ناگفتههای لادن طباطبایی / از مخالفت شدید مادر با شغلش تا وعدهای در آمریکا که عملی نشد +عکس
خانم بازیگر که مدتی است در خارج از کشور زندگی میکند با انتشار یک پست به شرح ناگفتههایی از زندگیاش پرداخت.
به گزارش خبرنگار حوزه هنرمندان گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان، لادن طباطبایی که مدتی است به خاطر بیماری دخترش در خارج از کشور زندگی میکند با انتشار پستی در صفحه اینستاگرام خود نوشت:
«و من رسیدم ...
به وادی عشق...
صحنه همه خیال من بود...
لحظههای ناب داغ و گر گرفتن روی صحنه، شبیه هیچ چیز نبود.
شبیه هیچ خواب و حقیقتی نبود؛ و آنجا من بودم با کسی که خودم آفریده بودم و صدای بی صدای نفس تماشاگران در سکوت چشمهایشان و هیکلهای بی حرکتشان، محو و سیاه در پشت نور پنهان بود...
و صدای من انگار نافذترین صدای دنیا بود.
پدرم گفت: چطور میخوای روی صحنه بری؟
تو که صدات به جایی نمیرسه...
ناباور بود.
به دخترکی که به گمانش در پی یک هوس بیفایده با همه جنگیده بود و در هنرهای زیبا بازیگری میخواند.
حالا با آفیش و بروشور جشنواره تئاتر جلویش نشسته بود و او را به دیدن نمایش در تالار مولوی دعوت میکرد!
پدرم آمد؛ و مادرم که از راهم متنفر بود؛ و دوستان پدرم که ناباوریشان را پشت دسته گل هایشان پنهان کرده بودند.
ومن که اصلا در باغ آنها نبودم.
نمایش سخت و پر زحمتی بود.
سورنا مادر لوک.
نویسنده داریوش مختاری.
پایان نامه کارگردانی فرشته سرابندی بود.
من و فرشته سرابندی تنها بازیگران بودیم.
هر دو جایزه بهترین بازیگر دوازدهمین جشنواره تئاتر فجر رو گرفتیم؛ و من هنوز دانشجو بودم.
عنوان جایزه من بهترین بدن و بیان بود!
پدرم آمد و دیگر هیچوقت نرفت.
کنارم ماند و بزرگترین مشوق من شد؛ و مادرم، هنوز معتقد است که وقتم را تلف کردم!
بیست و چهار سال از اون روزها گذشته.
در کارنامه ام بیشتر از هشتاد عنوان فیلم و سریال و تئاتر دارم.
جوایز متعدد و دیپلمهای افتخارم رو، همه رو با خودم آوردم این سر دنیا.
گاهی فیلمهای پشت صحنه دیگران رو میبینم و قلبم مچاله میشه.
دوران عوض شده، آدمها هم خیلی عوض شدن.
صحنه دیگه صحنه سابق نیست.
من هم آدمی نیستم که بابت نوستالوژی گریه و زاری کنم.
واقعیت جلوی چشم من هر لحظه داره بزرگ میشه و این حقیقت زندگیه.
نقش فعلیمو دوست دارم و سعی میکنم توش خوب ظاهر بشم، مثل همیشه.
تا ببینیم زندگی چه راههای جدیدی پیش رومون میذاره...اما .......
بازیگری ، عشق همیشگی من بوده و خواهد بود.
پ.ن.
عکس اول ؛ سورنا، مادر لوک با فرشنه سرابندی
عکس دوم؛ لباسی برای میهمانی.
با مهتاب نصیرپور ، نویسنده و کارگردان محمد_رحمانیان ، سال ۱۳۷۳ ، پایان نامه بازیگری من بود.
انتهای پیام/