ایران عامل ثبات در آسیای مرکزی و حوزه خزر است
کارشناس سیاسی قرقیز با اشاره به اهداف آمریکا در بر هم زدن نظم منطقه گفت: ایران با اقداماتی که برای تامین امنیت منطقهای صورت میدهد، به عامل ثبات در آسیای مرکزی و حوزه خزر تبدیل شده است.<br/>
کارشناس سیاسی قرقیز با اشاره به اهداف آمریکا در بر هم زدن نظم منطقه گفت: ایران با اقداماتی که برای تامین امنیت منطقهای صورت میدهد، به عامل ثبات در آسیای مرکزی و حوزه خزر تبدیل شده است.
«حسین اسوبعلی اف» کارشناس سیاسی قرقیز در یادداشتی که در اختیار خبرنگار خبرگزاری فارس در دوشنبه قرار داد، دیدگاههای خود در مورد وضعیت همگرایی در آسیای مرکزی و نقش جمهوری اسلامی ایران را مطرح کرد.
در این یادداشت آمده است: در 3 دهه اخیر یکی از موانع مهم بر سر راه گسترش همکاریهای کشورهای آسیای مرکزی عدم اعتماد میان آنها بوده است.
علاوه بر این، عدم آمادگی کشورهای آسیای مرکزی برای همکاریهای منطقهای چند جانبه از دیگر مواردی است که مانع روابط پایدار آنها در زمینههای اقتصادی، سیاسی، امنیتی و اجتماعی شده است.
اگر کشورهای آسیای مرکزی چنین آمادگی داشتند، میتوانستند تاثیر خارجی (غیر منطقهای) را به حداقل رسانده و سیاست منطقهای خود را از موضع قدرت دنبال کنند.
بنابراین فقدان اعتماد در منطقه آسیای مرکزی همیشه شاخص عدم بلوغ دولتها و رهبران آنها دانسته شده است.
باید گفت که با گذشت حدود 3 دهه از فروپاشی شوروی رهبران کشورهای آسیای مرکزی هنوز هم در سطح تفکر جمهوریهای دوران شوروی باقی مانده و اهمیت ایجاد قواعد جدید روابط بین دولتهایشان بدون نقش هدایت گرانه «مرکز» را درک نکردند.
کشورهای منطقه طی مدت طولانی نه در سطح دوجانبه و نه در سطح منطقهای قادر به پیدا کردن راه حلهای مناسب برای مسائل کلیدی نظیر مشکلات مرزی، آب، انرژی، اقتصادی و تجاری نبودند.
ولی با به قدرت رسیدن «شوکت میرضیایف» رئیس جمهور ازبکستان در حقیقت تلاشهای بی سابقهای از سوی این کشور برای حل مجموعهای از مشکلات با تاجیکستان و قرقیزستان و کلا منطقه آسیای مرکزی صورت گرفت.
با این حال مشکلات آب و انرژی منطقه هنوز راه حل مناسب پیدا نکرده است.
کشورهای آسیای مرکزی تاکنون نیاز به همکاریهای متقابل در این زمینهها را نپذیرفته و همچنان آب را بر خلاف سایر منابع طبیعی کالا نمیشناسند و آماده نیستند برای دریافت آن هزینه کنند.
علاوه بر این برخی از کشورهای آسیای مرکزی اشتباهات خود در زمینه استفاده از منابع آبی برای توسعه کشاورزی (که از جمله منجر به بحران دریاچه «آرال» شده است) به پای کشورهای دیگر منطقه مینویسند.
در متن بهبود چشمگیر همکاریهای میان ازبکستان با تاجیکستان و قرقیزستان، روابط دوشنبه و بیشکک همچنان متمایل به سردی است.
درگیریهای مکرر مرزی نشان میدهد که هنوز این دو کشور آمادگی لازم برای گرفتن تصمیم سیاسی در جهت حل مشکلات مرزی در اسرع وقت را ندارند.
به صورت طبیعی این پرسش اهمیت دارد که «کشورهای منطقه برای تعامل و همکاری به چه رویکردهای نیاز دارند؟».
برای حل مشکلات موجود آسیای مرکزی کشورهای این منطقه باید اقدام به بازنگری رویکردهای سیاست خارجی خود کنند و تعاملات منطقهای را در اولویت قرار دهند.
اصول و رویکردهای مورد نیاز منطقه، اعتماد، روابط منصفانه و سود متقابل با توجه به منافع بلند مدت و چشم اندازهای توسعه مشترک میباشد.
به عبارت دیگر رویکردهای توسعه مشترک منطقهای باید بر منافع محدود ملی که در سیاستهای منطقهای کشورهای آسیای مرکزی دنبال میشود، ترجیح داده شود.
