ترکیه بر خط واشنگتن – مسکو
تجارب چند سال اخیر نشان داده که تقویت روابط ترکیه با روسیه٬ سودمندتر و کمهزینهتر از تلاش برای جلب توجه آمریکا است.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم٬ پس از سفر اخیر اردوغان به روسیه و برگزاری دومین نشست کمیته عالی همکاریهای استراتژیک بین روسیه و ترکیه٬ رئیس جمهور ترکیه یک بار دیگر بر این موضوع تاکید کرد که خرید سامانه موشکی اس 400 از روسیه٬ با وجود مخالفتهای آمریکا قطعی شده و همکاریهای گازی و هستهای بین آنکارا و مسکو٬ ادامه پیدا میکند.
اگر چه تقویت روابط روسیه و ترکیه در مقطع کنونی علاوه بر همکاری مثلث روسیه٬ ایران و ترکیه در مذاکرات آستانه٬ دلایل سیاسی و اقتصادی دیگری نیز دارد٬ اما بدون شک٬ یکی از مهم ترین دلایل در تشویق آنکارا به تقویت رابطه با مسکو٬ ریشه در کم توجهیهای آمریکا و تیم دونالد ترامپ به نقش ترکیه در منطقه و جهان دارد.
برای درک بهتر این موضوع٬ به دوران اوباما بازگردیم.
روابط واشنگتن – آنکارا و تعارفات اوباما
دوران باراک اوباما٬ دورانی بود سرشار از تلاش اردوغان از یک سو برای جلب بیشترین مقدار توجه آمریکا به نقش ترکیه در معادلات منطقه و مواضع مودبانه و موازنه محور اوباما در سوی مقابل.
اوباما نشان میداد که برای اردوغان و تیم او احترام قائل است٬ به اهمیت نقش ترکیه در ناتو و معادلات منطقه واقف است، اما نمیخواهد یا نمیتواند برخلاف سنت گذشتگان در برجسته کردن نقش ترکیه در منطقه و جهان٬ اقدام ناگهانی انجام دهد یا رابطه را به سمت و سویی ببرد که به یک باره نقش ترکیه به شکل اغراقآمیزی برجسته شود و چیزی به نام نقطه عطف ایجاد شود.
با این حال٬ اردوغان تلاش کرد تا بحران سوریه را به یک ابزار جدی تبدیل کند و از قِبل آن٬ نه تنها از آمریکا٬ بلکه از کل ناتو و اتحادیه اروپا امتیاز گرفته و نقش ترکیه را در قواره یک متفق برجسته آمریکا در جهان نشان دهد.
اصلیترین هدف ترکیه در آن دوران این بود که با حمایت از طیف گسترده مخالفین سیاسی و نظامی بشار اسد٬ با حمایت آمریکا٬ زمینه تغییر رژیم را در سوریه فراهم کرده و صاحب یک نفوذ منطقهای جدید شود، اما اوباما در این مسیر اردوغان را همراهی نکرد و به این جمعبندی نرسید که میتوان با وجود قدرتهایی همچون روسیه و ایران و صرفاً با اتکا به نفوذ ترکیه٬ اسد را کنار نهاد.
گفتوگوها و دیدارهای مداوم احمد داوود اوغلو و هیلاری کلینتون وزرای امور خارجه وقت ترکیه و آمریکا٬ نشان میداد که واشنگتن و آنکارا در این مسیر در هماهنگی کامل به سر میبرند، اما واقعیتها نشان میداد که هماهنگیها٬ فقط برای برگزاری نشستها و کنفرانسهای متعدد است و قرار نیست در میدان عمل٬ اتفاق بنیادینی روی دهد.
در آن دوران٬ آمریکا به شکل ضمنی از کردهای سوریه حمایت میکرد و این حمایتها هنوز موجب حساس شدن اردوغان و تیم اصلی آکپارتی نشده بود.
در یک تحلیل کلی میتوان گفت در دوران 8 ساله اقتدار اوباما٬ تحول سلبی و ایجابی مهمی در روابط واشنگتن – آنکارا روی نداد و تیم سیاست خارجی و امنیتی اوباما ترجیح میداد رابطه با ترکیه را در حد خاصی نگه دارد.
