خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

یکشنبه، 09 آذر 1404
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

واکنش لاله عقبائی، وکیل محمدعلی نجفی، به اظهارات اخیر علیزاده طباطبایی

اعتماد | همه | یکشنبه، 09 آذر 1404 - 14:06
لاله عقبائی، وکیل محمدعلی نجفی، در یادداشتی برای اعتمادآنلاین به اظهارات اخیر علیزاده طباطبایی، وکیل سابق نجفی واکنش نشان داد.
نجفي،وكيل،پرونده،وكالت،بنده،طباطبايي،حضور،عنوان،اسلحه،تماس،خ ...

کد خبر: 749840 | ۱۴۰۴/۰۹/۰۹ ۱۳:۵۹:۵۴
لاله عقبائی، وکیل محمدعلی نجفی، در یادداشتی برای اعتمادآنلاین به اظهارات اخیر علیزاده طباطبایی، وکیل سابق نجفی واکنش نشان داد.
او نوشت:
آقای علیزاده طباطبایی وکیل دادگستری اخیرا در پایگاه خبری انتخاب مصاحبه ای داشته اند که موضوع پرونده آقای دکتر نجفی هم در آن مطرح شده است ایشان در خصوص پرونده و نحوه ورودشان مطالبی را مطرح نموده اند که با واقعیت امر تفاوت بسیار دارد اینجانب لاله عقبائی بخاطر آشنایی که با همسر آقای نجفی خانم سرور تابشیان داشته ام علیرغم اینکه در عرصه پرونده های خانواده وکالت نمی‌کردم در مورد قضیه طلاق ایشان و آقای نجفی که میبایست حتما انجام میشد وکالت ایشان را به لحاظ حساسیت موضوع بعهده گرفتم و حتی در خصوص وکیل خود آقای نجفی هم در پرونده طلاق از من خواستند که یکی از همکاران معتمد را به عنوان وکیل ایشان در پرونده وارد کنم .به همین خاطر اینجانب از همان روزها مراودات نزدیکی با خانم تابشیان داشته ام و در جریان ماجرای ازدواج دوم ایشان بودم تا اینکه روز حادثه با تماس تلفنی خانم تابشیان به عنوان اولین فرد مطلع در منزل ایشان حاضر شدم و جریان احضار دخترشان خانم زهرا نجفی به کلانتری را به عنوان وکیل پیگیری کردم تا اینکه پس از حضور آقای نجفی در آگاهی از من خواستند وکالت ایشان را بعهده بگیرم که روز بعد با مراجعه به دادسرای امور جنایی آقای نجفی و بنده وکالت نامه را در دفتر دادستان تنظیم و امضا کردیم و از آن لحظه من رسماً وکیل ایشان شدم بعد از حضور در اولین جلسه بازپرسی و اعلام وکالت اینجانب از طریق رسانه ها آقای طباطبایی چندین مرتبه با بنده تماس گرفته بودند که به دلیل مشغله نتوانستم پاسخگوی ایشان باشم تا فردای آن روز که آقای طباطبایی طی تماس های مکرر از من خواستند که به آقای نجفی بگویم اجازه وکالت در آن پرونده را به ایشان هم بدهند ،که من امانت‌دار کلام ایشان بودم ایکاش ایشان هم به حرمت همکاری واقعیتها را آنطور که بود بیان می‌کردند و قلب حقیقت نمی‌کردند من وکیل مستقلی بودم که تنها در چند پرونده همزمان وکالت میکردیم اما ایشان به گونه ای صحبت کردند که گویا بین ما رابطه رییس و مرئوسی حاکم بوده است.
قید جملاتی چون وکالت‌نامه را نوشتم و به ایشان دادم و گفتم برو آگاهی از آقای نجفی وکالت بگیری بسیار جای تأسف دارد چرا که واقعیت نه تنها اینگونه نبود بلکه آن روزها بنده بعنوان تنها وکیل آقای دکتر نجفی منفردا با وکالت‌نامه و سربرگ شخصی قوه قضاییه اعلام وکالت کرده بودم و در تمام رسانه های کشور به عنوان وکیل ایشان شناخته شدم و در مورد پرونده بارها مصاحبه کردم اینگونه نبود که ایشان مرا هدایت کنند و بعد خودشان تشریف فرما شوند در واقع این آقای طباطبایی بودند که با درخواست‌ها و پیگیری های مکرر توانستند به وکالت بنده ملحق شوند.
اصل ماجرا به خودی خود روشن است حتی ایشان نتوانستند وکالت نامه مستقلی طبق اصول کانون وکلا تنظیم و به عنوان موکل به امضای آقای نجفی برسانند آنقدر از حضور در این پرونده مشعوف بودند که به امضای ذیل وکالت نامه ی من اکتفا نمودند آنهم وکالت نامه یی که متن آن را با دستخط خودم تنظیم کرده بودم جالب است ایشان می گویند که وکالت نامه من را خودشان لابد از سر لطف نوشته اند آنهم اول اسم من و بعد اسم خودشان !!
