فرماندهان گردانهای دفاع مقدس، الگویهای مدیریت اسلامی
یک پژوهشگر حوزه دین گفت: یک مدیر موفق اسلامی باید بهسان فرماندهان گردانهای دفاع مقدس عمل کند، بهطور مثال همواره در عملیات پیشقدم باشد، اگر یک فرمانده پارامترهای یک رزمنده ایثارگر را نداشته باشد هرگز نمیتواند در نوک حمله قرار بگیرد.
ایسنا/لرستان یک پژوهشگر حوزه دین گفت: یک مدیر موفق اسلامی باید بهسان فرماندهان گردانهای دفاع مقدس عمل کند، بهطور مثال همواره در عملیات پیشقدم باشد، اگر یک فرمانده پارامترهای یک رزمنده ایثارگر را نداشته باشد هرگز نمیتواند در نوک حمله قرار بگیرد.
علی لشنی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: مدیر بهعنوان مُرشد و رهبر یک مجموعه تعریف میشود و مسلماً هر مجموعه و سازمانی بهدنبال هدف خاصی است که تحقق آن مستلزم کارکرد و فعالیت صحیح و اصولی تک تک اعضا است.
وی ادامه داد: بهعبارت دیگر مجموعه تحت نظارت مدیر را میتوان به یک خودرو تشبیه کرد که برای اینکه به هدف خود یعنی حرکت برسد باید قطعات خودرو بهطور منظم وهماهنگ کار کنند در غیر این صورت در روند حرکت آن اختلال ایجاد میشود.
لشنی عنوان کرد: سازمانهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بهعنوان مجموعههای دارای هدف علاوه بر اینکه بهدنبال اهداف اداری هستند، یک سری اهداف مکتبی را نیز دنبال میکنند؛ سازمانهای مختلف بهویژه نهادهای فرهنگی در هر کشوری در راستای مکتب مسلط به آن کشور فعالیت کرده و بر اساس آن چشمانداز مسیر معینی را برای خود تعیین و ترسیم میکنند.
این پژوهشگر حوزه دین اظهار کرد: مکاتب مختلف بر اساس نگرشهای متفاوتی شکل گرفتهاند، بهطور مثال؛ نگرشهای سوسیالیسم و کمونیست، اقتصاد را اصل و زیربنا دانسته و سایر ابعاد زندگی اجتماعی اعم از حکومت، دین و خانواده را روبنا میدانند، بهطوریکه هرگاه اصل اقتصاد تغییر کند سایر امور نیز بهتبع دچار دگرگونی خواهند شد و حتی سیاستهای کلان در زمینههای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی نیز تابع و در جهت اهداف اقتصادی ساماندهی میشوند.
وی اظهار کرد: در برخی از نگرشها اقتصاد، هدف نهایی است و سایر ابعاد زندگی وسیلهای برای دستیابی به این هدف هستند، بهعبارت دیگر انسان برای رسیده به مقاصد اقتصادی به هر کاری دست میزند، ولو دینفروشی، ترور، جرم و جنایت باشد.
لشنی بیان کرد: اما بر خلاف مکاتب مذکور در مکتب دین مبین اسلام این فطرت الهی و کرامت انسانی است که بهعنوان زیربنای زندگی تلقی میشود و هدف قرب الی الله است.
این پژوهشگر حوزه دین با اشاره به اینکه هر نگرشی خط سیر خاص خود را میطلبد، تصریح کرد: در یک مقطع زمانی روشنفکرمآبان لیبرال دنیا را به سه قطب عقب افتاده، در حال توسعه و پیشرفته تقسیم کردند تا همه را بهدنبال خود کشیده و خط سیرشان را به تمام دنیا تعمیم دهند و به این وسیله خود را بهعنوان الگو معرفی کنند.
وی ادامه داد: نگرشهای لیبرال و سوسیالیسم اگرچه دارای ایدئولوژیهای متفاوت و مختلفی هستند اما در یک چیز مشترکاند و آن هم از بین بردن کرامت و شرافت انسانی است زیرا در خط سیری که برای خود تعریف کردهاند، تنها چیزی که نادیده گرفته شده و به آن بها نمیدهند انسانیت آدمی است.
لشنی عنوان کرد: فرقی نمیکند، مدیر در جامعه سوسیالیسم، لیبرال یا اسلامی فعالیت کند، در هر صورت باید متناسب با اهداف کلی و مکتبی هدف کوچکتر(اداری و سازمانی) خود را برنامهریزی کند لذا مدیر نهتنها لازم است که از آگاهی و بصیرت مکتبی برخوردار باشد بلکه باید توانایی سیاستگذاری و برنامهریزی را هم داشته باشد تا بتوان جهتدهی صحیحی به اهداف اولیه سازمان بدهد تا مجموعه تحت نظارت او در مسیر هدف بزرگتر(مکتبی) قرار بگیرد.
