سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان دیپی (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

رسول از خیمه امام حسین(ع) دفاع می‌کرد که چاقو به قلبش زدند

مهر | اجتماعی و حوادث، سیاسی | جمعه، 01 مهر 1401 - 12:06
آشوبگران که ابایی از حمله به مردم عادی و نیروهای انتظامی ندارند، یک نفر دیگر از مردم‌مان را غریبانه و ناجوانمردانه به شهادت رساندند.
خيمه،شهيد،حسين،امام،چاقو،آتش،رسول،شهادت،خدمت،معتمدي،هيأت،حمل ...

خلاصه خبر

خبرگزاری مهر؛ گروه مجله: بعد از فوت تلخ مهسا امینی هموطن عزیزمان، جریان ضدانقلاب با همراهی رسانه‌های ضدایرانی فضا را برای بهره‌بردای مناسب دیده و با برنامه‌ریزی آشوب و اغتشاش، صحنه بعضی شهرهای کشورمان را به صحنه آشوب تبدیل کردند.
یکی از شهدای این آشوب‌ها شهید رسول دوست‌محمدی است که دیشب در خیابان احمدآباد مشهد و در حال خدمت به عزاداران امام حسین (ع) توسط آشوبگران به شهادت رسیده است.
شهید دوست‌محمدی یکی از مخلص‌ترین عزاداران امام حسین (ع) بود
شهادت مبارکش باشد.
این جدا از موکب‌داری در اربعین، خدمت در ایستگاه‌های صلواتی محرم و صفر، خدمت به زوار امام رضا (ع) و جهاد او در صف مدافعان حرم بود.
اصلاً خستگی نداشت.
همین‌قدر می‌دانم که رسول و آقامجتبی معتمدی احساس کردند اغتشاش‌گران دارند خیمه‌ای که یک چهارراه پایین‌تر است را به هم می‌ریزند.
اینها گروهی اراذل و اوباش بودند که فقط دنبال آشوب هستند.
وقتی برگشتند تا کارهای خیمه و پذیرایی خیمه را انجام بدهند، اراذل دوباره حمله را شروع می‌کنند.
فقط به خاطر خیمه آمده بودند، وگرنه ما اصلاً به آنها کاری نداشتیم.
آیا آتش زدن خیمه امام حسین (ع) اعتراض است؟
شهید در حال خدمت به خیمه امام حسین (ع) بود / مقابله او با معترضان دروغ است
اگر دوستان ما می‌خواستند جلوی اوباش بایستند که هفت هشت نفری نمی‌ایستادند.
چرا خیمه را آتش زدند؟
اینها مردم نیستند، اراذل هستند.
الآن بچه رسول دوست‌محمدی چه گناهی کرده است؟
مهسا امینی هم از این آشوبگران نبود.
ما برای مهسا امینی هم عزادار هستیم.
ولی این دلیلی نمی‌شود که فوت این عزیز را بهانه کنند تا کشور را به آشوب بکشند و دیگران را ناجوانمردانه بکشند.
او درباره این اتفاق توضیح می‌دهد: دیشب ما در مشهد حوالی ساعت ۱۱ شب حوالی تقاطع سناباد و کلاهدوز بودیم.
بچه‌ها به ما اعلام کردند که عده‌ای آشوبگر دارند خیمه امام حسین (ع) را سر تقاطع آبکوه و کلاهدوز آتش می‌زنند.
وقت نزدیک شدیم دیدیم بچه‌هایی که داخل خیمه بودند داد می‌زدند کمک کمک… من و آقارسول و چندنفر دیگر خودمان را به خیمه رساندیم و توانستیم آشوبگران را متواری کنیم و آنها عقب‌نشینی کردند.
آشوبگران بعد از کمی توقف دوباره به سمت ما و خیمه حمله‌ور شدند.
می‌خواستند هرطور شده خیمه را آتش بزنند.
در همین حین هم سنگ پرت می‌کردند و فحاشی می‌کردند و توهین‌های ناجور می‌کردند… این آشوبگر آمد از جلوی من رد شود که من او را از عقب گرفتم.
به محض اینکه بغلش کردم، تازه متوجه شدم در دستش چاقو دارد،.
اینها معترض نبودند، آشوب‌گر بودند / کدام معترض خیمه امام حسین (ع) را آتش می‌زند؟
ضارب هم با هجوم ۲۰۰ نفره اغتشاش گران از دست ما رها شد و ما مجبور بودیم به آقارسول برسیم.
آشوب‌گران در تمام لحظات شعارهای ضداسلام و ضدانقلاب می‌دادند.
وگرنه اینها داشتند من را چاقو می‌زدند.
من الآن باید به جای رسول می‌بودم.
دوست داشتم من جای رسول می‌بودم.
از آنها می‌خواهم خط خودشان را از کسانی که خیمه‌های عزاداری را آتش می‌زنند و ناجوانمردانه قتل می‌کنند جدا کنند.