خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

پنجشنبه، 14 خرداد 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

«همقطاران» ورا پانوا به بازار نشر ایران آمد

مهر | فرهنگی و هنری | یکشنبه، 06 تیر 1400 - 11:24
«همقطاران» مشهورترین رمان ورا پانوا نویسند شهیر روسی با ترجمه حسن رضایی‌صدر از سوی نشر سولار منتشر شد.
قطار،شناخت،همقطاران،آمبولانس،برانكارد،ورا،بغل،جنگي،شوروي،خواب

به گزارش خبرنگار مهر، انتشارات سولار رمان «همقطاران» نوشته ورا پانوا را با ترجمه حسن رضایی‌صدر در ۵۰۰ نسخه و به قیمت ۵۰ هزار تومان روانه بازار کتاب کرد.
ورا پانوا، نویسنده مشهور اهل شوروی است که آثار متعددی از جمله رمان، داستان کوتاه و نمایشنامه منتشر کرده است.
«همقطاران» رمانی جنگی است که تجربه حضور نویسنده در سال‌های اولیه جنگ جهانی در مناطق تحت اشغال آلمان، به عنوان خبرنگار جنگی تصویری از آن فضای ملتهب است که عالی‌ترین جایزه ادبی شوروی- یعنی جایزه ادبی استالین- را نصیب او کرد.
«همقطاران» انعکاس خاطرات تلخ و شیرین راوی است با حسی از وطن‌پرستی و خدمت به میهن.
در بخشی از کتاب می‌خوانیم:
آن شب دانیلوف او را در خواب دید.
با قامتی بلند و گیسوانی سفید و چهره‌ای مصمم با چوب زیر بغل در خیابان می‌رفت و یک نفر پشت سرش بچه را در بغل داشت.
دانیلوف حتی در خواب هم او را نشناخت.
دانیلوف فقط صبح روز بعد هنگامی که زن را از قطار پیاده می‌کردند او را شناخت.
یک آمبولانس در ایستگاه قطار منتظر بود.
دو بهیار، او و بچه‌اش را روی برانکارد می‌بردند.
دانیلوف از پشت شیشه پنجره قطار به او نگریست.
نوزادش را در آغوش گرفته بود و با نگاهی دلواپس و پر از درد خیره‌اش شده بود.
و آنجا، در روشنایی بامدادی یک روز زمستانی بود که دانیلوف او را شناخت.
در پشت نقابی که رنج زمانه بر چهره‌اش کشیده بود او را شناخت.
از میان چین‌ها و چروک‌ها و از میان سایه‌ها، آن تنها چهره عزیزی که لکه زخم کوچکی بر گونه‌اش بود را شناخت.
«آه ای شوالیه، نام او فاینا بود.» صدایی در گوشش نجوا ‌کرد.
برانکارد را درون آمبولانس گذاشتند.
در بسته شد.
آمبولانس و قطار از هم دور شدند.