی‌ها است.
وی تأکید کرد که هرگونه مداخله مستقیم آمریکا در امور داخلی ایران، به معنای به‌هم‌ریختگی کل منطقه و نابودی منافعپ ایالات متحده خواهد بود و هشدار داد که آغازگر هر ماجراجویی احتمالی، خود واشنگتن است.
این موضع‌گیری ریشه در تجربه‌های تاریخی دارد و نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی به خوبی می‌داند هر اقدام نظامی مستقیم می‌تواند به سرعت به یک درگیری منطقه‌ای گسترده تبدیل شود که هزینه انسانی، مالی، سیاسی و راهبردی آن برای آمریکا چندین برابر ایران خواهد بود.
در چنین شرایطی، تهدیدهای لفظی بیشتر نقش بازدارنده معکوس پیدا می‌کنند و به جای تضعیف ایران، به تقویت بنیه دفاعی و وحدت ملی آن کمک می‌کنند.
آینده از دریچه وحدت ملی، تاب‌آوری و پیشرفت؛ تهدید خارجی به مثابه فرصت
تهدیدهای لفظی ترامپ بیش از آنکه مقدمه‌ای برای اقدام عملی باشد، تلاشی برای نمایش قدرت، انحراف افکار عمومی آمریکا از مشکلات داخلی، حفظ پایگاه سیاسی در میان جریان‌های تندرو و خرید زمان برای سیاست‌های بعدی به شمار می‌رود.
جمهوری اسلامی ایران اما با اتکا به سه محور اساسی می‌تواند تهدیدات خارجی را به فرصتی طلایی برای پیشرفت و استحکام بیشتر تبدیل کند؛ اول، تقویت شتابان و همه‌جانبه توان دفاعی، بازدارندگی فعال و ظرفیت‌های راهبردی موشکی، پهپادی و سایبری که پس از حوادث اخیر وارد فاز جدیدی از پیشرفت شده است.
دوم، تمرکز جدی و بی‌وقفه بر اقتصاد مقاومتی، کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، حمایت همه‌جانبه از تولید داخلی، کنترل مؤثر تورم، تقویت زنجیره ارزش و بهبود واقعی معیشت مردم از طریق خدمت‌رسانی صادقانه و مؤثر و سوم، حفظ و تعمیق پیوند عمیق و ناگسستنی میان مردم و نظام از طریق گفت‌وگوی مستمر، شفافیت، عدالت اجتماعی، پاسخگویی به مطالبات به‌حق اقشار مختلف و تقویت اعتماد عمومی.
تاریخ معاصر ایران گواه روشنی است بر این حقیقت که هرگاه فشار خارجی به اوج رسیده، ملت ایران نه‌تنها عقب‌نشینی نکرده، بلکه با وحدت بیشتر، عزم قوی‌تر، هوشمندی راهبردی بالاتر و تاب‌آوری بی‌نظیر، از دل تهدیدها قدرت، پیشرفت و اقتدار ساخته است.
تهدیدهای توخالی ترامپ نیز، همچون تهدیدهای پیشین، در نهایت به همان سرنوشت دچار خواهد شد: تشدید وحدت ملی، تقویت بنیه دفاعی، تسریع حرکت ایران به سمت جایگاه قوی‌تر در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی، و تبدیل فشار خارجی به کاتالیزوری برای جهش‌های بزرگ‌تر در مسیر پیشرفت و استقلال.