تجربه تلخ قراردادهای تحمیلی در ایران/ از ترکمانچای تا برجام!
ملت ایران در طول تاریخ بارها طعم تلخ قراردادهای تحمیلی را چشیده است؛ از ترکمانچای و گلستان تا برجام، همیشه عده ای بدون رضایت ملت، پای امضاهایی نشستند که به جای عزت و امنیت، زنجیر وابستگی و تحقیر برای کشور به همراه داشت.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از خرمآباد، ملت ایران در طول تاریخ خود همواره طعم تلخ قراردادهای تحمیلی و توافقهای ناعادلانه را چشیده است؛ از ترکمانچای و گلستان گرفته تا دوران معاصر، همواره عدهای با وعده مصلحت و رفاه، پای امضاهایی نشستند که جز اسارت و خسارت برای این سرزمین به همراه نداشت.
اما در برابر همه این تلخیها، یک حقیقت روشن باقی ماند: ملت هرگز تن به ذلت نداده و همواره با بیداری و مقاومت، زنجیرهای تحمیلشده را پاره کرده است.
امروز نیز در برابر تجربهای به نام «برجام»، همان نگرانی تاریخی دوباره زنده شده است.
قراردادی که نه بر اساس رأی و خواست ملت، بلکه در پشت درهای بسته شکل گرفت و اختیار جان و مال مردم را در دست دشمن قرار داد.
این یادداشت، نوشته حجتالاسلام علی لرستانی، مسئول امور روحانیون نمایندگی ولی فقیه در سپاه حضرت ابوالفضل علیهالسلام لرستان، نگاهی است به آن تجربه تلخ و پیامدهایش، و هشداری برای آینده؛ تا بار دیگر تاریخ با همان خطاها و امضاهای لرزان تکرار نشود.
مصیبت ما از آنجاست که این قرارداد ننگین به نام برجام را ملت امضا نکردهاند؛ عدهای محدود، در پشت درهای بسته، برگههایی را امضا زدند که اختیار جان، مال و آینده ملت را در جیب دشمن گذاشت.
ملت هرگز به دشمن اجازه نداده بود که هر وقت خواست خروج یکطرفه کند، جنگ را تهدید نماید، تحریمها را بازگرداند و با مکانیزم خفتباری چون «اسنپبک» (ماشه)، همه فشارها را در یک لحظه بر ما فرود آورد.
اما فاجعه بزرگتر این بود که برای ضمانت این معاهده، به جای پشتوانه ملت، تنها امضای «جان کری» وزیر خارجه آمریکا را آوردند و گفتند کافی است.
امضای یک سیاستمدار آمریکایی شد تضمین عزت و آینده یک ملت!
آیا این چیزی جز حماقت و وابستگی بود؟
ملت، عزت خود را هرگز بر سر میز معامله نگذاشت.
این امضاکنندگان بیاختیار بودند که به نام ملت، اما بر خلاف اراده ملت، سندی را نوشتند که کوچکترین حقوق طرف مقابل را تضمین میکرد و ما را خلعسلاح میساخت.
این همان خیانتی است که تاریخ بارها دیده است: از ترکمانچای تا امروز.
همیشه عدهای پشت میز نشستند و به اسم مصلحت، حلقه اسارت را بر گردن ملت انداختند.
اما تاریخ نشان داده است که ملت هیچگاه این زنجیرها را به رسمیت نشناخته و دیر یا زود آنها را پاره کرده است.
اگر قرار است قراردادی نوشته شود، باید با رأی و خواست ملت باشد، نه با امضای کسانی که خود را صاحب کشور میدانند.
اگر قرار است معاهدهای بسته شود، باید عزت، امنیت و منافع ملت در آن تضمین گردد؛ نه اختیار مطلق دشمن و نه پشتوانهای سست همچون امضای جان کری.
برجام، و بند تحقیرآمیز «اسنپبک» و امضای امثال جان کری، اسناد حقارت کسانی است که آن را امضا کردند، نه سند سرنوشت یک ملت.
امضای آنان بر کاغذی پوسیده، هرگز از اراده ملتی بیدار، قویتر نخواهد بود.
امروز بر دوش ملت وظیفهای سنگین است: از جمله هوشیاری در برابر تکرار چنین فریبها، مطالبه قراردادهای عزتمند و ملی، ایستادگی در برابر هر امضای تحمیلی، و مهمتر از همه، مراقبت از عزتی که با خون شهدا به دست آمده است.
زیرا اگر ملت بیدار و مطالبهگر باشد، هیچ دست لرزانی جرئت امضای سند ننگین دیگری را نخواهد داشت.
یادداشت: حجتالاسلام علی لرستانی
انتهای پیام/