خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

دوشنبه، 15 دی 1404
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

سقوط نقاب؛ قمار خونین ابوظبی در منطقه

باشگاه خبرنگاران | بین‌الملل | شنبه، 13 دی 1404 - 17:41
ابوظبی با عبور از استراتژی «قدرت نرم» اکنون به محرک اصلی تنش‌ها و معمار جنگ‌های نیابتی در خاورمیانه تبدیل شده است.
امارات،جنگ،ابوظبي،عربي،خاورميانه،يمن،متحده،واشينگتن،مداخلات، ...

باشگاه خبرنگاران جوان، سمیه خلیلی - سال‌ها بود که امارات متحده عربی خود را به عنوان «سنگاپور خاورمیانه» معرفی می‌کرد؛ واحه‎ای از ثبات، مدرنیته و تجارت که تنها به دنبال جذب سرمایه‌گذاری خارجی و توسعه گردشگری است.
اما تحولات اخیر در یمن، سودان و لیبی نشان می‌دهد که آن نقاب «قدرت آرام» به کلی فرو افتاده است.
رویارویی نظامی علنی با عربستان سعودی در جنوب یمن، تنها یک اختلاف نظر ساده میان دو همسایه نیست، بلکه نشان‌دهنده تولد یک بازیگر سرکش است که دیگر نمی‌خواهد در سایه ریاض حرکت کند.
دورانِ انکار به پایان رسیده است.
اگر تا دیروز ابوظبی مداخلات خود را پشت عباراتی نظیر «مبارزه با تروریسم» یا «کمک‌های بشردوستانه» پنهان می‌کرد، امروز به صورت عریان به عنوان محرک اصلی درگیری‌ها شناخته می‌شود.
در قلب این تغییر پارادایم، یک وسواس فکری قرار دارد: جنگ علیه اسلام سیاسی.
برای محمد بن زاید، اخوان‌المسلمین و گروه‌های مشابه، نه یک رقیب سیاسی، بلکه یک تهدید وجودی هستند که باید در نطفه خفه شوند.
این جنگ ایدئولوژیک، قطب‌نمای اصلی سیاست خارجی امارات است که حتی منافع اقتصادی و نفتی را نیز در اولویت دوم قرار می‌دهد.
استراتژی جنگ برون‌سپاری شده و نسیانِ دیپلماتیک
امارات متحده عربی در خط مقدم تغییر شکل جنگ در قرن بیست و یکم ایستاده است.
آنها متوجه شده‌اند که برای پیروزی در نبردها، نیازی به اعزام لشکر‌های عظیم پیاده‌نظام و پذیرش تلفات انسانی بالا نیست.
مدل «جنگ برون‌سپاری شده» ابوظبی بر سه پایه استوار است: تجهیز گروه‌های شبه‌نظامی محلی، استفاده گسترده از پهپاد‌های هدایت‌پذیر و ایجاد چتر حمایتی در محافل دیپلماتیک.
در سودان، لیبی و یمن، امارات همین الگو را تکرار کرده است.
آنها بازیگرانی را می‌یابند که تشنه قدرت هستند، سپس با تزریق تسلیحات پیشرفته و مزدوران فراملی، توازن قوا را به نفع خود تغییر می‌دهند.
این رویکرد به امارات اجازه می‌دهد تا نفوذ خود را بدون درگیری مستقیم فیزیکی گسترش دهد.
با این حال، یک خلاء استراتژیک در این میان وجود دارد؛ مقامات ابوظبی در حرکات شطرنج فردی و تاکتیکی درخشان عمل می‌کنند، اما نسبت به این واقعیت که در حال سوزاندن کل صفحه شطرنج خاورمیانه هستند، نابینا به نظر می‌رسند.
تخریب ساختار‌های دولتی در کشور‌های هدف، در نهایت به ایجاد آنارشی منجر می‌شود که دامن‌گیر خودِ امارات نیز خواهد شد.
پیمان ابراهیم؛ پارادوکسِ امنیت و خشم خیابان
پیمان ابراهیم برای امارات یک «کودتای استراتژیک» به شمار می‌رفت تا از طریق پیوند با تکنولوژی و امنیت اسرائیل، جایگاه خود را در واشینگتن تثبیت کند.
اما جنگ غزه، این دستاورد را به یک تله مرگبار تبدیل کرده است.
امروز امارات در تضادی ناپایدار گرفتار شده است: از یک سو نمی‌خواهد مشارکت امنیتی ارزشمند خود با تل‌آویو را از دست بدهد و از سوی دیگر، با خشم فزاینده افکار عمومی جهان عرب روبه‌روست که امارات را شریک جرم جنایات در غزه می‌بینند.
رهبران ابوظبی تلاش می‌کنند روی طناب باریکی میان «عزیزِ واشینگتن بودن» و «قهرمان جهان عرب ماندن» حرکت کنند، اما این طناب با هر بمبی که در منطقه فرود می‌آید، نازک‌تر می‌شود.
بحران مشروعیت، کابوس شبانه دستگاه دیپلماسی امارات است.
آنها با عادی‌سازی روابط، روی اسب اسرائیل شرط‌بندی کردند، اما اکنون متوجه شده‌اند که هزینه این شرط‌بندی، انزوای معنوی در قلب خاورمیانه است.
در نهایت، این تضاد ساختاری جایی به نقطه انفجار خواهد رسید؛ چرا که نمی‌توان همزمان معمار صلحِ عبری و محرکِ جنگ‌های عربی بود.
امارات متحده عربی با خروج از پیله اقتصادی خود و ورود به مداخلات خونین نظامی، قمار بزرگی را آغاز کرده است.
این کشور که زمانی به دنبال «تنش صفر» با همسایگان بود، اکنون به کانون تولید تنش تبدیل شده است.
بازی با آتش در خاکستر خاورمیانه ممکن است در کوتاه‌مدت نفوذ ابوظبی را گسترش دهد، اما در بلندمدت، ویرانه‌های این جنگ‌ها راهی برای بازگشت به آرامش پیشین باقی نخواهد گذاشت.