ما برای نقد کردن آمدیم
مگر قرار نبود نقد، مانند قطرههای باران پای گیاهان بریزد تا آنان را برویاند؟ پس چرا اینگونه سیل انتقادات آرامشِ، نه فقط شورا، بلکه کل شهر را ویران کرده است؟
مگر قرار نبود نقد، مانند قطرههای باران پای گیاهان بریزد تا آنان را برویاند؟
پس چرا اینگونه سیل انتقادات آرامشِ، نه فقط شورا، بلکه کل شهر را ویران کرده است؟
یادداشت_سیدحسین میرفروغی| مدتی است فشار انتقادات به اعضای شورای شهر، بالا گرفته است، احساس میشود اعضای شورای شهر در یک حالت استیصال رسانهای قرار گرفتهاند به طوری که هر تصمیمشان موجب نقدهای متعددی میشود؛ نقدهای که نه راهکاری در آن دیده میشود نه جایگزینی برای این تصمیم، حتی گاها بوی تخریب هم میدهد!
امروز نحوه عملکرد اعضای شورا و نوع مواجه رسانهها با شورای شهر، یک عملکرد سیاه از شورای ششم در اذهان باقی گذاشته است، آنقدر فضای انتقاد سنگین شده که حتی برخی از کنشهای خوب شورا هم منجر به واکنش مثبت از سوی مردم و خواص نمیشود.
نویسنده این متن یکی از جدیترین منتقدان شورای فعلی بوده (و البته هست) اما احساس شور شدن بیش از حدِ آشِ انتقاد موجب این واکنش چند سطری شد؛ خاطرم هست در موضوع تعیین شهردار که شاید جدیترین و بزرگترین تصمیم شورا بود، جلسات متعددی بین اعضای شورای شهر و نخبگان سیاسی و اجتماعی استان برگزار شد، جلساتی که منتج به اعمال نظر و دغدغه دلسوزان شهری شد و به اعتراف اعضای شورا از گزینه قطعیشان که رای استمزاجی را هم کسب کرده بود، به خاطر دغدغه موجود، عدول کردند.
اما اعضای شورا بعد از عبور از گزینهشان برای شهرداری، به طور ناگهانی توسط همین دوستان دغدغهمند رها شدند و آلترناتیوی برای مدیریت شهری به آنان ارائه نشد؛ تا اینکه شورا بعد از کلی تعلل بلاخره به گزینه دیگری رسید؛ و دوباره موجی از انتقادات شروع شد!
این است که گاهی احساس میشود برخی فقط دنبال انتقاد کردن هستند.
برای اثبات ادعایم از شما درخواست دارم به این سؤال پاسخ دهید؛ امروز در کنار کدام انتقادی که به شورا میشود راهکاری میبینید؟
آیا انتقادها واقعا از سر دلسوزی و برای رفع مشکل است یا برای تخریب و ...؟
مگر قرار نبود نقد مانند قطرههای باران پای گیاهان بریزد تا آنان را برویاند؟
پس چرا اینگونه سیل انتقادات آرامش نه فقط شورا، بلکه کل شهر را ویران کرده است؟
ترکیب اعضای شورا و تجربه آنان در گذشته از یک طرف، و آوار شدن مشکلات چندین ساله از طرف دیگر نشان میدهد که از این شورا نباید انتظار معجزه داشته باشیم؛ ترافیک شهری، برجهای دوقلو، فاصله طبقاتی ایجاد شده از کاشانی تا امیرکبیر و موضوعات دیگر، ابرمسئلههایی هستند که باید در کنار مطالبهگری از اعضای شورا و درخواست کار و تلاش شبانهروزی از این افراد، با همفکری و ارائه برنامه و مشورت به اعضا برای حلشان گام برداریم؛ قطعا با چنین روشی جز مایوس کردن اعضای شورا و به بن بست رساندن مدیریت شهری نتیجهای حاصل نمیشود.
اما اعضای شورا شهر؛
اول؛ باید بپذیرند که تعاملشان با نخبگان شهرکردی بسیار کم و حتی نزدیک به صفر است، باید اعضای شورا جلسات مشورتی، همافزایی و هماندیشی با نخبگان را ایجاد کنند، دست یاری دراز کنند و از موکلانشان کمک بخواهند؛ تا که از جانب معشوق نباشد کششی، کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد.
دوم؛ رسانه، هیچ جایگاهی در برنامههای شورا ندارد؛ عامل بسیاری از مشکلات موجود، بیگانه بودن و قهر اعضای شورای شهر با رسانههاست؛ اعضای شورا باید کارهای خوبشان مانند حضور در مساجد و بین مردم، توجه به مناطق محروم و حاشیهای شهر مانند منظریه را بیشتر رسانهای کنند، به تعبیر رهبر انقلاب دلیل عملیاتی نشدن وعدههایشان را هم به طور مستقیم با مردم در میان بگذارند و رسانهها را دوست خود و بخشی از حل مسئله بدانند.
و در نهایت شورا باید نقدهای دلسوزانه را (هرچند هم که زیاد باشند و گاها تند یا همراه با کنایه) با جان و دل بپذیرد و هم انتقادهای به جا را اعمال کند و هم به منتقدان پاسخ دهد؛ بیاعتنایی اعضای شورا به افکار عمومی و منتقدان آسیبهای زیادی دارد که شاید کمترینش ناامیدی مردم از شورای ششم باشد.
انتهای پیام/3339/م