خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

جمعه، 07 شهریور 1404
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

قصه از خودبیگانگی تئاتری‌ها در «مبانی تاریکی»؛ تئاتر سیرک نیست!

مهر | فرهنگی و هنری | جمعه، 07 شهریور 1404 - 09:18
نمایش «مبانی تاریکی» به کارگردانی میلاد شجره، درباره از خودبیگانگی گروهی تئاتری حرف می‌زند، اثری که با سادگی روایتی خطی را مطرح می‌کند که به درستی پی‌ریزی شده است.
نمايش،تاريكي،مباني،مخاطب،تئاتر،روايت،صحنه،انتخاب،كاراكترها،ت ...

خبرگزاری مهر-گروه هنر- علی حیدری؛ نمایش «مبانی تاریکی» به نویسندگی مهام میقانی و کارگردانی میلاد شجره از ۳ شهریور اجراهای خود را در تماشاخانه ایرانشهر آغاز کرده است.
این نمایش حدودا ۱۳۵ دقیقه‌ای اولین سوالش از مخاطب این است؛ در شرایطی که آستانه تحمل مخاطب به کمترین حد خود رسیده است، این نمایش توان نگه‌داشتن آنها را در سالن دارد؟
این نگه‌داشتن به چه عواملی وابسته است؟
«مبانی تاریکی» در روایت
این نمایش از یک روایت خطی بهره می‌گیرد و از لحاظ ژانرشناسی با یک کمدی مواجه هستیم، کمدی که رگه‌هایی از هجو را با خود دارد و در قالب کمدی دست به انتقاد می‌زند، کاراکترهایی که در دل زندگی هنری خود، توسط همان هنر به «الیناسیون (از خود بیگانگی)» دچار شده‌اند و هر از گاهی از اعمال خود شگفت زده می‌شوند و انگار انتظار بسیاری از کنش‌ها را از جانب خود و دیگری ندارند.
نمایش در هر لحظه برگ تازه ای برای مخاطب رو می‌کند «تعلیق» به شکلی درست در راستای روایت به کار گرفته می‌شود و مخاطب درگیر سفر قهرمان نمایش می‌شود.
بهره‌گیری از شیوه نمایش در نمایش انتخاب و قالبی درست برای قابل پیش‌بینی نبودن تعلیق‌ها است، زیرا هر لحظه از زندگی واقعی کاراکترها به نمایشی که آنها در حال ساختن هستند، وارد می‌شویم و مخاطب گاهی مرز میان این ۲ را گم می‌کند، که همین پیدا کردن فضای موجود برای مخاطب چالشی جذاب است.
تماشای یک نمایش ساده؛ جادویی در کار نیست!
از دهه ۹۰ موجی در تئاتر ایران شکل گرفت، که تئاتر را به سمت فضاهای مینیمال سوق داد.
بخشی از این مینیمالیسم وابسته به مسائل اقتصادی بود و بخشی دیگر انتخاب کارگردان‌های برجسته در آن برهه زمانی، اما این موضوع در تئاتر تقریبا ماندگار شد و بسیاری از افراد نیز این سبک را ادامه دادند؛ عده‌ای از سر ناتوانی در جذب سرمایه و عده‌ای دیگر از سر انتخاب.
در «مبانی تاریکی» ما در نگاه اول با سادگی مواجه هستیم، بنا نیست صحنه‌آرایی، نورپردازی و ...
دیگر موارد بصری و صوتی اجرا ما را جادو کند و چیزی که از همان شروع مخاطب را درگیر می‌کند، «متن» است؛ این نمایش برگ برنده‌ای به نام متن دارد و چیزی که تا آخرین لحظه آن‌ را دیدنی نگه می‌دارد روایت است.
«مبانی تاریکی» یک گروه تئاتری را روایت می‌کند که سال‌ها خاک صحنه خورده‌اند و اکنون پس از چند سال کنار هم جمع شدند تا نمایشی تازه خلق کنند.
نکته این است که همه‌چیز در اجرا ساده برگزار می‌شود و این شرایط زایش سالم اثر را مهیا می‌کند و اختلالی در ذهن مخاطب هنگام دیدن نمایش به واسطه موارد بصری، وجود ندارد و به نوعی تمرکز کامل نمایش بر روایت روان متن است.
