ذهنیتسازی رسانهها برای مردم ایران در خصوص انتخابات آمریکا
بجنورد- عضو انجمن اقتصاد مقاومتی ایران گفت: رسانه های خارجی همراه با نفوذی های داخلی درصدد این هستند که حل مشکلات اقتصادی کشور را به آمدن و رفتن فلان کاندیدا آمریکا مرتبط کنند.
پوریا سرداریان در گفتگو با مهر اظهار کرد: حاصل ۸ سال گره زدن حل عمده مسائل کشور به خارج، این شده که امروز چشم خیلی از مسئولان و مردم به انتخاب پرزیدنت جدید آمریکا دوخته شده است چنانکه خیلیها تغییر در وضع اقتصادی کشور را در گرو این میدانند که کدام نامزد، پیروز انتخابات آمریکا شود.
عضو انجمن اقتصاد مقاومتی ایران با اشاره به تلاش جریانی خاص برای دامن زدن به این تصور، گفت: به عنوان نمونه عکس روی صفحه اول بسیاری از نشریات در روزهای منتهی به انتخابات آمریکا، به جانبداری از یک کاندیدای آمریکایی اختصاص مییابد، یا مواضع و اظهارات خیلی از سیاسیون به دادن سیگنالهای گشایش اقتصادی در کشور در صورت رایآوری فلان کاندیدا معطوف میشود.
وی افزود: ریزش و سقوط و یا صعودهای دلال مآبانه قیمت طلا و ارز و شاخصهای بورسی به استناد انتشار اخبار مختلف درباره انتخابات آمریکا نیز به تعمیق این باور در توده مردم دامن میزند که گویی واقعاً چاره حل مسائل اصلی اقتصاد کشور در خارج است.
سرداریان تشکیل دوگانه «آمریکای خوب - آمریکای بد» را هدف ابتدایی این جریان دانست و بیان داشت: رسانهها قصد دارند القا کنند که میشود با آمریکای خوب وارد تعامل و حساسیتزدایی شد و با حذف درگیریهای هزینهزا و متعصبانه و مذاکره و سازش از فشارهای اقتصادی و تحریمهای بینالمللی رها شد و بهسمت رفاه و آرامش رفت و این تمام آن چیزی است که منتهای آرزوی غربگرایان، اصلاحات و اقمار فکری این جریان است.
عضو انجمن اقتصاد مقاومتی ایران با اشاره به لزوم رجوع با تاریخ سالهای دور و نزدیک در تعامل با آمریکا، تصریح کرد: تجارب متعدد تاریخی خودمان، چه در سالهای دور و چه در همین سالهای اخیر، نشان داده که چه آمریکای دموکرات و چه جمهوریخواه، نه در وعدههای خود صادق و قابل اعتماد است و نه حاضر است که از موضع ابرقدرتی خود کوتاه بیاید و پایبند به اصول بینالمللی پذیرفته شده باشد.
وی افزود: نمونه بارز ذات پلید حکمرانی آمریکایی، حمایت و تأیید همه جانبه از به شهادت رساندن بزرگ مرد مبارزه با تروریسم بینالملل، حاج قاسم سلیمانی بود که در این امر، اختلاف نظری بین دموکرات و جمهوریخواه وجود نداشت؛ یا در زمان اوج گفتگوی تمدنهای دولت قبلی اصلاحات، ایران توسط بوشِ پسر به عنوان محور شرارت معرفی شد.
سرداریان تاکید کرد: پیوستهای تحریمی حقوقبشری و ضد تروریسمی به تحریمهای هستهای نیز ما را در جایگاهی قرار داده که حتی با رفع ابهامات هستهای نیز اصل تحریم با چند پیوست دیگر در بسیاری از حوزهها پابرجا خواهد بود و کرنش جزئی راهکار برداشته شدن تحریمها نیست، بلکه کرنش کلی و دست کشیدن از تمام مؤلفههای قدرتمان، آن هم در صورت قابل اعتماد بودن طرف مقابل در وفای به تعهداتش امکان رفع تحریمها را مقدور میسازد.
عضو انجمن اقتصاد مقاومتی ایران به تلاش جریان تحریف اشاره داشت و گفت: با این اوصاف، میتوان گفت جریانی در این برهه کمر به تحریف واقعیت بسته و در صدد است با ذهنیت سازی اجتماعی برای مردم، فضا را برای تغییر موضع ایران در برابر آمریکا فراهم آورد و با چاشنی نارضایتی اقتصادی مردم که از قضا دستاورد مدیریت خود همین جریان در سالهای اخیر بوده است، بار دیگر کشور را به لبه پرتگاه اقتصادی و حتی امنیتی سوق دهد.
وی افزود: هر چند افتضاحات مدیریتی جریان غربگرای داخلی در سالهای اخیر، مردم را نسبت به ثمرات این جریان در حوزههای مختلف حکمرانی آگاه کرده است، اما ممکن است هجمه رسانهای و تبلیغاتی اینان با پشتیبانی خارجی و نفوذیهای داخلی بار دیگر مؤثر افتد.
سرداریان در انتها گفت: لازم است با بازخوانی تجارب قبلی و روشنگریهای گسترده، گرد و غبار این توهمسازیهای غربگرایان را از مقابل دیده و فکر مردم زدود تا این باور عمومیت پیدا کند که نظام حکمرانی آمریکایی یک کلیت غیر قابل تغییر دارد و با آمد و شد این و آن بر مسند قدرت، آن کلیت تغییر نمیکند.