منشأ الفبا از کدام تمدن است؟
شناخت منشأ الفبا تنها شناخت ریشههای یک نظام نوشتاری نیست، بلکه درک فرایندی است که بهتدریج انسان را از وابستگی به حافظه شفاهی جدا کرد و امکان ثبت، قانونگذاری، حسابداری، آموزش و بعدتر ادبیات و فلسفه را فراهم آورد.
شناخت منشأ الفبا تنها شناخت ریشههای یک نظام نوشتاری نیست، بلکه درک فرایندی است که بهتدریج انسان را از وابستگی به حافظه شفاهی جدا کرد و امکان ثبت، قانونگذاری، حسابداری، آموزش و بعدتر ادبیات و فلسفه را فراهم آورد.
کد خبر: 749721 | ۱۴۰۴/۰۹/۰۸ ۲۳:۲۱:۱۳
زهرا تجویدی- این پرسش که نخستین بار انسان چگونه توانست گفتار خود را در قالب نشانههای نوشتاری ثبت کند، از بنیادیترین پرسشهای تاریخ تمدن است.
هر بار که به صفحهای نوشتهشده نگاه میکنیم، در واقع با میراثی چند هزار ساله روبهرو میشویم که از دل نخستین جوامع انسانی سربرآورده است.
شناخت منشأ الفبا تنها شناخت ریشههای یک نظام نوشتاری نیست، بلکه درک فرایندی است که بهتدریج انسان را از وابستگی به حافظه شفاهی جدا کرد و امکان ثبت، قانونگذاری، حسابداری، آموزش و بعدتر ادبیات و فلسفه را فراهم آورد.
اما این سرچشمه کجاست؟
پاسخ این پرسش را نمیتوان در یک نقطه واحد خلاصه کرد، اما بسیاری از پژوهشگران در چند دهه اخیر به اجماعی نسبی رسیدهاند: اگرچه ریشههای کلی نگارش به تمدنهای کهن مانند مصر و میانرودان میرسد، اما نخستین الفبای واقعی را باید در تمدنی جستوجو کرد که در سواحل شرقی مدیترانه شکل گرفت؛ یعنی فنیقیها.
با این حال مسیر رسیدن به این نقطه، پیچیدهتر و طولانیتر از آن است که بتوان آن را صرفاً به یک پاسخ کوتاه فروکاست.
در این مقاله تلاش میشود روند تکامل تدریجی الفبا مرور شود تا روشن شود چگونه از دل نقشنگارهها و نشانههای تصویری، نظامی پدید آمد که امروز در اکثر زبانهای جهان پایه مشترک دارد.
از تصویر تا نشانه؛ نخستین تلاشهای انسان برای ثبت معنا
نخستین نمونههای شناختهشده از نگارش، مربوط به میانرودان و تمدن سومر است.
سومریان از حدود پنج هزار سال پیش نظامی تصویری موسوم به خط میخی را توسعه دادند.
این خط در آغاز کاملاً تصویری بود؛ یعنی هر نشانه تصویر سادهشده یک شیء یا مفهوم محسوب میشد.
مصریان نیز تقریباً همزمان با سومریان خط هیروگلیف را پدید آوردند که آن هم در اصل مجموعهای از تصاویر بود.
اما هر دو نظام، در عین عظمت فرهنگی، یک ویژگی مشترک داشتند: بسیار پیچیده بودند.
یادگیری آنها نیازمند سالها آموزش بود و تنها گروهی کوچک از کاتبان میتوانستند بهطور کامل از آن استفاده کنند.
همین پیچیدگی سبب میشد که نوشتن، امری عمومی نباشد و انتقال دانش و اطلاعات همیشه تحت کنترل گروهی خاص باقی بماند.
با گذشت زمان، در هر دو تمدن تمایل به سادهسازی نشانهها پدید آمد.
