تأثیر تمهای موسیقیایی بر کاهش پرخاشگری دانشجویان
رفتار آﺷﻔﺘﻪ، ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻋﺪم ﻫﺎرﻣﻮﻧﯽ در وﺟﻮد ﻓﺮد اﺳﺖ و ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ در ﺑﺮﮔﺮداﻧﺪن ﻫﺎرﻣﻮﻧﯽ، نظم و در نتیجه سلامتی در ﻓﺮد ﻣﻮرد استفاده قرار گیرد.

ایسنا/خراسان رضوی رفتار آﺷﻔﺘﻪ، ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻋﺪم ﻫﺎرﻣﻮﻧﯽ در وﺟﻮد ﻓﺮد اﺳﺖ و ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ در ﺑﺮﮔﺮداﻧﺪن ﻫﺎرﻣﻮﻧﯽ، نظم و در نتیجه سلامتی در ﻓﺮد ﻣﻮرد استفاده قرار گیرد.
پرخاشگری رﻓﺘﺎری اﺳﺖ ﮐﻪ هدف آن صدمه زدن ﺑـﻪ ﺧﻮد ﯾﺎ دﯾﮕﺮان است.
در این تعریف، قصد و نیت حائز اﻫﻤﯿﺖ اﺳﺖ؛ بدین معنا که ﯾﮏ رﻓﺘﺎر آﺳﯿﺐزا در ﺻﻮرﺗﯽ ﭘﺮﺧﺎﺷﮕﺮی ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽﺷﻮد ﮐﻪ از روی ﻗﺼﺪ و عمد به منظور صدمه زدن ﺑﻪ دﯾﮕﺮی ﯾﺎ ﺑﻪ ﺧﻮد اﻧﺠﺎم ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎشد.
«از زوایهﻋﺼﺐ ـ زﯾﺴﺖﺷﻨﺎﺧﺘﯽ، ﻧﻈﺎم ﻋﺼﺒﯽ و ﻧﻈﺎم غدد درونریز ﺑﻪ ﻋﻨﻮان زﯾﺮﺑﻨﺎی ﻓﯿﺰﯾﻮﻟﻮژﯾﮑﯽ رﻓﺘﺎرﻫﺎی ﭘﺮﺧاشگرانه مطرح ﺷﺪهاﻧﺪ».
محققان در پژوهشی با عنوان «تأثیر تمهای موسیقیایی بر کاهش پرخاشگری دانشجویان» آوردهاند: «عدهای ﺑﺮ اﯾﻦ ﺑﺎورﻧﺪ ﮐﻪ ﭘﺮﺧﺎﺷﮕﺮی به منزله ﺷﮑﻞ آﻣﻮﺧﺘﻪ شدهای از رفتار اجتماعی، در اصل رفتاری اﺑﺰاری اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻘﻮﯾﺖ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﯾﺎ ﺗﻘﻮﯾﺖ ﺟﺎﻧﺸﯿﻨﯽ میتواند به افزایش آن منجر شود».
این پژوهش توسط حمیدرضا سلطانی، کارشناس ارشد روانشناسی عمومی، عباسعلی اللهیاری استادیار روانشناسی، سید کاظم رسولزاده طباطبائی دکتری روانشناسی عمومی و نادیا سلطانی کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی مورد بررسی قرار گرفته است.
رﻓﺘﺎر ﭘﺮﺧﺎﺷﮕﺮاﻧﻪ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺳﺎﯾﺮ رﻓﺘﺎرﻫﺎی اﻧﺴﺎﻧﯽ از اﺻﻮل و ﻗﻮاﻋﺪ ﯾﺎدﮔﯿﺮی ﭘﯿﺮوی ﻣﯽﮐﻨﺪ و ﻣﯽﺗﻮان ﺑﺮاساس اصولﺷﺮﻃﯽﺳﺎزی ﭘﺎﺳﺨﯽ و ﺷﺮﻃﯽﺳﺎزی ﮐﻨﺸﯽ ـ اﺑﺰاری ﺑﻪ ﺗﺒﯿﯿﻦ ﻣﺎﻫﯿﺖ ﭘﺮﺧﺎﺷﮕﺮی در اﻧﺴﺎن و ﺣﯿﻮان پرداخت.
بر اساس این پژوهش: «ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﯾﮑﯽ از اﺑﺰارﻫﺎﯾﯽ اﺳﺖ ﮐـﻪ میتواند به طور ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ در ﺳﻄﺢ ﻋﺎﻃﻔﻪ، احساس، ﺗﺼـﻮﯾﺮسازی ذهنی و ﺑﻪ ﻃﻮر ﻏﯿﺮﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺑﺮ روی ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻓﺮد ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬار ﺑﺎﺷﺪ.
رفتار آﺷﻔﺘﻪ، ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻋﺪم ﻫﺎرﻣﻮﻧﯽ در وﺟﻮد ﻓﺮد اﺳﺖ و ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ در ﺑﺮﮔﺮداﻧﺪن ﻫﺎرﻣﻮﻧﯽ، نظم و در نتیجه سلامتی در ﻓﺮد ﻣﻮرد استفاده قرار گیرد.
کوچکترین واحد موسیقی «تم» ﻧﺎم دارد.
ﺗﻢ در حقیقت موضوع اصلی برای ﺑﯿﺎن اﺣﺴﺎس در ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ اﺳﺖ.
ﺑﺎ در ﻧﻈﺮ داشتن اصول روانﺷﻨﺎﺧﺘﯽ و ﺑﺮرﺳﯽ ﺳﺎﺧﺘﺎری اﻧﻮاع ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ، ﺳﻪ نوع تم به نامهای تمهای آرامساز، خُلقساز و جسمانیساز ﺗﻌﺮﯾﻒ ﺷﺪه اﺳت».
محققان این پژوهش معتقدند: «تمآرامﺳﺎز، دارای ریتم و ملودی ساده، یکنواخت و ﺗﻐﯿﯿﺮات ﺗﻤﭙﻮ و دینامیک اندک بوده و ﺑﺎعث ایجاد حالت آراﻣﺶ و ﺗﻤﺮﮐﺰ ﻣﯽﮔﺮدد.
ﺗﻢ ﺧُﻠﻖﺳﺎز، دارای ریتم و ملودی غنی و متنوع هستند، به طوری ﮐـﻪ منجربه القای ﺧُلقهایی مانند غم یا ﺳﺮﺧﻮشی میگردد.
تمجسمانیساز، دارای ریتم و ملودی متنوع بوده و دارای تمپوی فوقالعاده بالا است.
این تم ﺑﺎعث افزایش فعالیتهای روانی حرکتی و بروز رﻓﺘﺎرهای نمایشی میشود».
هدف ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ، ﮐﻤﮏ ﺑﻪ اﻓﺮاد ﺑﺮای رﺳﯿﺪن ﺑﻪ ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽﻫﺎی ﺑﺎﻟﻘﻮه است
بر اساس یافتههای این پژوهش: «ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ درﻣﺎﻧﯽ، ﺑﻪ ﮐﺎر ﺑﺮدن ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺑﻪ عنوان ابزاری ﺑﺮای ﻓﺮاﻫﻢ کردن تغییرات مثبت در رفتار اﺳـﺖ.
هدف ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ، ﮐﻤﮏ ﺑﻪ اﻓﺮاد ﺑﺮای رﺳﯿﺪن ﺑﻪ ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽﻫﺎی ﺑﺎﻟﻘﻮه آنﻫﺎ، ﺗﺮﻣﯿﻢ، ﺗﺜﺒﯿﺖ و بهبود ﺳـﻼﻣﺖ ﺟﺴـﻤﯽ، اﺟﺘﻤـﺎﻋﯽ و ﻫﯿﺠﺎﻧﯽﺷﺎن است.
ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﺟﺬاﺑﯿﺖ و اﻧﮕﯿﺰش ذاﺗﯽ ﮐﻪ دارد، ﻓﻀﺎی اﻣﻦ و ﻣﻨﺎﺳﺒﯽ ﺑﺮای ارﺗﺒﺎط اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﻪ وﺟﻮد ﻣﯽآورد.
اوقات لذتبخش، خاطرات خوشایند و علایق مثبت درونی را ﺑﺮﻣﯽاﻧﮕﯿﺰد.
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮ از میزان بیتفاوتی اجتماعی، ﮔﻮﺷﻪﮔﯿﺮی، ﻋﺪم ﻟﺬت و ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻣﯽﮐﺎﻫﺪ».
در این پژوهش آمده است: «در طول ﻗﺮنﻫﺎ اﻧﺴﺎنﻫﺎ اﺷﮑﺎﻟﯽ از ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ را به عنوان درمان، بدون آگاهی از این موضوع استفاده میکردند.
عمل موسیقی درمانی به گذشتههای دور برمیگردد؛ از زمانی که ﻣﺎ ﻣﯽداﻧﯿﻢ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺑﻮده اﺳﺖ.
در ﻓﺮهنگ باستانی مصر و ﺑﯿﻦ اﻟﻨﻬﺮﯾﻦ، ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ و ﺷﻔﺎ ﺑﺎ معبد و ﻣﺮاسم مذهبی گره ﺧﻮرده ﺑﻮد؛ ﭼﯿﻨﯽﻫﺎی ﻗﺪﯾﻢ و ﺗﻤﺪنﻫﺎی ﻫﻨﺪ ﻧﯿﺰ موسیقی را ﺷﻔﺎﺑﺨﺶ میدانستند.
یونانیان از ﺑﺮﻧﺎمههای ﻣﻮزیکال و دراﻣﺎﺗﯿﮏ ﺑﺮای ﺗﺼﻔﯿﻪ و ﭘﺎﻻﯾﺶ اﺣﺴﺎﺳﺎت اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽﮐﺮدﻧﺪ.
در ﻗﺮون وﺳﻄﯽ، ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ در ﺧﺪﻣﺖ دﯾﻦ ﺑﻮد و ذﻫﻦ را ﺑﺮای ﺗﻌﻠﯿﻤﺎت ﻣﺬﻫﺒﯽ و افکار مقدس آﻣﺎده ﻣﯽﻧﻤﻮد؛ ﺑﺮﺣﺴﺐ الهیات رایج در قرون وسطی، بیماری به عنوان تنبیهی برای ﮔﻨﺎه ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽﺷﺪ؛ در ﻧﺘﯿﺠﻪ دﯾﻦ و ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﻗﺴﻤﺖ ﻣﻬﻤﯽ از روش درﻣﺎﻧﯽ ﻗﺮون وﺳﻄﯽ را ﺗﺸﮑﯿﻞ داده ﺑﻮد.
در دوره رﻧﺴﺎﻧﺲ ﻧﯿﺰ ﻫﺮ دو ﮔﺮوه ﻣﻮﺳﯿﻘﯽداﻧﺎن و ﭘﺰﺷﮑﺎن ﺑﻪ دوران ﮐﻼﺳﯿﮏ ﯾﻮﻧﺎن ﻧﻈﺮاﻓﮑﻨﺪه و از آن اﻟﻬﺎم ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ».
این پژوهش نشان میدهد:«در اواﯾﻞ ﻗﺮن ﻧﻮزده ﭘﯿﻨﻞ و دﯾﮕﺮ ﭘﺰﺷﮑﺎن ﻓﺮاﻧﺴﻮی ازﻗﺪرت ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ در درﻣﺎن ﺑﯿﻤﺎریﻫﺎی ﻋﺼﺒﯽ و رواﻧﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻫﯿﺴﺘﺮی(یک نوع اختلال روانی در دسته اختلالات اضطرابی) اﺳﺘﻔﺎده ﮐﺮدﻧﺪ.
ﺑﻌﺪ از ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﯽ دوم ﻓﻌﺎﻟﯿﺖﻫﺎی ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ درﻣﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺣﺮﻓﻪای توسعه یافت.
دانشمندان در ﺑﺮرسی اﺛﺮات ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺑﺮ درد و اﺿﻄﺮاب، ﮐﺎﻫﺶ ﻣﻌﻨﯽ داری را در ﻓﺸﺎرﺧﻮن ﺳﯿﺴﺘﻮﻟﯿﮏ، ﻓﺸﺎر ﻣﺘﻮﺳﻂ ﺷﺮﯾﺎﻧﯽ ﻗﺒﻞ و ﺑﻌﺪ از ﻣﺪاﺧﻠﻪ ﻣﺸﺎﻫﺪه کردند».
در این پژوهش آمده است: «زﯾﻤﺮﻣﻦ ( آهنگساز و نوازنده پیانو) ﻣﻄﺎﻟﻌﻪای در ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺑﺮ اﺿﻄﺮاب ﺑﯿﻤﺎران ﺑﺴﺘﺮی در ﺑﺨﺶ ﻣﺮاﻗﺒﺖ وﯾﮋه ﺑﺎ ﺗﺸﺨﯿﺺ اﻧﻔﺎرﮐﺘﻮس ﻗﻠﺒﯽ اﻧﺠﺎم داد.
ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎی اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﻧﺸﺎن داد ﺑﯿﻤﺎراﻧﯽ ﮐﻪ ﺗﺤﺖ ﻣﺪاﺧﻠﻪ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮدﻧﺪ ﻣﯿﺰان اﺿﻄﺮاب ﮐﻤﺘﺮی داﺷﺘﻨﺪ.
در ﺗﺤﻘﯿﻘﯽ ﺟﻬﺖ ﺑﺮرﺳﯽ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺑﺮ ﺳﻄﺢ اﺿﻄﺮاب ﺑﯿﻤﺎران ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ اﻧﻔﺎرﮐﺘﻮس ﻋﻀﻠﻪ ﻗﻠﺐ، ﻣﺸﺎﻫﺪه ﺷﺪ.
ﺗﻌﺪاد ﺿﺮﺑﺎن ﻗﻠب، ﺗﻌﺪاد ﺗﻨﻔﺲ و ﻣﯿﺰان اﺿﻄﺮاب ﺑﯿﻤﺎراﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﮔﻮش داده ﺑﻮدﻧﺪ، از ﻧﻈﺮ آﻣﺎری ﮐﺎﻫﺶ ﻣﻌﻨﯽداری دارد».
بر اساس یافتههای این پژوهش: «محققان در ﺳﺎل 1994 در آﻣﺮﯾﮑﺎ ﺗﺤﻘﯿﻘﯽ را ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان ﺗـﺄﺛﯿﺮ ﻣﻮﺳـﯿﻘﯽ ﺑـﺮ ﺗﻨﯿﺪﮔﯽ و اﺿﻄﺮاب ﺑﯿﻤﺎران ﺑﺴﺘﺮی در ﺑﺨﺶ ﺟﺮاﺣﯽ اﻧﺠﺎم دادﻧﺪ.
ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺣﺎﺻﻞ از ﭘﮋوﻫﺶ ﻧﺸﺎن داد واﺣﺪﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻃﯽ اﻗﺎﻣـﺖ در ﺑﺨﺶ ﺟﺮاﺣﯽ ﺑﻪ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﮔﻮش ﻣﯽﮐﺮدﻧﺪ در ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﺑﺎ ﮔﺮوه ﺷﺎﻫﺪ دارای ﻣﯿﺰان اﺿﻄﺮاب ﮐﻤﺘﺮی در ﻫﻨﮕﺎم ورود ﺑﻪ اﺗﺎق ﻋﻤﻞ ﺑﻮدﻧﺪ».
ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﯾﮏ اﺑﺰار ارزان، ﻏﯿﺮﺗﻬﺎجمی و ﺑﯽﺿﺮر اﺳﺖ
محققان معتقدند: «ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﯾﮏ اﺑﺰار ارزان، ﻏﯿﺮﺗﻬﺎجمی و ﺑﯽﺿﺮر اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ راﺣﺘﯽ اﺟﺮا ﯾﺎ اﻧﺠﺎم ﻣﯽﺷﻮد.
ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ درﻣﺎﻧﮕﺮی، ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﻣﺪاﺧﻠﻪ ﺣﻤﺎﯾﺘﯽ ﻏﯿﺮداروﯾﯽ ﺑﺮای ﮐﺎﻫﺶ ﺣﺎﻻت ﻫﯿﺠﺎﻧﯽ ﻣﻄﺮح است.
ﻟﺬا ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﮔﺎﻣﯽ اﺳﺖ در ﺟﻬﺖ ﺗﺠﺮﺑﯽ ﮐﺮدن ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﺗﺌﻮرﯾﮏ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﺎن ﻣﯽﮐﻨﺪ ﭼﻪ ﻧﻮع از ﺗﻢﻫﺎی ﻣﻮﺳﯿﻘﯿﺎﯾﯽ ﻣﯽتواند در ﮐﺎﻫﺶ ﭘﺮﺧﺎﺷﮕﺮی و ﻫﯿﺠﺎنﻫﺎی ﻧﺎﻣﻄﻠﻮب رواﻧﺸﻨﺎﺧﺘﯽ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺎﺷــﺪ.
ﻫﺪف ﮐﻠﯽ اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﻣﯿﺰان ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽدرﻣﺎﻧﮕﺮی ﺑﺮ ﮐﺎﻫﺶ ﭘﺮﺧﺎﺷﮕﺮی داﻧﺸﺠﻮﯾﺎن است.
در اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ 306 ﻧﻔﺮ داوﻃﻠﺐ اﻗﺪام ﺑﻪ ﭘﺮﮐﺮدن ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ ﭘﺮﺧﺎﺷﮕﺮی ﮐﺮدﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﻤﺮه ﭘﺮﺧﺎﺷﮕﺮی 60 ﻧﻔﺮ از آنﻫﺎ، ﯾﮏ اﻧﺤﺮاف ﻣﻌﯿﺎر ﺑﺎﻻﺗﺮ از ﻣﯿﺎﻧﮕﯿﻦ ﺑﻮد.
اﯾﻦ 60 ﻧﻔﺮ در چهار ﮔﺮوه 15 ﻧﻔﺮی ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻨــﺪ (ﯾﮏ ﮔﺮوه ﮐﻨﺘﺮل و سه ﮔﺮوه آزﻣﺎﯾﺸﯽ).
ﺑﻪ ﻫﺮ ﯾﮏ از ﮔﺮوهﻫﺎی آزﻣﺎﯾﺸﯽ ﯾﮏ ﻧﻮع ﺗﻢ ﻣﻮﺳﯿﻘﯿﺎﯾﯽ، روزاﻧﻪ ﺑﻪ ﻣﺪت 15 دﻗﯿﻘــﻪ (در ﮐﻤﺎل آراﻣﺶ) اراﺋﻪ شد.
در ﻃﻮل اﻋﻤﺎل ﮐﺎرﺑﻨﺪی آزﻣﺎﯾﺸﯽ ﺑﺮ روی ﺳﻪ ﮔﺮوه آزﻣﺎﯾﺶ، ﮔﺮوه ﮐﻨﺘﺮل در معرض ﻫﯿﭻ ﻧﻮع ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﻗرار ﻧﮕﺮﻓﺘﻨﺪ.
ﺳﭙﺲ ﺑﻌﺪ از 6 ﻫﻔﺘﻪ از آنﻫﺎ ﺗﺴﺖ ﻣﺠﺪد ﺑﻪ ﻋﻤﻞ آﻣﺪ».
ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ، محرک ﻧﯿﺮوﻣﻨﺪی اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﺰﻣﺎن ﻗﺎدر اﺳﺖ ﺑﺮ ﺟﺴﻢ و روح ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺎﺷﺪ
محققان دریافتند: «ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ، محرک ﻧﯿﺮوﻣﻨﺪی اﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﺰﻣﺎن ﻗﺎدر اﺳﺖ ﺑﺮ ﺟﺴﻢ و روح ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺎﺷﺪ و ﻣﻮﺟﺐ ﺗﻌﺪﯾﻞ رﻓﺘﺎرﻫﺎیﭘﺮﺧﺎﺷﮕﺮاﻧﻪ ﺷﻮد.
از آنﺟﺎ ﮐﻪ ﻓﺮد ﭘﺮﺧﺎﺷﮕﺮ دﭼﺎر اﺧﺘﻼل در رﻓﺘﺎر، ﻋﺎﻃﻔﻪ، اﺣﺴﺎس، ﺗﺼﻮﯾﺮﺳﺎزی ذﻫﻨﯽ و رواﺑﻂ ﻣﯿﺎن ﻓﺮدی اﺳﺖ، ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺎ اﺛﺮﮔﺬاری ﺑﺮ اﯾﻦ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ و ﻏﯿﺮﻣﺴـﺘﻘﯿﻢ ﺑﺮ روی ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬار ﺑﺎﺷﺪ.
رﻓﺘﺎر آﺷﻔﺘﻪ، ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻋﺪم ﻫﺎرﻣﻮﻧﯽ در وﺟﻮد ﻓﺮد اﺳﺖ و ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ در ﺑﺮﮔﺮداﻧﺪن ﻫﺎرﻣﻮﻧﯽ، ﻧﻈﻢ و در ﻧﺘﯿﺠﻪﺳﻼﻣﺘﯽ ﺑﻪ ﻓﺮد ﮐﻤﮏ ﮐﻨﺪ».
