لیست جدید تیم ملی؛ از حضور رامین و روزبه تا غیبت عالیشاه/ ابهام بی پایان
دردناک ترین بخش ماجرای لیست جدید تیم ملی، مقایسه فرصتهایی است که به برخی بازیکنان داده می شود و دریغ شدنش از برخی دیگر.

کد خبر: 732518 | ۱۴۰۴/۰۶/۰۷ ۰۲:۲۵:۰۹
انتشار لیست جدید تیم ملی فوتبال برای تورنمنت کافا، به جای ایجاد امید و هیجان برای آینده، بار دیگر موجی از ابهامات و پرسشهای بیپاسخ را به همراه آورده است.
به گزارش روزنامه اعتماد، این تورنمنت که میتوانست سکویی برای تجربه کسب کردن جوانان و محک زدن استعدادهای تازه باشد با انتخابهای سوالبرانگیز امیر قلعهنویی، عملا به فرصتی سوخته تبدیل شده است.
به نظر میرسد به جای برنامهریزی برای افقهای دوردست، همچنان درگیر چرخه معیوب گذشته هستیم.
دعوت مجدد از بازیکنانی چون رامین رضاییان و روزبه چشمی، در نگاه اول، سوالی اساسی را مطرح میکند: آیا این بازیکنان قرار است ستونهای تیم ملی در جام جهانی بعدی باشند؟
پاسخ منطقی و واقعبینانه، احتمالا خیر است.
پس اگر قرار نیست در ترکیب اصلی جام جهانی ۲۰۲۶ جایی داشته باشند، حضورشان در اردویی که میتواند برای یک بازیکن جوانتر فرصت کسب تجربه بینالمللی در سطحی نه چندان بالا را فراهم کند چه معنایی دارد؟
این انتخاب، نه تنها جای یک استعداد نوظهور را میگیرد، بلکه این سیگنال را میدهد که تیم ملی همچنان به دنبال تکرار ترکیبهای جام جهانی ۲۰۱۸ و ۲۰۲۲ است!
رویکردی که اگر واقعا مبنای حرکت به سوی جام جهانی در امریکای شمالی باشد، باید آن را فاجعهبار و دور از هرگونه آیندهنگری دانست.
علیرضا جهانبخش، با تمام احترامی که برای تجربه و کیفیت او قائل هستیم، در این سن و سال و با این سابقه، نیازی به حضور در هر اردوی تیم ملی و تورنمنتی در سطح کافا ندارد.
این اصرار بر حفظ بازیکنان با تجربه عملا راه را بر جوانانی میبندد که میتوانستند در چنین مسابقاتی، تجربه بینالمللی کسب کرده و برای آینده تیم ملی سرمایهگذاری شوند.
این تکرار مکررات، مانع از تزریق خون جدید در رگهای تیم ملی میشود.
ابهام در مورد دعوت از نیما میرزاد، گواهی دیگر بر عدم شفافیت و معیارهای مشخص در انتخابهاست.
چه منطقی پشت این انتخاب نهفته است که برای افکار عمومی و کارشناسان قابل درک نیست؟
این دست انتخابها که شائبه سلیقه شخصی را تقویت میکند، اعتماد به سیستم انتخاب بازیکنان را خدشهدار میسازد.
مورد عجیب دیگر، دعوت از محمد نادری است.
درحالی که باشگاه تراکتور برای پوشاندن ضعف خود در پست دفاع چپ، مدتی است به دنبال جذب بازیکن است و این پست از نقاط ضعف آشکار این تیم محسوب میشود، چگونه نادری به تیم ملی دعوت شده است؟
آیا این نشاندهنده سطحی از کیفیت است که در باشگاهش هم به طور کامل تثبیت نشده؟
این انتخاب، بیش از آنکه براساس شایستگی مطلق باشد بوی سلیقه شخصی میدهد و جایگاه تیم ملی را به محلی برای آزمون و خطا تبدیل میکند، درحالی که تیم ملی باید اوج شایستگی و آمادگی بازیکنان باشد.
شاید دردناکترین بخش ماجرا، مقایسه فرصتهایی است که به برخی بازیکنان داده میشود و دریغ شدنش از برخی دیگر.
اگر قرار است به بازیکنانی که عملکردشان در هالهای از ابهام قرار دارد یا سن و سالشان دیگر اجازه سرمایهگذاری بلندمدت را نمیدهد، همچنان فرصت داده شود، چرا هرگز چنین فرصتی به بازیکنی مانند امید عالیشاه داده نشد؟
عالیشاه، کاپیتان پرسپولیس و یکی از آمادهترین بازیکنان لیگ برتر در سالیان اخیر، بارها با درخشش خود ثابت کرده که شایسته حداقل یک فرصت برای اثبات تواناییهایش در سطح ملی بوده است.
این تضاد آشکار، به خوبی نشان میدهد که این لیست تا چه حد پر مساله است که حتی نیازی به قیاس دعوتشدگان با دعوتنشدهها نیست، بلکه خود دعوتشدگان، معیارهای انتخاب را زیر سوال میبرند.
در مجموع، لیست تیم ملی برای تورنمنت کافا، فرصتی طلایی برای تزریق خون تازه، تجربه دادن به جوانان و برنامهریزی برای آینده را به سادگی ازدست داده است.
به جای نگاه به افقهای دوردست، گویا همچنان درگیر چرخه معیوب گذشته هستیم.
این شیوه انتخاب، نه تنها به نفع تیم ملی نیست، بلکه میتواند بیانگیزگی و ناامیدی را در میان بازیکنانی که با تمام وجود تلاش میکنند اما دیده نمیشوند، تقویت کند.
تیم ملی نیازمند یک رویکرد شفاف، شایستهسالارانه و آیندهنگر است؛ رویکردی که در این لیست کمتر اثری از آن دیده میشود.