وظایف جوانان، خانواده و حکومت در حفظ عفت و پاکدامنی جامعه از منظر قرآن
خداوند در آیه ۳۳ سوره نور ضمن توصیه افراد مجرد به عفت و پاکدامنی میفرماید: نداشتن همسر مجوزی برای ارتکاب گناه نیست.
خداوند در آیه ۳۳ سوره نور ضمن توصیه افراد مجرد به عفت و پاکدامنی میفرماید: نداشتن همسر مجوزی برای ارتکاب گناه نیست.
وظایف جوانان، خانواده و حکومت در حفظ عفت و پاکدامنی جامعه از منظر قرآن
خبرگزاری فارس- گروه قرآن و فعالیتهای دینی: خداوند در آیه ۳۳ سوره مبارکه نور با توصیه بندگان به ازدواج، انسانهای مجرد را به پاکدامنی و عفت دعوت میکند و این امر نشان میدهد نداشتن همسر مجوزی بر ارتکاب گناه نیست.
در این آیه همچنین توصیههایی به چگونگی رفتار با اسیران و زیردستان شده است که در این گزارش به بیان آن میپردازیم.
این آیه را بخوانید
وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ نِکَاحاً حَتَّى یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَ الَّذِینَ یَبْتَغُونَ الْکِتَبَ مِمَّا مَلَکَتْ أَیْمَنُکُمْ فَکَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِیهِمْ خَیْراً وَءَاتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِى ءَاتَکُمْ وَلَا تُکْرِهُواْ فَتَیَتِکُمْ عَلَى الْبِغَآءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً لِّتَبْتَغُواْ عَرَضَ الْحَیَوةِ الدُّنْیَا وَمَن یُکْرِههُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِن بَعْدِ إِکْرَهِهِنَّ غَفُورٌ رَّحِیمٌ
ترجمه
و کسانى که وسیله ازدواج نمىیابند، باید پاکدامنى و عفت پیشه کنند، تا آن که خداوند از کرم خویش، آنان را بىنیاز نماید و هر کدام از غلامان و کنیزان شما که خواهان بازخرید و آزادى (تدریجى) خود باشند، (یعنى مایلند با قرارداد کتبى با مالک خویش کار کرده و خود را آزاد نمایند) اگر در آنان خیر و شایستگى دیدید، تقاضاى آنان را بپذیرید (و براى کمک به آزاد شدن آنان) از مالى که خدا به شما داده به آنان بدهید و کنیزان خود را که تصمیم بر پاکدامنى دارند، به خاطر رسیدن به مال دنیا به فحشا وادار نکنید، که هر کس آنان را به فحشا مجبور کند، البتّه خداوند براى آن کنیزان که به اکراه بدان کار وادار گشتهاند، بخشنده مهربان است.
مفاهیم آیه
خداوند میفرماید: کسانی که قدرت مالی برای ازدواج ندارند، یعنی نمیتوانند مهریه و نفقه بدهند، باید نفس خود را حفظ کرده و عفاف بورزند و از زنا احتراز بجویند تا زمانیکه خداوند از فضل خود آنان را توانگر و بینیاز کرده و راههای ازدواج را برایشان آسان کند.
مراد از ابتغاء مکاتبه، آن است که برده از مولای خود درخواست کند که با اوقرارداد بنویسد، به این که مالی را از او بگیرد و در برابرش او را آزاد کند، در اینجا به مالکان و صاحبان برده سفارش میکند که درخواست مکاتبه بندگان را بپذیرند، البته درصورتی که بدانند آنها صلاحیت آزاد بودن را دارند.
آنگاه اشاره میکند که سهمی از زکات بیتالمال به این گونه افراد (فیالرقاب ) تعلق میگیرد و میفرماید: همه مال المکاتبه و یا مقداری از آن را از زکات بپردازند.
آنگاه مالکانی را که کنیزان و فرزندان آنها را در طلب مال دنیا مجبور به زنا میکنند از این عمل نهی میکند و در ادامه میفرماید: اگر مالکی کنیز خود را باوجود اکراه وعدم تمایلش وادار به این عمل کند خداوند نسبت به آن کنیز آمرزنده و مهربان است و او را به سبب این عمل مؤاخذه نمیکند.
البته این کلام مستلزم آن نیست که اگر کنیزی اراده تعفف و احصان نداشته باشد جایز باشد که مالک او را وادار به زنا کند، بلکه نهی الهی در صورت اکراه خود آنها شدیدتر است.
امام علی(ع) میفرماید: هرکس عفت ورزد بار گناهانش سبک شود و منزلتش نزد خداوند بالا رود (غررالحکم)
ابتدا باید به هرکس که مىتواند سفارش کرد ازدواج کند، سپس به غیر متأهّلان سفارش عفت و پاکدامنى نمود.