در این مقاله آمده است: «ﺑﻪ ﻃﻮر ﮐﻠﯽ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺑﺎﻋﺚ دﺳﺘﺮﺳﯽ ﺑﻪ ﺿﻤﯿﺮ ﻧﺎﺧﻮدآﮔﺎه و رﻫﺎﺳﺎزی اﺣﺴﺎﺳﺎت ﻣﺤﺼﻮر ﺷﺪه ﻣﯽﺷﻮد.
ﺗﺄﺛﯿﺮ رﯾﺘﻢﻫﺎیﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺑﺮ ﻏﺪه ﻫﯿﭙﻮﻓﯿﺰ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﺮﺷﺢ آﻧﺪروﻓﯿﻦﻫﺎ و در ﻧﻬﺎﯾﺖ دردزداﯾﯽ و آراﻣﺶ در اﻓﺮاد ﻣﯽﮔﺮدد.
ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺑﺎر ﻋﺎﻃﻔﯽ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻧﻮﻋﯽ وسیله ﺑﯿﺎن و ﺗﺨﻠﯿﻪ رواﻧﯽ اﻓﺮادی ﮐﻪ دﭼﺎر ﺗﻨﺶ و ﻓﺸﺎر رواﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺑﺎ ﺑﺮون ﻓﮑﻨﯽ ﻓﺸﺎرﻫﺎ و ﻫﯿﺠﺎنﻫﺎ از ﻃﺮﯾﻖ آن ﺑﻪ ﺣﺪﻣﻄﻠﻮﺑﯽ از ﻫﯿﺠﺎن و آراﻣﺶ ﻣﯽرسند.
ﻃﺒﻖ اﺻﻞ ﺗﺒﻌﯿﺖ، ﺑﺪن ﻣﺎ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺧﻮدﮐﺎر ﺑﺎ ﮔﺎم و رﯾﺘﻢ و ﺿﺮب آﻫﻨﮓﻫﺎ وﻓﻖ ﭘﯿﺪا ﻣﯽﮐﻨﺪ.
ﺣﺘﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﻣﻮﺟﺐ ﺷﻮد ﺗﺎ ﺣﺎﻓﻈﻪﻫﺎیﺗﺼﻮﯾﺮی ﻣﻨﻄﺒﻖ ﺑﺎ آﻫﻨﮓ ﭘﺨﺶ ﺷﺪه را ﺗﺠﺪﯾﺪ ﺧﺎﻃﺮ ﮐﻨﺪ و ﺧﺎﻃﺮات ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﺑﺎ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ را ﺑﻪ ﺧـﺎﻃﺮ آورد.
ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﯾﮕﺮ روح و ﺟﺴﻢ ﻣﺎ ﺗﺎﺑﻌﯽ از ﻣﺤﯿﻂ ﺻﻮﺗﯽ و ﺷﻨﻮدی پیرامون ﺧﻮد است.
ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﻮﺿﯿﺤﺎت ﻓﻮق ﻣﯽﺗﻮان ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮔﺮﻓﺖ ﮐﻪ اﺻﻞ ﺗﺒﻌﯿﺖ وﺳﯿﻠﻪای ﻗﻮی در ﺗﻌﺪﯾﻞ رﻓﺘﺎر اﻧﺴﺎن اﺳﺖ.
ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ اﺻﻞ ﺗﺒﻌﯿﺖ ﻧﻮﻋﯽ دﻧﺒﺎﻟﻪ روی ﻣﻮﺳﯿﻘﯿﺎﯾﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ مرحلهای در ﺟﻬﺖ اﻟﻘﺎی اﺣﺴﺎﺳﺎت رﻗﯿﻖ و ﻋﺎﻣﻠﯽ ﺑﺮای اﻧﺘﻘﺎل اﺣﺴﺎﺳﺎت ﻣﯽﮔﺮدد.
ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ از ﻣﻌﺪود ﺗﺠﺮﺑﯿﺎﺗﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در ﺗﻤﺎم ﺳﻄﻮح ﻫﻮﺷﯿﺎری ﺑﺮای اﻧﺴﺎن ﻗﺎﺑﻞ ﻟﻤﺲ و درک اﺳﺖ و در ﻧﺘﯿﺠﻪ ﮐﺎﻫﺶ ﭘﺮﺧﺎﺷﮕﺮی ﺑﺮ اﺛﺮ ﮔﻮش دادن ﺑﻪ ﻣﻮسیقی دور از اﻧﺘﻈﺎر نیست».
این پژوهش در فصلنامه افق دانش دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی گناباد در سال 1389 منتشر شده است.
انتهای پیام