در میانرودان، خط میخی از حالت تصویری کاملاً دور شد و نشانههایش بیشتر به خطوط زاویهدار و فرمهای انتزاعی تبدیل شد.
در مصر نیز نسخه سادهتری از هیروگلیف بهنام هیراتیک و سپس دموتیک شکل گرفت که بیشتر مناسب نوشتار روزمره بود.
اما هنوز یک مشکل بزرگ باقی بود: این نظامها هنوز بهطور کامل «الفبایی» نبودند.
یعنی برای نشاندادن هر واژه یا هجا نیازمند نشانهای مستقل بودند و هنوز رابطهای مستقیم و ساده بین صوتها و حروف وجود نداشت.
همین جاست که اختراعی کوچک اما انقلابی رخ میدهد.
نشانهای جدید در صحرای سینا؛ گام نخست بهسوی الفبا
پژوهشهای باستانشناسی در سده اخیر نشان داده است که احتمالاً نخستین جرقههای نظام الفبایی در منطقهای میان مصر و شبهجزیره سینا شکل گرفت.
این منطقه محل رفتوآمد کارگران و بازرگانانی بود که با فرهنگ و خط مصری آشنا بودند، اما به زبانی سامی سخن میگفتند.
آنها که توانایی یادگیری هیروگلیف را نداشتند، بهتدریج برخی نشانههای مصری را برداشتند و آنها را به گونهای سادهسازی کردند که به جای یک تصویر یا مفهوم، تنها بیانگر یک صوت باشند.
این شیوه که امروزه به نام «خط پروتوسینایی» شناخته میشود، قدمتی حدود سه هزار و هشتصد ساله دارد و بسیاری از پژوهشگران آن را پدر مستقیم الفباهای بعدی میدانند.
اهمیت این خط در این بود که برای نخستین بار رابطهای شفاف و مستقیم میان صوت و نشانه برقرار شد.
هر علامت نماینده یک صدا یا آوای معین بود و همین اصل بعدها ستون اصلی تمام الفباها شد.
فنیقیها؛ سازندگان نخستین الفبای کامل
هر چند خط پروتوسینایی نخستین جرقه بود، اما تحول بزرگ بعدی توسط فنیقیها رخ داد؛ مردمی دریانورد و بازرگان که در شرق مدیترانه ساکن بودند و شهرهایشان در قلمرو امروز لبنان و بخشهایی از سوریه قرار داشت.
فنیقیها نیاز زیادی به یک نظام ساده و کاربردی داشتند؛ زیرا تجارت گسترده در مدیترانه، روابط اقتصادی پیچیدهای ایجاد کرده بود که ثبت دقیق حسابها و قراردادها را ضروری میکرد.
آنها با الهام از خط پروتوسینایی، نخستین الفبای نسبتاً کامل را حدود سه هزار سال پیش شکل دادند؛ الفبایی که از حدود بیست و دو نشانه تشکیل شده بود و هر نشانه بیانگر یک صامت بود.
نکته مهم این بود که فنیقیها برخلاف مصریان و سومریان نظام نوشتاری خود را به گروهی خاص محدود نکردند.
بازرگانان، دریانوردان و کارمندان بندرها بهراحتی این خط را میآموختند و آن را در سراسر مدیترانه گسترش میدادند.
همین گسترش یکی از عوامل اصلی تأثیر گسترده خط فنیقی بر تمدنهای بعدی شد.
نفوذ فنیقیان در یونان؛ آغاز تغییر بزرگ
یونانیان هنگام تماس با فنیقیها با الفبای آنان آشنا شدند و به سرعت دریافتند که میتوان آن را برای زبان خود سازگار کرد.
اما زبان یونانی با زبان فنیقی تفاوتی اساسی داشت؛ یونانی به واکهها (مصوتها) نیاز بیشتری داشت و نمیشد تنها با نشانههای صامتی فنیقی آن را نوشت.