آقای علیزاده هیچ ارتباط آشنایی با خانواده آقای نجفی نداشتند اصلا شناختی در کار نبوده که ایشان مدعی تماس توسط همسر آقای نجفی در اولین ساعات روز حادثه هستند.
خانم تابشان اواسط شب و زمانی که اقای نجفی خود را به آگاهی معرفی کردند مثل تمام افراد از جزئیات امر بی اطلاع بودند چطور می توانستند در لحظات اول با آقای طباطبائی تماس بگیرند و بگویند کمک کن می خواهند اعدامش کنند!!!!
درحالیکه هنوز از اینکه قتل توسط آقای نجفی انجام شده یا نه ، بی اطلاع بودند.
این داستان سرایی هایی رابین هودی هیچ دلیل منطقی ندارد.
مطالبی که ایشان درخصوص خشاب اسلحه بیان می کنند کذب محض است کاملا آنرا تکذیب می کنم .
ضمن اینکه اگر برفرض محال این امر غیرواقع، چنین هم میبود ایشان می بایست به پاس اخلاق مداری حرفه وکالت به خواست موکلشان احترام می گذاشتند و سکوت می کردند نه اینکه امری غیر واقع را فقط و فقط به قصد دیده شدن علیه موکل سابقشان در هر کوی و برزن فریاد بزنند.
آقای نجفی در همان ساعات اولیه حضور در آگاهی که اسلحه شان را تحویل دادند اقرار به قتل آنهم ناخواسته کردند و گفتند در اثر کشمکش با مقتوله گلوله از اسلحه شلیک شده و اصلا نمیخواستند میترا استاد را به قتل برسانند و حال وکیل معزول که حتی در بازسازی صحنه جرم نیز حضور نداشتند مدعی اند که اسلحه خشاب نداشته و اصلا آقای نجفی اسلحه ای نداشتند.
البته شاید ایشان به لحاظ اینکه به گفته خودشان وکیل بسیاری از آقایان سیاسی بودند، قبل از آقای نجفی در روز حادثه در صحنه قتل حاضر بودند و بهتر از ایشان به جزئیات امر واقفند.
تمایلی به گفتن این مطالب نداشتم پرونده ای بود که سالها پیش تمام شده اما بنظر می‌رسد برای ایشان هنوز در صدر پرونده ها و کارنامه کاریشان قرار دارد باید پذیرفت که وکیل شأن خود را از موکل عاریه نمیگیرد و جامعه افراد را با شخصیت مستقل خودشان ارزیابی میکند اینکه وکیل فلان کس و بهمان کس بوده ام فارغ از حصول نتیجه نمیتواند گویای موفقیت وکیل باشد.
لازم بذکر است که موضوع ارجاع امر به هیئت کارشناسی پس از عزل ایشان رخ داد و زمانیکه بنده و اقای گودرزی مشغول دفاع در امر کارشناسی بودیم ایشان مدتها بود که عزل شده بودند و این مطالب را از رسانه ها و خبرها شنیده اند، این سطور را برای آن روی کاغذ آوردم که کاملا روشن شود که در سخنان ایشان از حقیقت و واقعیت اثری نیست در نهایت بعد از آنکه خانواده به آرامش نسبی رسیدند تصمیم گرفتند که آقای گودرزی وکیل دادگستری به وکلای پرونده اضافه شوند در همان روزهای ورود اولیه ایشان با توجه به سابقه سالها وکالت و بازپرسی در پرونده های جنایی متوجه شدم که ایشان در شیوه دفاع با بنده هم نظر هستند اما آقای طباطبایی از همان ابتدا با بنده و بعدها با آقای گودرزی در شیوه دفاع اختلاف نظرهای فاحشی داشتند و برخلاف آنچه مدعیند پس از ارسال پرونده به دادگاه با تلاش فراوان دادگاه را به پذیرش هیات کارشناسی مجاب کرده اند اصلا اعتقادی به شبه عمد بودن قتل و ارجاع امر به کارشناس نداشتند نه تنها دفاعشان فرسنگ‌ها با واقعیت جنایی پرونده فاصله داشت بلکه منتج به هیچ نتیجه ای نمیشد و پرونده را با شکست حتمی روبرو میکرد و راه های مذاکره با اولیای دم را به روی ما می‌بست.
که این امر از سیاست وکالت جنایی بدور است و به همین خاطر بود که آقای نجفی با تصمیم کاملا شخصی و به دور از هرگونه حواشی سیاسی که سابقا وکیل معزول بیان کرده بودند تصمیم به عزل ایشان گرفتند و به همین جهت آقای علیزاده دیگر در جلسه دوم دادگاه به عنوان وکیل حضور نداشتند.
جای تعجب است که ایشان مدعیست امر کارشناسی را در پرونده بسامان رسانده، آیا یک سطر نوشته ایشان در این مورد در پرونده ثبت شده است ؟
به هر حال تاریخ گواه خوبی برای چنین ادعایی است من این مطالب را به عرض خوانندگان محترم رساندم فقط برای آنکه ثابت کنم ادعای ایشان کاملا با واقعیات تعارض دارد.
مشک آنست که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید.