موسیقی فقر شنیدنی است...
دستگیری محرومان توسط زوج خیر اهل "آخمقیه" تبریز که تاکنون هر سال ۷۲ عروس را با جهیزیه کامل راهی خانه بخت کرده و دل هزاران کودک را برای تهیه لوازم التحریر و لباس شب عید خوشحال کردهاند، این روزها بر سر زبانهاست.
به گزارش خبرگزاری فارس از تبریز، شنیدهاید که میگویند گاهی خدا میخواهد با دست تو، دست دیگر بندگانش را بگیرد، وقتی دستی را به یاری میگیری، بدان که دست ِ دیگرت در دست خداست!
اگر بگوییم این جمله مصداق خصوصیات زوج خیر تبریزی است بیراهه نگفتهایم.
اصغر رائیان و همسرش خانم حیاتی زوج بازنشسته اهل محله آخمقیه تبریز هستند.
آنها از سال ۸۱ آغوش خود را بر یتیمان و محرومان گشودهاند.
"خرم آن کس که در این محنتگاه، خاطری را سبب تسکین است" این بیت شعر جمله آغازین آقای رائیان است.
به گفته اهالی محله به او لقب پدر نوعروسان ِ در انتظار جهیزیه را نیز دادهاند.
او میگوید: ما به این نمیاندیشیم که نان خالی یا گوشت توزیع میکنیم بلکه ما به توزیع مهربانی توجه داریم چراکه دستمان پُر یا خالی هم باشد مهم گرفتن دست با عشق است.
تا اسم نوعروس و جهیزیه میآید، چشماناش از پشت عینک پُر از اشک میشود.
اصغر رائیان اضافه میکند: موسیقی فقر شنیدن دارد و فقط گوش میخواهد تا بشنوی؛ همه دختران را به چشم دختر خود میبینم و همانطور که برای دو دختر خود آرزو داشتم، میدانم و درک میکنم که پدران دیگر هم دوست دارند تا دختران خود را به بهترین شکل راهی خانه بخت کنند ولی چه میشود کرد که در برخی خانهها موسیقی فقر شنیدنیتر است.
به او میگویم اسمتان را باید سلطان جهیزیه یا فرشته بدون بال گذاشت که با لبخند، میگوید: سلطانها را اعدام میکنند!
ولی یک جمله معروفی است "دانی که خدا چرا تو را داده دو دست؟
من معتقدم که اندر آن سرّی هست، یک دست به کار خویشتن پردازی و بادست دگر زِ بیکسان گیری دست"، همین را به یاد داشته باشیم کافی است.
خانم حیاتی هم با چشمانی آبیرنگ خود که حس دریایی از عشق و محبت را تداعی میکرد، میگوید: فقر کاسه گدایی نیست، فقر یعنی کاسه چشمی که این کاسههای نیاز را ببیند و کاری نکند.
او همچنین میگوید: چرا باید در جامعهای که ۹ درصد منابع جهان را دارد و فقط یک درصد جمعیت دنیا را تشکیل میدهد تا این میزان فقر و چالش و آسیب اجتماعی باشد.
سالانه ۷۲ جهیزیه به دست ۷۲ نوعروس میدهیم
خانم حیاتی درباره برخی کارهایی که در این مدت انجام شده است میافزاید: موکب یا زهرا(س) که اخیراً مجوزهای لازم برای تبدیل به مرکز نیکوکاری از سال ۸۱ شروع به کار کرده است، اوایل ایجاد سالانه یک یا دو و نهایت سه مورد جهیزیه تهیه میشد ولی اکنون چند سالی است که سالانه در تولد حضرت زهرا(س) ۷۲ جهیزیه برای نوعروسان آماده میشود و ششم اسفند نیز ۷۲ جهیزیه به دست نوعروسان خواهد رسید.
البته تهیه آذوقه، لوازم التحریر، جهیزیه و تهیه دارو و تقبل هزینه درمانی بیماران از دیگر فعالیتهای موکب یا زهرا(س) است که همه این موارد با کمکهای مردمی و همت آقای رائیان و خانوادهاش مهیا میشود.
خانم حیاتی که دست حضرت زهرا(س) را در این خیریه ملموس میداند، با ذکر خاطرهای میگوید: روزی برای درمان شیمی درمانی یک فرد بیمار میدانستم هیچ پولی در کارتم نمانده است و همه را برای جهیزیه،آذوقه و تهیه اقلام خرج کرده بودیم و با توجه به اینکه آن بیمار هم وقت کمی داشت و هر چه سریعتر باید شیمی درمانی میشد، توکل بر خدا کرده و کارت را در بیمارستان کشیدم تا هر چقدر کم آوردم را بعداً بپردازم ولی در کمال ناباوری، دقیقاً یک میلیون و 200 هزار تومان در کارت بود که به میزان پول درمان آن فرد بود و اگر یک میلیون و 201هزار تومان میخواستند موجودی نداشتم.
وی که همانند نام فامیلیاش حیات به همنوعانش میبخشد، روایت دیگری را هم برایم تعریف میکند: معمولاً پول نقد دست خانوادههایی که سرپرست معتاد دارند، نمیدهیم و خودمان خرید لباس و اقلام را برایشان انجام میدهیم،نزدیک عید بود و در خانه کارگر هم داشتیم ولی با همه مشغلهها چند کودک را به بازار برده و خرید عید کردیم وقتی به چهرههای رنجور آن کودکان نگاه میکردم گریه اَمانم را میبرید که خدایا تکلیف این کودکان چه خواهد شد و مگر چه سنی دارند که حتی نمیدانستند سُنتی به نام خرید عید هم وجود دارد.
او بیشتر توضیح میدهد: 40روز از آغاز سال تحصیلی گذشته بود که یک زن با همسری بیمار و دو فرزند به در خانه آمد که بچههایش نه تنها کفشی به پا نداشتند بلکه دمپاییهایشان نیز سوراخ شده بود و گونی برنج را کیف کرده و به مدرسه میرفتند.
" الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ،آنان که به غیب ایمان مىآورند و نماز را بر پا مىدارند و از آنچه به ایشان روزى دادهایم انفاق مىکنند از جمله آیاتی که خانم حیاتی و همسرشان آن را الگوی زندگی خود قرار دادهاند و به قول خودشان از وقتی به جای مُچگیری، دستگیری میکنند هیچگاه در زندگیشان به چه کنم و چه کار کنم، نیافتادهاند.
وقتی به آقای رائیان میگویم، حاج آقا حتماً وضع مالی خوبی دارید که میتوانید کارهای خیر هم انجام دهید که با خنده جواب میدهد: الحمدالله یک زندگی بخور و نمیری داریم ولی مرفه محسوب نمیشویم چراکه من معتقدم وقتی یک فرش زیر پایمان، چراغ بالای سر، روزی حلال و همسر و فرزندانی صالح داشته باشم در این دنیا کافی است و بیشتر از این به چه دردم خواهد خورد؟
خانم حیاتی هم معتقد است: حضرت علی (ع) میفرماید که "فأحبب لغیرک ما تحب لنفسک و اکره له ما تکره"؛ آنچه که براى خود دوست میداری، برای دیگران هم دوست بدار و آنچه براى خود نمىپسندى، براى دیگران هم نپسند از اینرو نباید فقط به فکر شکم خود و خانواده و رفاه خودمان باشیم بلکه اگر ببینیم همسایه ما نان شب ندارد و گرسنه سر بر بالین میگذارد، باید به انسان بودن خود شک کنیم.
این زوج خیّر از ماجراهای عجیب و غریب در تبریز و اطرافش نیز برایم تعریف کردند: در یک مورد خانوادهای به علت عدم توانایی تامین هزینههای فرزند ۷ سالهاش، او را به خانواده دیگر سپردهاند ولی کودک دوام نیاورده بود و فقر در کنار خانواده خود را به رفاه در کنار خانواده جدید ترجیح داده بود یا از خانوادهای که ۵ نفر از اعضای خانواده شیمی درمانی میشوند و عملاً نیروی کاری این خانواده در بستر بیماری هستند.
این زوج خیر میگویند: باید خیران خودشان را به جامعه معرفی کنند چراکه کشور نیاز به امید دارد و همه باید قطره قطره کاری کنیم تا در سطر به سطر زندگی فقیرانه مردم، دریایی از امید باشیم و امواج پرتلاطم امیدواری را در وجود تک به تک افراد سرزمین حک کنیم تا بلکه دیگر ردی از فقر در پیشانی مردان و زنان جامعه نماند.
حافظ به خوبی گفته است که بده ساقی مِی باقی، که در جنّت نخواهی یافت.
گفتوگو از کتایون حمیدی
انتهای پیام/۶۰۰۲۷/ 40/ر