جادویی در کار نیست و قرار نیست که بازیگر روی صحنه کار عجیبی انجام دهد.
علیه تئاتر تزئینی؛ تماشاخانه «سیرک» نیست!
فضایی در تئاتر امروزه ما شکل گرفته است، که سبب می‌شود در ترجمه واژه «تئاتر» به عبارت «سیرک» برسیم!
امروزه یکی از معیارهای باکیفیت بودن یا نبودن اثر از نظر مخاطب، مهیج بودن نمایش به وسیله میزانسن‌های عجیب و غریب، نورپردازی تجملی و صحنه‌آرایی های گسترده است، طبیعتا وجود هر یک از این عناصر در جایگاه درخور خود، شایسته تقدیر است، اما جریان نمایش‌های امروزه به سمتی می‌روند که محتوا را فدای ایده‌های مهیج می‌کنند و انگار مقصود تئاتر فقط و فقط اعجاز به‌وسیله موارد تزئینی و تجملاتی است نکته‌ای که در «مبانی تاریکی» وجود ندارد.
گروه بازیگران؛ برگ برنده بعدی «مبانی تاریکی»
در این نمایش با گروهی از بازیگران مواجه هستیم که اغلب درحال ایفای نقش واقعی و حقیقی خود در زندگی روزمره، هستند.
این ترفند شاید در وهله نخست، این فرضیه را ایجاد کند که کار بازیگر در این نمایش راحت‌تر است، زیرا باید خود را بازی کند اما این‌طور نیست، ما در طی زیست روزمره خود، در بسیاری اوقات به فکر تماشا شدن نیستیم، اما در این نمایش باید خودمان باشیم و از خودمان بودن فراتر نرویم و در آن واحد تماشایی نیز باشیم که این موضوع، احتمالا برای هر بازیگری چالش برانگیز خواهد بود چون بازیگر به شکلی ناخودآگاه میل به دیده شدن روی صحنه دارد از همین جهت به دنبال نقش‌هایی است که از شخصیت حقیقی خود فاصله داشته باشد، اما «مبانی تاریکی» به شکل تعمدی چیزی به نام «نقش» و «کاراکتر» را حذف می‌کند، تمامی کاراکترها در بازی نکردن، تقریبا موفق عمل می‌کنند.
«مبانی تاریکی» و چندگانگی
موضوع قابل اعتنای دیگر، چند صدایی و چندگانگی موجود در نمایش است، نمایشنامه با استفاده از شیوه نمایش در نمایش، صدای هر کاراکتر را به شکلی برابر، مطرح می‌کند و جز «طرح مسئله» هیچ اقدام دیگری را در پیش نمی‌گیرد و در راستای پاسخ دادن و «حل مسئله»، گام برنمی‌دارد.
کاراکترها در میان انتخاب هایی هستند که وجه اخلاقی و معیشتی را توامان با یکدیگر دارد و این ستیزی جذاب ایجاد می‌کند که هر کاراکتر در ابتدا پس از «طرح مسئله» با درون خود درگیر می‌شود و ستیز «خود با خود» اتفاق می‌افتد و سپس ستیز «خود با دیگری».
عواملی این‌چنینی سبب می‌شود اثر در تحلیل از سطح گذر کند و به عمق نزدیک‌تر شود و تحلیل‌گر در مواجه با اثر با چندین لایه برخورد کند.
تئاتری برای این روزها
در نهایت «مبانی تاریکی» نمایشی است که با وجود زمان نسبتا طولانی‌اش با استفاده درخور از عناصر درام و ساختاری خطی و منسجم می‌تواند اثری باشد که به وقت و شعور مخاطب احترام می‌گذارد و با قرابتی که با روزگار تماشاگر دارد، دیدن آن شاید خالی از لطف نباشد.
نمایش «مبانی تاریکی» به نویسندگی مهام میقانی و کارگردانی میلاد شجره تا ۴ مهر در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه می‌رود.
سعید ‌چنگیزیان، میلاد ‌شجره، فریال ‌سنگری و دلسا ‌کریم ‌زاده گروه بازیگران این نمایش را تشکیل می‌دهند.