ترامپ و تغییر قوانین بازی
روابط ترکیه و آمریکا در دوران دونالد ترامپ٬ مانند دیگر حوزههای روابط سیاسی٬ اقتصادی و امنیتی آمریکا٬ دستخوش تحولات جدیدی شد که ریشه در تغییر رویکرد و منابع انسانی وزارت امور خارجه آمریکا دارد.
تیم ترامپ٬ بر اساس رویکرد اقتصادی صرف٬ عملگرایی سریع و حرکت بر اساس تصمیمات آنی و خلق الساعه ترامپ٬ قدم در مسیری نهاد که ترکیه را نیز با وضعیت جدیدی روبرو کرد.
وضعیتی که در آن٬ تمام تصمیمات و برخوردها بر اساس توییتهای دونالد ترامپ تعریف میشود.
قطعاً اردوغان و تیم سیاست خارجی او توقع نداشتند که در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ٬ به راحتی و با روشنترین و زورگویانهترین لحن و واژگان٬ مورد تهدید قرار بگیرند.
ترامپ نشان داد که به راحتی و بدون هیچ ملاحظهای میتواند با دلار بازی کند و پاشنه آشیل وابستگی اقتصادی ترکیه را به عنوان یک نقطه ضعف به کار بگیرد و وقتی که زبان تهدید جواب نداد٬ برای آزادی کشیش دربند آمریکایی٬ موجبات سقوط ارزش لیره ترکیه را فراهم کرد و در فاز بعدی نیز زمانی که از تصمیم ترکیه برای حمله به کردها در شرق فرات روسیه خبردار شد٬ اعلام کرد: اگر حمله کنید اقتصاد شما را نابود میکنم.
ترامپ فقط به این تهدیدات بسنده نکرد و در مورد هواپیماهای اف 35 نیز ترکیه را در وضعیت دشواری قرار داده و نشان داد که اساساً توجه چنداین به تداوم فعالیت ناتو ندارد که بخواهد به خاطر حفظ مصالح ناتو٬ ترکیه را مورد تفقد قرار دهد.
این در حالی است که روسیه در تمام این مقاطع٬ هیچگاه با ترکیه به تندی رفتار نکرده و در بحرانیترین مقطع روابط یعنی در دوران سقوط سوخوی روسی به خاطر اصابت موشک ترکیه٬ رفتار تحقیرآمیزی صورت نگرفت و به یک توقف کوتاه مدت داد و ستدهای اقتصادی بسنده کرد.
پس از ترور سفیر روسیه در ترکیه نیز٬ ولادیمیر پوتین و سرویس اطلاعاتی روسیه با درک موقعیت ترکیه و فهم روشن از بیماریهای ساختاری دستگاه پلیس ترکیه به خاطر نفوذ شاگردان فتحالله گولن٬ سخنی از تهدید و انتقام به میان نیامد.
به موازات این٬ در چهارحوزه اقتصادی و دیپلماسی انرژی نیز٬ سودهای کلانی در سایه تقویت رابطه با روسیه٬ عاید ترکیه شد که عبارتند از:
1.رکورد شکنی ورود گردشگران روسی به ترکیه و کسب میلیاردها دلار درآمد برای بخش گردشگری ترکیه.
2.استقبال از صادرات محصولات کشاورزی ترکیه به روسیه.
3.تداوم فعالیت دهها شرکت خصوصی و پیمانکاران قدرتمند ترکیه در روسیه.
4.پروژه عظیم انتقال گاز از روسیه به ترکیه و از ترکیه به اروپا.
علاوه بر اینها٬ روسیه با تجهیز نیروگاه هستهای آککویوی و پرورش دهها تکنیسین و مهندس هستهای ترکیه را یاری داده و با فروش سامانه موشکی دفاعی اس 400 به این کشور٬ زمینه آن را فراهم کرده که ترکیه در موقعیت دفاعی مطلوبتری قرار بگیرد.
صد البته در این میان٬ روسیه نیز منافع کلانی از تقویت رابطه با ترکیه به دست آورده که علاوه بر بخشهای اقتصادی٬ در بحران سوریه٬ معادلات دفاعی دریای سیاه و موازنات مرتبط با ناتو و مدیترانه نیز قابل درک است.
تجارب چند سال اخیر نشان داده که تقویت روابط ترکیه با روسیه٬ سودمندتر و کمهزینه تر از تلاش برای جلب توجه آمریکا است.
یادداشت: محمد علی دستمالی کارشناس مسائل ترکیه
انتهای پیام/