خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

شنبه، 01 آبان 1400
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

علی غفاری: در دولت حسن روحانی سینمای ما نابود شد/ استرداد را در اکران نابود کردند/ بیگانه‌ستیزی در سینما تبدیل به یک جرم شد/ حاج قاسم سلیمانی هر چه امکانات لازم داشتیم برایمان تهیه‌ کرد

مشرق | فرهنگی و هنری | پنجشنبه، 22 مهر 1400 - 23:41
کارگردان تک‌تیرانداز گفت: اگر فاکتورسازی در سینما وجود دارد به مسئولان بی‌لیاقتی بازمی‌گردد که قدرت تشخیص این را ندارند که با فلان تهیه‌کننده نمی‌توان اثر خوبی ساخت.
فيلم،سينما،سينماي،سينمايي،تك،توليد،شهيد،جشنواره،قرار،تيراندا ...

خلاصه خبر

سرویس فرهنگ و هنر مشرق - مقام معظم رهبری در تاریخ نوزدهم آذر ۱۳۹۲ در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی فرمودند: ما امروز ظرفیت ساخت فیلممان بحمدالله بالا است.
در این روایت افسر عالی رتبه متفقین وارد حمامی زنانه شد و جوانان غیور منطقه که متوجه قضیه شدند، او را تنبیه و مجازات کردند که منجر به هشداری به ارتش متفقین در منطقه قزوین شد.
من تا پایان فصل سوم بچه مهندس کارگردان بودم که به نظر من داستان تمام شده بود فصل چهار را من نساختم به این دلیل که فکر می کردم ضرورتی نداشت.
در همان فصل سوم داستان تمام شده بود این بخشی از تاریخ ماست که به خوبی بحث غیرت، رشادت و مقاومت در آن مطرح است و ایده‌های‌ دیگری هم داشتم.
البته من تا پایان فصل سوم کارگردان بودم که به نظر من داستان تمام شد.
در همان فصل سوم داستان تمام شده بود، بعد از آن رفتم سراغ فیلم تک تیرانداز.
*جناب روحانی سوار خودرویی بود که چراغ راهنما به سمت راست را می زد، اما به چپ می‌پیچید.
از کودکی زمانی که به سینما می رفتم احساس می‌کردم قهرمانی را که دوست دارم که باید بر روی پرده سینما ببینم.
فیلم تک‌تیرانداز هم نمی خواهم بگویم به همین راحتی ساخته شد بلکه با مشکلات فراوانی همراه بود.
دلیل این کم کاری یا دوری من از سینما همین مسائلی است که عرض کردم یعنی من شرایطی را مهیا ندیدم و یا دلسوزی پیدا نکردم که بیاید کنار کار قرار بگیرد و بگوید آقا کفش آهنی می‌پوشم، سپر آهنی برمی دارم، زره می پوشم و به این میدان که به نوعی میدان رزم است می‌روم.
چه کسی باید بیاید تصمیم بگیرد که مثلا فیلم «شهید باکری» یا «شهید همت» یا «حاج قاسم سلیمانی» ساخته شود؟
عده‌ای دوست دارند که این آثار ساخته شود و نیتشان هم پاک است ولی افراد متخصص باید برای انجام کار بزرگ طرح و نقشه داشته باشند.
این مشکلی است که سالها گریبان سینمای ایران را گرفته است و اصلا معادلات جور درنمی‌آید.
*دیگر مشخص نمی شود این پول‌هایی که صرف ساخت سریال‌های گران می شود از کجا می‌آیند.
*به نظر می رسد تمجید رهبر انقلاب از فیلم استرداد در بایکوت هشت ساله شما در دولت روحانی چندان بی‌تأثیر نبوده است.
اما وقتی شما تعداد سینماهای کمی دارید، سانس های بدون مخاطب دارید، چه انتظاری برای فروش دارید؟
*تمام اکران‌های فیلم استرداد را در سانس صبح طراحی کردند که مخاطبی آنرا تماشا نکند.
اگر یک سینما دو سالن داشت، سالن بالکن را مثل سینما سپیده به آن اختصاص دادند.
اصلاشوخی است که ما هر سال یک غرفه آنجا بزنیم و بگوییم غرفه بازار فیلم ایران را داریم.
فضایی به وجود آمده که امکان کارکردن، فکرکردن وعمل کردن از هر فیلمسازی که سودای ساخت آثار ملی را دارد گرفته شده است.
بهرحال فرصتی دست داد تا به جشنواره کن بروم.
اصلاشوخی است که ما هر سال یک غرفه آنجا بزنیم و بگوییم غرفه بازار فیلم ایران را داریم.
