شهیدی که حضور در جبهه و دفاع از میهن اسلامی را بر ادامه تحصیل ترجیح داد
پاسدار شهید ابوالحسن منصوری یکی از 5400 شهید والامقام استان کردستان است که برای ادامه تحصیل در دانشگاه ثبتنام کرد اما حضور در جبهه و دفاع از میهن اسلامی را واجبتر از علم دانست.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از سنندج، شهادت پایان نیست، آغاز است، تولدی دیگر است در جهانی فراتر از آنکه عقل زمینی به ساحت قدس آن راه یابد.
تولد ستارهای است که پرتو نورش عرصه زمان را درمینوردد و زمین را به نور ربالارباب اشراق میبخشد.
5400 شهید والامقام استان کردستان، سرزمین مجاهدتهای خاموش، سرزمین خون و شقایق، رفتند تا امنیت آبوخاکشان را برای همیشه عمر تأمین کنند.
پاسدار شهید ابوالحسن منصوری، یکی از 5400 شهید والامقام استان کردستان است که جانش را برای پاسداری از انقلاب و اسلام تقدیم کرد.
در دوران نوجوانی در جرگه بچههای اهل مسجد بود، سال 1353 تنها 15 سال سن داشت که با حضور در مجالس و محافل مذهبی با الفبای مبارزه آشنا شد، بعدها با شرکت در جلساتی که در قالب دعا و انس با قرآن برگزار میشد در مسیر فعالیتهای سیاسی و مذهبی قرار گرفت و در دوران انقلاب با پخش اعلامیههای صادره از سوی امام خمینی (ره) و تمثال آن مرجع عالیقدر ایفای نقش میکرد.
هفدهم اسفند سال 1337 در شهر بیجار میان خانواده مذهبی دیده به جهان گشود، پدرش جعفر از طریق قصابی زندگی خانوادهاش را تأمین میکرد و مادرش بتول درستکار از زنان با تقوی شهر بود.
ابوالحسن در فضای معنوی خانواده رشد و نمو یافت و در سن هفتسالگی راهی مدرسه شد، در دبستان خاقانی سابق زادگاهش که امروزه آیتالله مرتضی مطهری تغییر نامیافته است تحصیلات ابتدائیاش را با موفقیت پشت سر نهاد و به مقطع راهنمایی راه یافت، با اتمام سه سال دوره راهنمایی در دبیرستان پهلوی سابق ثبتنام کرد و در رشته خدمات بازرگانی موفق به اخذ مدرک دیپلم شد.
در کنار تحصیل علم در فعالیتهای ورزشی حضور فعال داشت و در کار طراحی و نقاشی هم مهارت لازم را به دست آورده بود.
با فراغت از تحصیل و اخذ مدرک دیپلم برای ادامهی تحصیل در دانشگاه ثبتنام کرد اما حضور در جبهه و دفاع از میهن اسلامی را بر ادامه تحصیل ترجیح داد و با همین انگیزه در سال 1361 فعالیت رسمی خود را در سپاه آغاز و بعد از شش ماه حضور در جبهههای حق علیه باطل به شهر سقز عزیمت کرد.
در آغاز کار مدتی بهعنوان امدادگر انجاموظیفه میکرد و در کنار فعالیتهای دیگر اداری همراه رزمندگان سپاه اسلامی در کارهای رزمی و عملیاتهای نظامی حضور پیدا میکرد و سرانجام در بیست ونهم شهریورماه همان سال در آستانهی 24 سالگی حین عملیات پاکسازی در اطراف شهر سقز به درجهی رفیع شهادت نائل شد و در گلزار شهدای بیجار مأوا گرفت.
فرازی از وصیتنامه شهید:
"در اسلام آنچه منجر به شهادت یعنی مرگ آگاهانه در راه هدف مقدس میگردد و بهصورت یک اصل درآمده، جهاد است.
هر فردی لیاقت ندارد که باب جهاد به رویش گشوده شود، هر فردی شایستگی مجاهد بودن را ندارد، خداوند این راه را به روی دوستان خاص خویش گشوده است.
از محضر پاکشان (پدر و مادر) پوزش میطلبم، چون هرگز نتوانستم فرزند خوبی برایشان باشم، پدرم و مادرم هرگز برای من اشک نریزید چون آگاهانه در این راه قدم برداشتم، هماکنون که این چند سطر را مینویسم ساعت 9 شب یکشنبه 18 اردیبهشتماه 1361 که عازم به جبهههای حق علیه باطل هستم.
بار دیگر تکرار میکنم که برای من گریه نکنید و تنها وصیت من این است به اسلام راستین معتقد باشید و دست از یاری رهبر عزیزمان خمینی بتشکن برندارید.
ان شاالله خداوند با شماست، به امید پیروزی حق علیه باطل، پیروزی خون بر شمشیر".
منبع: دبیرخانه ستاد کنگره 5400 شهید استان کردستان
انتهای پیام/ ز