(آیه «
وانکحوا» قبل از آیه «ولیستعفف» آمده است) چنانکه در روایات آمده است: در جاهلیّت، کنیزان را براى کسب درآمد به فحشا وادار مىکردند.
لذا خداوند مىفرماید: به جاى آنکه کنیزان را به گناه وادار کنید، زمینه ازدواج آنان را فراهم سازید.
در مورد رفتار با اسیران جنگى، یکى از این چند راه را مىتوانیم پیش بگیریم:
الف: همه اسیران را یکجا آزاد کنیم که در این صورت دوباره به جنگ باز مىگردند.
ب: همه را بکشیم، که این، امرى غیر انسانى است.
ج: اسرا را در منطقهاى گرد آوریم و از بیتالمال مسلمانان، مخارج آنان را تأمین کنیم.
(در این طرح، باید بىگناهان
هزینه مجرمان را بپردازند).
د: آنها را میان مسلمانان تقسیم کنیم تا سیره اسلام و مسلمانان را مشاهده کنند و به تدریج تحت تأثیر قرار گیرند و
مسلمان شوند، سپس از راههاى مختلف، آنها را آزاد کنیم، که این طرح بهترین است و طرح اسلام نیز همین است.
بگذریم که نظام جنگ در آن زمان این بود که اسیر جنگى را به عنوان برده مورد استفاده قرار مىدادند و اسلام نیز
مقابله به مثل مىکرد، همانگونه که امروز در دنیا اسیران را در اردوگاهها قرار مىدهند و ما نیز باید قوانین بینالمللى
جنگ را تا آنجا که منافاتى با مذهب ما نداشته باشد بپذیریم.
پیامها
دسترسى نداشتن به همسر، مجوّز گناه نیست، صبر و عفّت لازم است.
«ولیَستَعفف»
هر کجا احساس خطر بیشتر باشد سفارش مخصوص لازم است.
«ولیَستَعفِف الّذین لایَجِدونَ نکاحا» (چون افراد غیر
متأهل بیشتر از دیگران در معرض فحشا و منکر هستند، خداوند در فرمان به عفّت، آنان را مخاطب قرار داده است)
جوانان بخاطر امکانات ازدواج، به سراغ تهیّه مال از راه حرام نروند و عفّت و تقوا از خود نشان دهند.
«حتّى یُغنیهم
اللّه من فضله»
در حفظ عفّت و پاکدامنى عمومى، هم باید جوانان خود را حفظ کنند، «و لیَستَعفف»، هم خانواده و حکومت قیام کند «واَنکحوا الاَیامى» و هم ثروتمندان جامعه به پاخیزند.
«و آتوهم من مال اللّه»
در قرارداد با زیردستان خود، سند کتبى داشته باشید.
«مما مَلَکت اَیمانکم فکاتِبوهم»
اسلام براى آزادى بردگان، طرحهاى مختلفى دارد.
یکى از آنها قرارداد بازخرید است.
«فکاتبوهم»
دارایى و اموال را از خود ندانید بلکه از خداست که چند روزى امانت به شما داده است.
«مال اللّه»
ثروتمندان، در قبال ازدواج زیردستان خود، مسئولیّت دارند.
«و آتوهم من مال اللّه الّذى آتاکم»
بکارگیرى زیردستان در امور حرام ممنوع است.
«و لا تکرهوا فَتَیاتکم على البِغاء»
دنیاطلبى، سرچشمه گناهان است.
«لا تکرهوا ...
لتبتغوا عرض الحیاة الدّنیا»
ثروتاندوزى از راههاى نامشروع جایز نیست.
«لتَبتغوا عرض الحیاة الدّنیا»
دنیا زودگذر است.
«عرض الحیاة الدّنیا» (کلمه «عرض» به معناى عارضى و زودگذر است)
ارزشها نباید فداى مال و مادیّات شود.
«لاتکرهوا...
لتبتغوا»
حریم کنیزان مانند دخترانِ آزاد است.
«لا تکرهوا فَتَیاتکم على البغاء»
پاکدامنى و عفت براى زن بهترین ارزش است.
«اِن أرَدنَ تحصّناً»
سرچشمه بخشى از گناهان، بزرگترها هستند.
«لاتکرهوا...
أردن تحصّناً»
افراد مجبور شده به گناه، مورد عفو قرار مىگیرند.
«فاِنّ اللّه من بعد اکراههنّ غفورٌ رحیم»
منبع: تفاسیر نور و المیزان
انتهای پیام/