فرهنگفروشی برای فالوور/ وقتی تاریخ و ادب ایران هدف بیادبان قرار میگیرد - تسنیم
هتاکی به حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر و پاسدار زبان فارسی، از سوی فردی در فضای مجازی بار دیگر زنگ خطر ابتذال فرهنگی و بی احترامی به مفاخر ملی را به صدا درآورد؛ رفتاری که نمی توان در برابر آن سکوت کرد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرج، در دورانی که مرز میان سخن و ناسزا، نقد و نفرت و مرجعیت و خودشیفتگی، بیش از هر زمان دیگری در هم ریخته است، ظهور افرادی که با تکیهبر بیادبی، جلبتوجه عمومی را هدف گرفتهاند نهتنها تأسفبار، بلکه نگرانکننده است.
افرادی که نه شناختی از تاریخ و فرهنگ این سرزمین دارند و نه الفبای ادب و احترام را میدانند، با ادعای بلاگری و با هدف جذب مخاطب، به هر قیمتی حتی با لگدمال کردن ارزشها و مفاخر ملی، به دنبال چند لایک و بازدید بیشتر هستند.
هنگامیکه این بیادبی از مسیر بیاحترامی به بزرگانی همچون حکیم فردوسی عبور میکند، موضوع دستکم اخلاقی نیست؛ بلکه نشانهای آشکار از ضعف اخلاقی، فرهنگی و دانشی است.
نمونه تازه این موضوع، خانمی است که پیشتر نیز در فضای مجازی با ادبیات سخیف و بیپایه، موضوعات اجتماعی و سیاسی را دستمایه توهین و تمسخر قرار داده بود اما این بار پا را فراتر گذاشته و به ساحت حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر بزرگ و پاسدار زبان فارسی، جسارت کرده است.
فرهنگ ایرانی با نامهایی همچون فردوسی، حافظ و سعدی زنده است و هیچ فریاد پوچ و هیچ قلم نابجایی نمیتواند غبار بیاحترامی بر این چهرههای ماندگار بنشاند.
این افراد میروند و در حافظه تاریخ محو میشوند، اما شکوه فردوسی و شاهنامهاش جاودانه خواهد ماند زیرا فردوسی همان چهرهای است که با سرودن شاهنامه، شناسنامه هویت ایرانی را در برابر هجوم بیگانگان و فراموشی تاریخی حفظ کرد و قرنهاست که زبان فارسی مدیون اوست.
بیحرمتی به وی، در واقع بیحرمتی به ریشهها و اصالت یک ملت بوده و بیتردید پاسداری از نام و یاد فردوسی، پاسداری از فرهنگ، تاریخ و آینده ایران است، بنابراین چنین رفتارهایی نشان میدهد برخی برای دیده شدن حاضرند حتی تاریخ و فرهنگ خود را به سخره بگیرند، غافل از آنکه اینگونه هتاکیها نهفقط باعث رسوایی بیشترشان میشود، بلکه چهره واقعی آنها را در پیشگاه افکار عمومی برملا میکند.
با گذری در تاریخ این دیار کهن و نگاه به گنجینههای بزرگ تمدن ایرانی، به چهرههای برجستهای میرسیم که نه صرفاً برای شعرشان، بلکه برای تأسیس جریان فکری - فرهنگیشان در یاد ما ماندهاند و حکیم ابوالقاسم فردوسی از جمله آنهاست. او با سرودن شاهنامه، اثری را آفرید که نهفقط شعر بود، بلکه تاریخ، هویت، هویتسازی و زبانی یک ملت را در خود بازتاب داد.
شاهنامه، دستمایه فخر ملی ماست که در برابر فراموشیها، تهاجمات و تحولات زبانی، فرهنگی ایستاد و نویسنده آن بهواسطه تلاشی حکیمانه، هویت ایرانی را حفظ کرد.
فضایل حکیمانه فردوسی متعدد و مثالزدنی بوده و پایبندی به ادب و زبان فارسی مهمترین آنهاست.
در روزگاری که زبان پارسی در خطر بیگانگیهای فرهنگی و تحمیلهای بیگانه قرار داشت، او با دقت و وسواس، واژهها را از دل فراموشی و پراکندگیها بازگرداند و آنها را در چارچوب نظم قرار داد.
دومین فضیلت وی، نگاه اخلاقی و انسانی اوست.
شاهنامه صرفاً روایت حماسی نیست؛ بلکه درسهایی از شجاعت، مهربانی، وفاداری، اندیشهیاری، عدالتخواهی و عدالتگستری در خود دارد.
حماسههای رستم، سیاوش، سهراب و ...، نهفقط هیجانآفرین، بلکه سرشار از آموزههای اخلاقی هستند؛ درسهایی که هنوز هم برای جامعه ما، ضروری و قابل تأملاند.
بنابراین توهین به فردوسی، صرفاً یک عمل فردی یا شخصی نیست؛ توهین به ریشههای فرهنگی ما، به زبان فارسی و به همه انسانهایی است که هویت خود را با پیکره شاهنامه همساز کردند.
وقتی کسی با ادبی بیپایه و تهی، به فردوسی جسارت میکند، در واقع قرارداد نانوشتهای را نقض میکند که ملت ایران قرنها بر پایه آن ساخته شده و آن، احترام به گذشتگان، ارزشگذاری به فرهنگ و پاسداری از میراث فکری است.
تن دادن به این بیاحترامی یعنی نشانهای از خواری فرهنگی، یعنی تسلیم شدن در برابر کسانی که بدون درکی از شأن فرهنگ، برای خوشمنظرشدن عمومی، لب به هر گزافهای باز میکنند اما این ما هستیم که نباید این رفتار را نادیده بگیریم، زیرا نباید بستری فراهم شود تا هر ناآگاهی بتواند تاریخ را زیر پا لگدمال کند، بنابراین در برابر چنین توهینی، نخستین گام، اعتراض هوشمندانه و آگاهانه است.
گامهای ما در این مسیر نباید از سر هیجان یا عصبانیت بیهدف بلکه باید از مسیر نقد مستدل فرهنگی و حقوقی باشد.
برخی قوانین در کشور ما، از جمله در حوزه نشر و توهین به مقدسات فرهنگی، امکان پیگیری قضایی را فراهم میآورد.
این مسیر نباید صرفاً برای تنبیه، بلکه باید برای زدودن بیفرهنگی از فضای مجازی و جلوگیری از تکرار آن باشد که البته اینگونه به نظر میرسد که دستگاه قضا هم دست روی دست نگذاشته است.
اما وظیفه ما بهعنوان اصحاب رسانه، در سطح اجتماعی و رسانهای است و واکنش ما باید روشن باشد؛ واکنشی که نشان دهد توهین به فردوسی، قابلتحمل نیست.
رسانهها، دانشگاهها، انجمنهای فرهنگی و تشکلهای ادبی و هنری، همگی مسئول هستند که با دادهمحوری، قصهگویی ادبی و بیانیهنویسی، پاسداری فرهنگی از بزرگان این خطه قهرمانپرور را به پیش ببرند چراکه اگر هیچ واکنشی صورت نگیرد، الگویی خطرناک برای نسل آینده شکل میگیرد.
یادداشت: صدیقه صباغیان
انتهای پیام/