ممنوعيت «خويشاوندگُماري» گامي در جهت نظام استخدامي و گزينشي عادلانه
تأثيرات ناگوار اين پديده كه در مطالعات علوم اجتماعي از آن به «خويشاوندگماري» يا «نپوتيسم» (Nepotism) تعبير ميشود باعث شده جامعهشناسان آن را به عنوان يك پديده انحرافي مورد بررسي و آسيبشناسي قرار دهند.
تأثيرات ناگوار اين پديده كه در مطالعات علوم اجتماعي از آن به «خويشاوندگماري» يا «نپوتيسم» (Nepotism) تعبير ميشود باعث شده جامعهشناسان آن را به عنوان يك پديده انحرافي مورد بررسي و آسيبشناسي قرار دهند.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس- با وجود اینکه اصل منع تبعیض ناروا و برخورداری بلاجهت، راهبرد اصلی نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران در توزیع امکانات محسوب میشود، وجود کاستیهای متعدد در امر قانونگذاری، افکار عمومی را نسبت به امکان برابر در برخورداری از مزیتها و فرصتها بدبین نموده است.
نمونه بارز این بیاعتمادی، رویکردهای گزینشی جهت تصدی مشاغل است.
در تلقی عمومی آنچه مهمترین نقش را برای کسب مشاغل ایفاء میکند داشتن رابطه فامیلی با افراد ذینفوذ است؛ امری که در گذشته از آن به «بند پ» و در محاورات کنونی از آن به «ژن خوب» تعبیر میشود.
با وجود مایه طنزآمیز مفاهیم مذکور، این مسئله مهمترین رکن سرمایه اجتماعی یعنی «اعتماد عمومی» را مورد هجمه قرار داده تا جایی که میتوان آن را یکی از اصلیترین علل در بحران اعتماد میان مردم و نظام سیاسی تلقی کرد.
تأثیرات ناگوار این پدیده که در مطالعات علوم اجتماعی از آن به «خویشاوندگماری» یا «نپوتیسم» (Nepotism) تعبیر میشود باعث شده جامعهشناسان آن را به عنوان یک پدیده انحرافی مورد بررسی و آسیبشناسی قرار دهند.
علاوه بر این، حقوقدانان جوامع مختلف برای رفع آثار سوء ناشی از این انحراف تلاش کردهاند نظام حقوقی متناسبی را تدارک بینند.
آنچه این موضع را مجدداً محل توجه پژوهشگران حقوقی در داخل کشور قرار داده نوشتاری است که اخیراً با عنوان «پیشنویس طرحی برای شایستهگزینی در مشاغل دولتی» از سوی یکی از پژوهشگران مدقق حقوق عمومی (در روزنامه وطن امروز به تاریخ 18/10/1397) منتشر شده است.
جدی گرفتن این نوشتار میتواند آغازی برای حرکت جدی در مسیر «تدارک نظام استخدامی و گزینشی شفاف و عادلانه» باشد.
موضوعی که علاوه بر موافقت آن با سیره و مشی عقلاء، رهیافتهای فقهی متعددی بر تأیید و تقویت آن میتوان سراغ گرفت.
رویکرد فقهی در خصوص شایستهگزینی در انتصابات، از دو بعد تکلیفی و وضعی قابل بررسی است.
در بعد تکلیفی، وجوب شایستهگزینی و حرمت انتصاب ناعادلانه افراد را میتوان از عموم ادلهای چون «قبح ترجیح بلا مرجح» و «وجوب انتخاب اصلح» استنباط نمود.
بر مبنای قاعده «وجوب ترجیح اصلح»، معیار اصلی در گزینشها و انتصاب متصدیان امور جامعه نه تنها صلاحیتها بلکه تا حد امکان اصلحیت افراد است.
در مضامین روایی نقض این دستورالعمل به شدت محکوم شده است؛ این احادیث را در ابواب مختلف از مجامع روایی چون «افضل الناس» و «عقاب من أم قوما و فیهم من هو أعلم منه و أفقه» میتوان یافت.
همچنین بهموجب قاعده قبح ترجیح بلا مرجح، اگر فردی به دلیل ویژگیهای غیراکتسابی نظیر شرایط خانوادگی از امتیازاتی مانند شرایط شغلی متمایز بهرهمند گردد، این امر مصداق ظلم بوده و از باب حسن و قبح عقلی، حرام محسوب میشود.
وجوب شایستهگزینی علاوه بر «وجوب نفسی»، از باب «وجوب غیری» نیز قابل بررسی است.
در اصطلاح فقهی واجب غیری عبارت از وجوب یک فعل به دلیل مقدمه بودن آن برای واجب دیگر است.
اگر بپذیریم «حفظ نظام» واجب شرعی است قطعاً از مقدمات واجب این فریضه، «کارآمدی» نظام اسلامی و توان «پاسخگویی» آن در قبال مطالبات و انتظارات عمومی است.
این مهم نیز جز با برخورداری از نظام گزینشی شایستهسالار که در نتیجه آن کارگزارانی با کفایت مدیریت امور را بر عهده گیرند محقق نمیشود.
نمونه دیگر حکم تکلیفی غیری، بهرهمندیهای مادی و معنوی متعددی است که فرد فاقد صلاحیت بهموجب انتصاب ناعادلانه از آن برخوردار میشود.
بر این اساس میتوان گفت کسی که بعد از انتصاب از حقوق مالی و معنوی برخوردار گردد این موارد مصداق «أکل مال به باطل» خواهد بود و حکم حرمت از این جهت نیز مترتب خواهد شد.
برخلاف تصور رایج که نظام فقهی را دائرمدار احکام تکلیفی تعریف میکنند، در نظام حقوقی اسلام ظرفیتهای بسیاری برای تضمین احکام تکلیفی وجود دارد.
این امر که در حقوق موضوعه به «ضمانت اجراء» تعبیر میشود در اصطلاح فقهی «حکم وضعی» نام دارد.
بر اساس ادله حرمتِ دارا شدن و انتصاب ناعادلانه، میتوان حکم وضعی ضمان را برای انتصابکننده و انتصابشونده در نظر گرفت.
آنچه در پایان قابل توجه است، اینکه تضمین «شایستهگزینی» و مقابله با رویکردهای ناعادلانه استخدامی مستلزم طرح نظام حقوقی جامعی است که در نتیجه تتبع و نظریهپردازی حقوقدانان تکامل، و با گفتمانسازی و حمایت رسانهها به مطالبه عمومی مبدل خواهد شد.
قطعاً نوع مواجهه نمایندگان مجلس در قبال این چنین پیشنهاداتی آزمونی برای سنجش کفایت و اهتمام نمایندگان مجلس دهم در جهت بازسازی اعتماد عمومی است.
انتهای پیام/