دانشگاهها و مدارس را با میراث فرهنگی کشور آشتی دهیم
لازم است دروس آموزشی از جنبه خسته کننده و کسالت بار خارج شود و انسجام اجتماعی و وحدت ملی به واسطه آموزش صحیح و کاربردی به صورت ریشهای تقویت شود.
به گزارش خبرنگار مهر، سعید شفیعا کارشناس گردشگری و میراث فرهنگی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در یادداشتی که آن را در اختیار خبرگزاری مهر قرار داد، نوشت: گفته میشود که یکی از کارکردهای قابل استفاده از میراث فرهنگی و طبیعی، ایجاد انسجام اجتماعی و تقویت وحدت ملی است.
اما آیا در این چند دهه از این کارکرد به نحو صحیح استفاده کرده ایم؟
بدون شک میتوان گفت، خیر.
مرور ساده ای به دروس دانشگاهی و مدارس نشان میدهد که تاریخ به عنوان درسی حفظی و حافظهای دست و پاگیر دانشجویان و دانش آموزان شده است و نتیجه آن به جای پندآوری و تفکر آفرینی، نمره آوردن و دور ریخته شدن است.
چرا درسی که میتواند موجب غرور آفرینی و در عین حال اندرز گرفتن باشد، تبدیل به استرس و اتلاف وقت شده است؟
اساساً چه فرقی میکند که فلان حاکم و والی چند سال زیست و چند جنگ انجام داد تا جایگاه آن در زندگی ما تبیین نشده باشد؟
میراث فرهنگی به عنوان نمود عینی، ذهنی و عینی_ذهنی تاریخ بایستی بالاترین سطح تماس با دانش آموزان و دانشجویان را داشته باشد و کتاب درس آنها باشد.
هر چند برای این کتاب شدن نیازمند دفترچه راهنما و هدایتگری است.
کلاسهای تاریخ بایستی به صورت کارگاهی برگزار شود و فرصت روایت گری مستقیم تاریخ در دل بقایای آن فراهم شود.
لزوم این موضوع را زمانی بهتر حس میکنیم که دانش آموزان جایگاه دورههای تاریخی و سلسلههای گذشته را در زندگی امروز خود اصلاً درک نکرده اند.
چگونه از آنها انتظار میرود که نسبت به حال و آینده خود شناخت صحیحی داشته باشند؟
توصیه قرآن کریم به سیر کردن در زمین و نظر کردن به عاقبت پیشینیان را بایستی سرلوحه آموزش تاریخی و فرهنگی کشور قرار داد.
سیر کردن با نظر کردن کنار هم معنا دارد و در همراهی با هم تحول آفرینی میکند.
اساساً نظر کردن بدون سیرکردن کار ساده ای نیست.
چند درصد از دانش آموزان و دانشجویان کشور موزه ملی ایران را دیده اند؟
چند درصد آنها بناهای ثبت ملی و جهانی کشور را میشناسند؟
چه میزان از داستانها و دلایل اهمیت این بناها و آثار اطلاع دارند؟
آموزش صحیح تاریخ و فرهنگ کشور در تماس و حس واقعی بقایای تاریخ و فرهنگی ممکن میشود و کشور ایران با دارا بودن میراث فرهنگی و تاریخی سرشار و پر معنا نیازمند روایت شدن و قرائت است.
لازم است تا با یک تیر دو نشان زده شود.
هم دروس آموزشی از جنبه خسته کننده و کسالت بار خارج شود و هم انسجام اجتماعی و وحدت ملی به واسطه آموزش صحیح و کاربردی به صورت ریشهای تقویت شود.
البته که مراجعه تنها به موزهها و بناهای تاریخی راه نجات دروس و دانش آموزان کشور نیست.
حضور متخصص تاریخ، فرهنگ و باستان شناس آگاه و تفسیرگر برای انتقال صحیح و مناسب مفاهیم به بازدید کنندگان و شکل دهی سوال در ذهن دانش آموزان و دانشجویان مسیر صحیح این رویکرد تحول آفرین آموزشی است.