چرا کسی نیست بیاید از دوستان بپرسد که در طول این سالها مدیران مختلفی آمدند و رفتند بالاخره برآیند تلاش و فعالیت شما چه بوده است؟
بررسی رفتار استراتژیک سینما درس‌های بزرگی به ما خواهد داد.
نیروی هوایی امریکا دچار بحران کمبود نیرو شده بود، فیلم تاپ‌گان(اسلحه برتر - Top Gun) همزمان با این بحران ساخته شد و همزمان با اکران فیلم مقابل هر سالن سینما دکه‌ای تعبیه کردند برای جوانانی که علاقمند هستند وارد نیروی هوایی آمریکا شوند.
/نمایی از فیلم Top Gun اسلحه برتر
سینمایی که به خانواده آرامش دهد و از طرفی تماشاگران را به وجد آورند.
بررسی رفتار استراتژیک سینما درس‌های بزرگی به ما خواهد داد.
نیروی هوایی امریکا دچار بحران کمبود نیرو شده بود، فیلم تاپ‌گان(اسلحه برتر - Top Gun) همزمان با این بحران ساخته شد و با اکران فیلم مقابل هر سالن سینما دکه‌ای تعبیه کردند برای جوانانی که علاقمند هستند وارد نیروی هوایی آمریکا شوند.
یک آدم ناامیدتر افسرده تر شکسته تر یا آدمی که تصمیم گرفته یک قدم به جلو بردارد؟
* نیروی انسانی ارزشمندی که روی این آثار متمرکز باشد تبدیل به هیئت فیلمسازان فاکتورساز سینما با گرایش سود در تولید تبدیل شدند، این تهیه‌کنندگان طوری بدنه سینما را قبضه کرده‌اند که اگر احساس کنند، در اثری سینمایی پول نباشد، آثار مثلا ارزشمند نخواهند ساخت.
مسئول اگر بداند این بودجه‌ای که به تهیه‌کننده سپرده، به صورت واقعی خرج فیلم نشده، آنوقت لیاقت این را ندارد که پشت میزمدیریت بنشیند.
اما دلیل نمی‌شود که ما درب‌های تولید آثار ارزشمند را ببندیم.
شانسی نمی‌توان فیلم و سریال خوب ساخت.
اگر فاکتورسازی در سینما وجود دارد به مسئولان بی‌لیاقتی بازمی‌گردد که قدرت تشخیص این را ندارند که با فلان تهیه‌کننده پس از سال‌ها نمی‌توان اثر خوبی ساخت.
شناخت عمیق شما به شهید «عبدالرسول زرین» در چه مرحله‌ای از ساخت فیلم عمیق‌تر شد؟
من افتخار این را در زندگی داشتم که هم کارگردانی یک فیلم درباره یک شهید برجسته سال‌های دفاع مقدس را برعهده داشتم و هم اینکه فیلمی درباره عامر کلاکش(معروف به ابوزینب) شهید معروف حزب الله لبنان ساختم.
وقتی وارد این ماجرای ساخت شدم به تدریج با شخصیتی که درباره‌اش فیلم می‌ساختم رفیق شدم.
در مورد «ابوزینب» من مدت‌ها با خانواده‌اش اعم از مادر، پدر، برادر و خواهرانش صحبت کردم، حتی به محل تحصیلش رفتم.
روی نوار مرزی فلسطین اشغالی و مرز لبنان مدت‌ها به محل شهادت او رفت و آمد داشتم و فیلم را در ذهن خودم ساختم.
در مورد تک تیرانداز اوضاع برای من حساس‌تر بود برای اینکه شهید عبدالرسول زرین خیلی گمنام و مظلوم بود و خود من قبل از اینکه موضوع ساخت فیلم مطرح شود اسم ایشان را نشنیده بودم.
او قهرمان بسیار عجیبی است، ایشان چون رگ و ریشه «لر» داشت و از کودکی چوپانی می‌کرد، با اسلحه آشنایی داشت
برعکس تعاریفی که دوستان همواره از شهدا دارند که در فیلم‌هایشان شهدا بسیار دست نیافتی هستند، هر چه قدر به عبدالرسول زرین نزدیک می‌شدم پیش خودم می‌گفتم مگر می‌شود این رزمنده اینقدر وارسته باشد.
داخل اتوبوسی به همراه بچه‌های بسیج اعزام می‌شوند قبل از اینکه به پایگاهشان برسند، مستقر بشوند و سلاح بگیرند، در کمینی خاص به آن‌ها حمله می‌شود.
فقط دو الی سه نفر در این اتوبوس سلاح داشتند و یکی از بچه‌های مسلح تیر می‌خورد و ایشان سلاح او را برمی‌دارد و یک تنه تک تک کسانی که در کمین به آن‌ها حمله کرده بودند را مورد هدف قرار می‌دهد و به هلاکت می‌رساند.
او قهرمان بسیار عجیبی است، ایشان چون رگ و ریشه «لر» داشت و از کودکی چوپانی می‌کرد، با اسلحه آشنایی داشت و دلم می‌خواست که تک‌تیرانداز را از این سکانس شروع کنم که به موارد روایی دیگری ‌رسیدم و در نهایت فیلمی که می‌بینید امروز روی پرده سینماست ساخته شد.