از همین نیاز، نوآوری مهمی زاده شد: یونانیان برای نخستین بار برخی نشانههایی را که در فنیقی به صامتهایی کاربرد داشتند که در یونانی وجود نداشت، به عنوان واکه به کار بردند.
نتیجه این کار، نخستین الفبای کامل جهان بود؛ الفبایی که هم صامتها و هم واکهها را ثبت میکرد و از همین جهت اساس تمامی الفباهای اروپایی و بسیاری از خطوط دیگر شد.
این اقدام یونانیان سرآغاز دگرگونیهایی شد که بعدها به خط لاتین، خط سیریلیک و بسیاری دیگر از سیستمهای نوشتاری مدرن انجامید.
از یونان تا رم؛ زایش الفبای لاتین
رومیان که بخش مهمی از میراث فرهنگی خود را از یونان گرفته بودند، الفبای یونانی را نیز با تغییراتی برای زبان لاتین سازگار کردند.
آنان برخی نشانهها را حذف و بعضی دیگر را به شیوهای جدید تنظیم کردند تا برای تلفظ لاتین مناسب باشد.
نتیجه کار، همان الفبایی است که امروز بیش از هر الفبای دیگری در جهان استفاده میشود.
خط لاتین از طریق امپراتوری روم به سراسر اروپا گسترش یافت و بعدها با گسترش استعمار اروپاییها، به بسیاری از نقاط جهان رسید.
اینکه امروز بسیاری از زبانها از انگلیسی و فرانسوی گرفته تا اندونزیایی و ویتنامی از الفبای لاتین استفاده میکنند، ریشهاش در همین انتقال تاریخی است.
خط آرامی؛ شاخه دیگر از میراث فنیقی
در کنار مسیر یونانی لاتین، مسیر دیگری که از فنیقی منشعب شد، خط آرامی بود.
آرامیان که در منطقه شام و میانرودان میزیستند، خط فنیقی را گرفتند و آن را برای زبان خود دگرگون کردند.
خط آرامی به تدریج به یکی از پرنفوذترین خطوط خاورمیانه تبدیل شد.
از دل آن، خطوط مهمی چون نبَطی، سریانی، عبری و بهویژه خطی که بعدها مبنای خط فارسی باستان و سپس پهلوی شد، پدید آمد.
مسیر تأثیر آرامی چنان گسترده بود که حتی خط عربی نیز در ریشههای دور خود با خط نبطی مرتبط است.
بنابراین، بخش مهمی از نظامهای نوشتاری خاورمیانه را نمیتوان بدون درک نقش آرامیان فهمید.
آیا منشأ الفبا مصری است یا فنیقی؟
یکی از بحثهایی که در سالهای اخیر میان پژوهشگران مطرح شده، این است که آیا باید مصر را خاستگاه واقعی الفبا دانست یا فنیقیها را؟
پاسخ به این پرسش در نگاه نخست ساده به نظر میرسد، اما واقعیت پیچیدهتر است.
از یک سو، خط پروتوسینایی که نخستین گامهای الفبایی را برداشت، آشکارا از نشانههای مصری الهام گرفته است.
بسیاری از کارگران و ساکنان صحرای سینا از نظام تصویری مصر نشانه برداشته و آنها را به صوتهای سامی پیوند داده بودند.
بنابراین مصر را میتوان سرچشمه الهام اولیه دانست.
اما از سوی دیگر، فنیقیها بودند که این نشانهها را به صورت یک نظام منسجم، پایدار و قابلگسترش تبدیل کردند.
آنها الفبا را بهگونهای سازمان دادند که در تجارت، ثبت حسابها و ارتباطات گسترده کاربرد داشته باشد.
گسترش مدیترانهای الفبا نیز مرهون همین تمدن است.
بنابراین، اگر پرسش این باشد که «نخستین الفبای نظامیافته» از کدام تمدن برخاسته، پاسخ درست فنیقیها هستند.
اما اگر پرسش این باشد که «ریشه الهام اولیه» از کجا آمده، باید به مصر اشاره کرد.
