کنار آمدن با سختیهای زندگی در تعطیلات تابستانی
چارچوب رمان «من یک مرد عنکبوتی شبیه رستم خواهم شد» به گونهای تنظیم شده که با نزدیک شدن به روزهای پایانی تابستان، گرههای زندگی بچهها به مرور باز شده و در پایان، شخصیتهای نوجوان به نوعی با مسایل شخصی خود کنار میآیند و به تعادل نسبی در زندگی شخصی میرسند.
چارچوب رمان «من یک مرد عنکبوتی شبیه رستم خواهم شد» به گونهای تنظیم شده که با نزدیک شدن به روزهای پایانی تابستان، گرههای زندگی بچهها به مرور باز شده و در پایان، شخصیتهای نوجوان به نوعی با مسایل شخصی خود کنار میآیند و به تعادل نسبی در زندگی شخصی میرسند.
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس رمان تالیفی برای نوجوانان در مقابل رمانهای ترجمهای برای این گروه سنی در کشور ما شرایط همسان و برابر ندارد و بازار کتاب در این بخش، اغلب در اختیار آثار ترجمهای است.
هر چند در سالهای اخیر برخی ناشران و نهادهای فرهنگی سعی کردهاند با توجه ویژه به رمان تالیفی نوجوان، تا حدودی این وضعیت را بهبود بخشند.
با این حال، هنوز برای خواندن یک رمان خواندنی در بخش رمان نوجوان تالیفی گاه باید مدتها منتظر ماند.
در این زمینه، یکی از رمانهای ایرانی برای مخاطبان نوجوان، «من یک مرد عنکبوتی شبیه رستم خواهم شد» نوشته مژگان بابامرندی است که از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده است.
این رمان، دغدغههای تعدادی از نوجوانان ایرانی در جامعه شهری امروز را نشان میدهد که به رغم دنیای بازیگوشانهای که دارند هر یک درگیر مسایل شخصی خود هستند و به نوعی سعی میکند بین دنیای شاد نوجوانانه خود و مسایل و مشکلات شخصی تعادلی برقرار کنند.
مکان محوری داستان، یکی از کتابخانههای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است که برای تعطیلات تابستانی بچهها، برنامههای متنوع فرهنگی و آموزشی تدارک دیده و با حضور یک مربی، خانم فریبامهر، بچهها دور هم جمع میشوند تا در برنامههای تابستانی کانون شرکت کنند.
آنها در ظاهر شرایط یکسانی دارند، اما وقتی زندگی شخصی هر یک از این بچهها روایت میشود، خواننده با وضعیتهای متفاوت و گاه بغرنج برخی از این بچهها مواجه میشود.
شکل روایی قصه به گونهای است که راویان مختلف بخشهای مختلف رمان را پیش میبرند و در هر یک از فصلها، یکی از بچهها راوی داستان است.
آنها در قالب اول شخص مفرد، داستان را از زاویه نگاه خود روایت میکنند و البته بیشتر بخشهای این روایتها معطوف به زندگی خصوصی این شخصیتهای داستانی است.
هر چند آنها از حضور خود در محیط کانون و جمع بچههای شرکتکننده در برنامههای تابستانی هم میگویند اما آن چه در این بخشها برای مخاطب تازگی و جذابیت دارد، ورود به لایههای درونی زندگی این شخصیتهای داستانی است.
به بیان دیگر، آنها در این روایتهای شخصی، از اسرار زندگی خصوصی خود میگویند و هر چه جلوتر میروند لایههای بیشتری از شخصیت پنهان آنها برملا میشود.
البته همه بچهها، مسایل و مشکلات یکسان و مشابه ندارند.
به عبارتی، جنس مسایل و مشکلات آنها متفاوت است.
برخی از بچهها مثل«پانیذ» از مشکلات جسمی رنج میبرند؛ این شخصیت داستانی، کوتاه قامت است و جسم کوچک و غیر طبیعی دارد.
شخصیت دیگر، «نیوشا» خودش جسم سالمی دارد، اما برادرش «علی» مشکل جسمی مشابه پانیذ دارد.
همچنین شخصیت «گلناز» در خانوادهای هفت نفره زندگی میکند که پدر و مادرش از هم جدا شدهاند.
شخصیتهای دیگر هم هر کدام مشکلات خاص خود را دارند؛ به عنوان مثال، «فهیمه» با مادربزرگش زندگی میکند که مادربزرگ سختگیریهای خاص خودش را دارد.
دو شخصیت پسر نوجوان هم در رمان هست که به رغم شیطنت و بازیگوشی که دارند و مختص این گروه سنی برای پسران نوجوان است، دردهای پنهانی در زندگی دارند که گاه بروز میدهند و مسیر قصه را به سمت دیگری میبرند.
به ویژه شخصیت «کیان» که با پدرش زندگی میکند و جای مادر در زندگی او است.
شخصیت«فرزان» هم مادرش را از دست داده و با نامادری زندگی میکند که البته زن جوان و مهربانی است و همواره سعی میکند مانند یک دوست، غمخوار زندگی فرزان باشد.
مجموع این ویژگیها باعث شده فضای عمومی داستان تا حدودی سرد و دلگیر نشان دهد، اما وجود شخصیت محوری داستان، خانم فریبامهر این فضا را تا حدودی تلطیف میکند.
او که در مقام مربی کانون، به نوعی حلقه ارتباطی بین بچههاست، در مواردی که لازم باشد برای حل مشکلات بچهها وارد میدان میشود.
به عنوان مثال، وقتی در جریان مشکلات خانوادگی کیان قرار میگیرد، به مسئله ورود پیدا میکند و همراه کیان برای حل مشکل او تلاش میکند.
حادثه اصلی و محوری رمان، بر برنامههای تابستانی کانون با حضور بچهها متمرکز شده و اتفاقهای کوچک و حاشیهای که به مسایل شخصی بچهها برمیگردد، پیرامون این حادثه اصلی و محوری میچرخد.
چارچوب داستان به گونهای تنظیم شده که با نزدیک شدن به روزهای پایانی برنامههای تابستانی که با مراسم جشن و اختتامیه این برنامهها همزمان است، گرههای زندگی بچهها هم به مرور باز شده و در پایان، شخصیتهای نوجوان داستان به نوعی با مسایل و مشکلات شخصی خود کنار میآیند و به یک تعادل نسبی در زندگی شخصی میرسند.
کتاب «من یک مرد عنکبوتی شبیه رستم خواهم شد» نوشته مژگان بابامرندی با تصویرگری سمینه خوبی در ۱۴۴ صفحه و شمارگان ۵۰۰۰ نسخه برای گروههای سنی«د» و «هـ» از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در تهران چاپ و منتشر شده است.
علی الله سلیمی
انتهای پیام/