علیرغم موفقیتهای قابل توجه در مسائل دوجانبه ازبکستان با تاجیکستان و قرقیزستان (از جمله در مسائل مرزی) و توافق سران کشورهای منطقه بر سر برگزاری نشستهای سالانه که نخستین آن در سال 2018 در قزاقستان صورت گرفت، هنوز صحبت از شکل گیری رویکردهای جدید همکاریهای منطقهای زود خواهد بود.
گذشته از این نشست سران کشورهای آسیای مرکزی که برای ماه آوریل سال جاری میلادی در «تاشکند» پیش بینی شده بود، برگزار نشد.
قطع نظر از دلایل واقعی، عدم برگزاری این نشست حاکی از نبود نظر و دیدگاههای مشترک در خصوص رویکردهای همکاری و تعاملات منطقهای میباشد.
به عبارت دیگر همه اقدامات منطقهای تحت تاثیر عوامل داخلی و خارجی قرار گرفته است.
باید گفت که ابتکارات منطقهای داخلی در آسیای مرکزی هیچگاه بلندمدت نبوده و تلاشهایی که در جهت همگرایی دنبال شدند، موفقیت قابل توجهی به به همراه نداشتند.
در نتیجه آسیای مرکزی به منطقهای متفاوت به لحاظ پتانسیل و سطح توسعه تبدیل شده و کشورهای بزرگ آن هنوز برای گذشتن از برخی از منافع ملی در برابر اشتراکات منطقهای آمادگی نداشته و کشورهای کوچک نیز تمایل به پذیرش جایگاه برتر همسایههای بزرگ تر خود را ندارند.
به نظر میرسد در چنین یک وضعیتی تدوین اصول و راهکارهای جدید برای تعاملات بین المللی در آسیای مرکزی تنها با وجود انگیزه خارجی (روسیه، چین و تا حدودی آمریکا) امکان پذیر خواهد بود.
در حال حاضر کشورهای آسیای مرکزی قادر و مایل نیستند تا به طور مستقل «قواعد بازی» را تعیین و مهمتر از همه از آن پیروی کنند.
البته هر گونه تاثیرگذاری از خارج میتواند مثبت یا منفی باشد و این بحث به وجود منافع مشترک بستگی دارد.
به طور طبیعی کشورهای هم مرز با منطقه نظیر روسیه و چین طرفدار آسیای مرکزی با ثبات و قابل پیش بینی میباشند تا از این منطقه برای منافع حیاتی آنان تهدیداتی وجود نداشته باشد.
به این دلیل «مسکو» و «پکن» از شکل گیری هر نوع نهاد همگرایی در آسیای مرکزی استقبال کرده و آن را در راستای توسعه پایدار منطقه و کاهش اختلافات میدانند.
اما نفوذ قدرتها و کشورهای غیر منطقهای مانند آمریکا، اتحادیه اروپا، ترکیه و...
نه تنها هدف برهم زدن روابط سنتی تاریخی میان کشورهای آسیای مرکزی را دنبال میکند، بلکه ایجاد منطقه جدیدی را در نظر دارند که به خاورمیانه و آسیای جنوبی (افغانستان، پاکستان - پروژه آسیای مرکزی بزرگ) وابسته خواهد بود.
چنین سناریویی به طور ناگزیر منجر به شکل گیری یک منطقه بی ثبات در همسایگی مستقیم روسیه و چین و همچنین افزایش اختلافات داخلی در آسیای مرکزی خواهد شد که هرگز به نفع کشورهای این منطقه نخواهد بود.
باید به طور خاص به این نکته اشاره شود که جمهوری اسلامی ایران در شکل گیری زمینهها و اشکال جدید تعاملات منطقهای نقش مهم دارد.
ایران در حقیقت عامل ثبات مرزهای آسیای مرکزی دانسته میشود.
از قلمرو جمهوری اسلامی برای منطقه هیچ نوع تهدیدی (به ویژه امنیتی) وجود ندارد.
علاوه بر این با تعیین وضعیت حقوقی دریای خزر تهران برای تحقق استراتژی خود در قفقاز و همچنین آسیای مرکزی فرصتهای بیشتری به دست آورد.
تحقق کامل پتانسیل ایران در آسیای مرکزی از راه همکاری با کشورهای عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا و هم از طریق حضور در پروژه چینی «یک کمربند - یک مسیر» امکان پذیر میباشد.
افزایش رایزنیها در چارچوب سازمان همکاریهای شانگهای با هدف ایجاد زمینههای جداگانه برای تعامل منجر به تحکیم ارتباط «تهران» با منطقه خواهد شد.
اما با این وجود ایران نیازمند استراتژی خاص خود نسبت به آسیای مرکزی میباشد که این مهم پروژههای موجود روسیه و چین در منطقه را تکمیل خواهد کرد.
انتهای پیام/.