مگر می‌شود کسی با هفت فرزند در ۴۷ سالگی همه زندگی خود را رها کند و با یک سلاح شروع به مبارزه کند آنهم با سلاحی که غنمیتی است.
ایشان در منطقه بودند که یک روز پایشان به یک قنداق اسلحه‌ای گیر می‌کند که از خاک بیرون زده بود و به زمین می‌خورد.
نگاه می‌کنند و می‌بینند که اسلحه عراقی است و قنداق آن از خاک بیرون زده است.
اسلحه را می‌شوید و تمیز می‌کند و به سلاح اختصاصی خودشان تبدیل می‌شود.
در آنزمان ما اصلا قناصه نداشتیم و سلاح رسمی ارتش ما اسلحه ژ۳ بود و تک تیراندازی‌های ما با برنو و «ام یک» می‌جنگیدند، اصلا سلاح قناصه سیمینوف خیلی منحصر به فرد بود.
علی غفاری: شهید خرازی در مورد عبدالرسول زرین یک جمله معروف دارند که می‌فرمایند ایشان گردان تک نفره بود، یعنی یک نفره می‌توانست یک گردان را شکست بدهد، من در فیلم نشان دادم ایشان توانستند یک گردان زرهی را از کار بیندازند.
شهید خرازی در مورد ایشان یک جمله معروف دارند که می‌فرمایند ایشان گردان تک نفره بود، یعنی یک نفره می‌توانست یک گردان را شکست بدهد، من در فیلم نشان دادم ایشان توانستند یک گردان زرهی را از کار بیندازند.
کماندوهای ویژه ارتش بعث توسط ایشان به هلاکت رسیدند.
اغلب سئوالات خبرنگار در جشنواره فیلم فجر این بود که من به فیلم‌هایی با پروداکشن بزرگ و به ریخت و پاش سینمایی علاقه‌ دارم، در حالیکه این فیلم پلان به پلان با چنگ و دندان ساخته شد.
*ماجرای اسلحه برتر (تاپ‌گان) اینجا برعکس است.
این وضعیت فیلم جنگی ماست و اگر قرار باشد کار بزرگ بسازیم همه باید بیایند وسط.
فسفر قرمز برای صحنه‌های برای دود درست کردن یک روستا نیاز داشتیم.
الان فسفر قرمز مثل طلاست، آنزمان بشکه‌های ده کیلویی داشتیم و ده ها بشکه به ما فسفر قرمز داده بودند و گروه صحنه در جای‌ جای روستا آنرا پخش کرده بود و موقع فیلمبرداری روشن کرده بودند، دود همه جای روستا را گرفته بود.
در فیلم تک تیرانداز ما التماس کردیم که نیم‌کیلو فسفر قرمز پیدا کنیم.
خدا حاج قاسم سلیمانی را رحمت کند، آنزمان فرمانده لشگر ۴۱ ثارالله بود و فیلم «آخرین مرحله» با حمایت ایشان ساخته شد.
من در فیلم «آخرین مرحله» در کرمان کار می‌کردم، خدا حاج قاسم سلیمانی را رحمت کند، آنزمان فرمانده لشگر ۴۱ ثارالله بود و فیلم «آخرین مرحله» با حمایت ایشان ساخته شد.
آثاری که مثال زدم در زمان جنگ و بخشی دیگر پس از پایان جنگ ساخته شد، در دوره‌ای که برای ساختن فیلم دفاع مقدسی یک عزم ملی وجود داشت.
من در فیلم «لیلی با من است» کار کردم، در همان منطقه‌ای که تک تیرانداز را ساختم، اصلا شرایط اینطوری نبود.
به لحاظ بودجه؛ اگر هزینه‌های بخش جنگی را کسر کنید، بودجه‌ای برای ساخت فیلم نمی‌ماند.
اگر بخواهم یک خلاصه از فیلم تک تیرانداز به شما بگویم و عصاره‌اش را تقدیم کند، همان پلان آخری است که نوجوان قهرمان قصه ما اسلحه عبدالرسول زرین را در دست دارد و اگر پلان آخر را از فیلم برداریم حرکت عبدالرسول زرین‌ها زرین‌ها زیر سئوال می‌رود و ناقص و عقیم خواهد شد.
شاگرد شهید زرین و همان سلاح در دست نوجوان فیلم قهرمان جدید ماست.
ما باید به نسل بعدی یاد بدهیم دستت همیشه روی ماشه باشد، دشمن تکان خورد باید شلیک کنیم، از این فرهنگ متاسفانه دورشدیم.
اصلا نمی‌خواهم شعار بدهیم درباره کار ارزشی و فلان و بهمان.
چرا عبدالرسول زرین پس از شهادت را بالای برجک گذاشتم بماند، هنوز استوار است و اسلحه هنوز در دستان اوست و این سکانس معنی دارد.
برجسته‌ترین شکارچی جت جنگنده متعلق به ماست.
بعد با این تانک لشگر زرهی آلمان را به زانو درمی‌آورد و در نهایت همه آنان کشته می‌شوند.