این پژوهشگر حوزه دین میزان شناخت مکتبی را وجه تمایز مدیریتها دانست و افزود: مدیری که شناخت صحیحی از مکتب حاکم بر کشور خود داشته باشد میتواند بر حسب مقتضیات زمان راهکارهای مطلوب و مناسبی را ارائه دهد.
در تاریخ اسلام مولای متقیان، امام علی(ع) بهعنوان الگوی جامع مدیریت اسلامی مطرح است که پندها و نصایح ایشان به مالکاشتر، فرماندار مصر که در قالب نامه ۵۳ نهجالبلاغه و عهدنامه مالک اشتر گنجاده شده میتواند در تمام ادوار برای مدیران اسلامی راهگشا باشد.
وی ادامه داد: امام علی(ع) یک جنگجوی بزرگ بود ولی در عین حال بنا بر مصلحت دین اسلام در یک مقطع زمانی شمشیر خود را کنار گذاشته و سکوت و خانهنشینی را اختیار کردند، در یک برهه از زمان شاهد صلح امام حسن(ع) و یا قیام امام حسین(ع) هستیم، این واکنشها و موضعگیریهای متفاوت امام معصوم(ع) در هر عصری، این درس را به ما میآموزد که ما باید ضمن حفظ هدف اصلی خود، متناسب با شرایط و اقتضائات زمانه تاکتیکها و تصمیمات متناسب با آن وضعیت را اتخاذ کنیم، به عبارت دیگر انعطافپذیر باشیم.
لشنی بیان کرد: مدیر اسلامی باید توجه خود را به هدف مکتبیاش معطوف کند نه حفظ منافع شخصی و جایگاه مدیریتی خود، او باید همه جانبه نگر باشد تا با شناخت صحیح از اوضاع جامعه برنامهریزی درستی داشته باشد.
این پژوهشگر حوزه دین اظهار کرد: مدیر موفق اسلامی میتواند بهطور شفاف هدف، چشمانداز، خط سیر و حتی انتظاراتش را به کارکنانش انتقال دهد، متأسفانه برخی از مدیران از اعضای مجموعه تحت نظارت خود غافل هستند و در راستای تربیت کارکنان و ارتقای سطح توانمندیها و ایجاد آمادگی در آنها برای پذیرش پستهای بالاتر هیچ تلاشی نمیکنند بلکه صرفاً بهدنبال بهرهگیری از فرصتها برای منافع خویش هستند که این مقوله با مدیرت اسلامی منافات دارد، از طرفی وقتی مدیران باسابقه تجربه خود را در اختیار کارکنان قرار بدهند نیروهای جوان هم فرصت پیشرفت و مدیریت را پیدا میکند.
وی تصریح کرد: از دیگر ویژگیهای مدیران اسلامی، میتوان به شایستهسالاری، مطالعه و یادگیری برای آشنایی با علوم روز و کسب تخصص و کارآمدی در انجام وظابف خود، نظارت مستمر بر کارکنان، استفاده از نظرات اساتید و متخصصان درون و برون سازمانی، تشویق کارکنان پر تلاش، برخورد قاطع با متخلفین، رعایت مسائل حفاظتی و امنیتی، خدا ترسی، تلاش برای ارتقا مهارتهای خود و کارکنان، رازداری، قابل اعتماد بودن و انتقادپذیری اشاره کرد.
لشنی ادامه داد: رفتار مؤدبانه و محترمانه با کارکنان و ارباب رجوع، صداقت و راستگویی، کاردان بودن، مدیریت هزینههای سازمان برای جلوگیری از اتلاف بودجه، توجه به منویان مقام معظم رهبری و حرکت در چارچوب ارزشهای اسلام و انقلاب از دیگر ویژگیهای مدیریت اسلامی است.
این پژوهشگر حوزه دین بیان کرد: یک مدیر موفق اسلام باید بهسان فرماندهان گردانهای دفاع مقدس عمل کند، بهطور مثال همواره در عملیات پیشقدم باشد، اگر یک فرمانده پارامترهای یک رزمنده ایثارگر را نداشته باشد هرگز نمیتواند در نوک حمله قرار بگیرد و اگر خود عقب بایستد و لشکر را به جلو بفرستد قطعاً راه به جایی نخواهد برد.
انتهای پیام