در حقیقت، الفبا نتیجه تعامل طولانی میان تمدنهای سامی، مصری و فنیقی است و هیچکدام را نمیتوان بهتنهایی پدیدآورنده آن دانست.
الفبا چگونه جهان را تغییر داد؟
اختراع الفبا شاید در زمان خود ساده به نظر میرسید، اما تأثیری شبیه انقلابهای بزرگ علمی داشت.
نخستین اثر آن، عمومیتر شدن نوشتار بود.
برخلاف خط میخی یا هیروگلیف، یادگیری الفبا پیچیده نبود و هر فرد با اندکی آموزش میتوانست آن را بیاموزد.
همین دسترسی گسترده به نوشتار، امکان توسعه آموزش، نگارش قوانین، گسترش مکاتبات و حتی شکلگیری تجارت بینالمللی را ایمنتر و دقیقتر کرد.
همچنین الفبا زمینه پیدایش ادبیات مکتوب را فراهم کرد.
بسیاری از آثار برجسته یونان و سپس جهان، از تراژدیها و متون تاریخی گرفته تا فلسفه افلاطون، تنها به این دلیل ماندگار شدند که الفبا امکان ثبت آنها را فراهم کرد.
بدون وجود یک نظام نوشتاری ساده و کارآمد، انتقال فکر و دانش محدود به نسلهای کوتاه شفاهی میماند و بخش عمده میراث فرهنگی بشر هرگز به ما نمیرسید.
مسیرهای گوناگون، ریشه واحد
امروز اگر به نظامهای نوشتاری جهان نگاه کنیم، به نظر میرسد تنوعی بیانتها وجود دارد؛ از خطهای راستبهچپ مانند عربی گرفته تا خطوط چپبهراست مانند لاتین، یا خطهایی که نشانههایشان بههم نمیچسبند و خطهایی که ساختاری پیچیده دارند.
اما بخش بزرگی از این تنوع، در نهایت به دو یا سه ریشه مشترک بازمیگردد: خط فنیقی، خط یونانی و خط آرامی.
این سه مسیر شاخههایی را پدید آوردند که امروز گستره عظیمی از زبانها را در خود جای میدهد.
اگرچه خطوط دیگری مانند خط چینی ریشهای مستقل دارند، اما از نظر تعداد زبانهایی که از آنها استفاده میکنند، تأثیر خط فنیقی و شاخههایش بسیار گستردهتر است.
میراث مشترک تمدنهای باستان
پرسش از منشأ الفبا تنها پرسشی درباره تاریخ نگارش نیست، بلکه درباره تاریخ ارتباطات انسانی است.
الفبا محصول همکاری ناآگاهانه نسلهایی است که در میانرودان، مصر، صحرای سینا، سواحل مدیترانه و سرزمینهای یونانیرومی زندگی میکردند.
اگر خط مصری الهامبخش نخستین نشانههای الفبایی نبود، شاید انسان هرگز به سوی سادهسازی نوشتار نمیرفت.
اگر کارگران سامی در سینا از ترکیب صداهای زبان خود با نشانههای مصری بهره نمیگرفتند، شاید نخستین نشانههای صوتی پدید نمیآمد.
اگر فنیقیها الفبا را سازمان نمیدادند، امکان گسترش آن در سراسر مدیترانه فراهم نمیشد.
و اگر یونانیان نوآوری مهم ثبت واکهها را انجام نمیدادند، شاید بسیاری از نظامهای نوشتاری امروزی شکل دیگری به خود میگرفتند.
بنابراین منشأ الفبا نه یک تمدن واحد، بلکه سلسلهای از تعاملات درازمدت میان چند تمدن است.
با این حال، اگر بخواهیم بر اساس تعریف دقیق «نخستین الفبای کامل» پاسخ دهیم، باید تمدن فنیقی را مرکز اصلی این تحول بدانیم.