«مناطق قبایلی» برگ برنده پاکستان در مذاکرات صلح
وزیرستان یکی از مناطق هفتگانه مشهور به مناطق قبایلی آزاد و هم مرز با ایالت خوست افغانستان است. این منطقه از نظر جغرافیایی منطقهای صعبالعبور دارای درههایی عمیق و کوههایی بلند و از این جهت جایی بسیار مناسب برای برخی گروهها است.
وزیرستان یکی از مناطق هفتگانه مشهور به مناطق قبایلی آزاد و هم مرز با ایالت خوست افغانستان است.
این منطقه از نظر جغرافیایی منطقهای صعبالعبور دارای درههایی عمیق و کوههایی بلند و از این جهت جایی بسیار مناسب برای برخی گروهها است.
«سید سباس عسکری نقوی» کارشناس مسائل پاکستان در تحلیلی به بررسی نقش و جایگاه مناطق قبایلی پاکستان در مذاکرات صلح افغانستان پرداخت.
در هفتههای اخیر بار دیگر پاکستان از نفوذ خود برای تأثیرگذاری روی مذاکرات صلح افغانستان استفاده کرده به نحوی که آزادی «انس حقانی» بخشی از سناریوی این کشور برای نقش آفرینی بیشتر شبکه حقانی در مذاکرات صلح میباشد.
اما سوال اینجاست که جایگاه و مرکز نفوذ بسیاری از گروهها مانند شبکه حقانی و طالبان وزیرستان شمالی که با ارتش پاکستان همکاری کرده و جزو مناطق قبایلی این کشور است، چیست؟
بنابراین چرا باید این گروهها را مستقل و بدون وابستگی به سرویس امنیت پاکستان بدانیم.
آنچه مسلم است مناطق قبایلی که بیشتر ساکنان آن پشتونها هستند از گذشته نقش مهمی در تحولات منطقه ایفا کرده و مردم این سرزمین همیشه سعی داشتند خود را مستقل از هر کشوری بدانند و پایبند به آداب و رسوم خود باشند.
تأثیرگذاری مناطق قبایلی پاکستان بر جنگ افغانستان غیر قابل انکار است با توجه به این موضوع باید تاریخ این مناطق و گروههای فعال در آن را بشناسیم.
مناطق قبایلی برای روسیه به دلیل فعال بودن شبهنظامیان آسیای مرکزی به ویژه ازبکها، برای چین به دلیل عبور کریدور اقتصادی این کشور از مناطق قبایلی و برای آمریکا به خاطر مجاورت با افغانستان اهمیت زیادی دارد.
در حال حاضر سرویسهای امنیتی کشورهای مختلف در مناطق قبایلی پاکستان فعال هستند که سعی دارند با حمایت از گروههای شبهنظامی و قبایل مختلف اهداف خود را پیش ببرند.
مناطق قبایلی پاکستان در گذر زمان
وقتی «ظهیرالدین محمد بابر» مؤسس امپراتوری مغولی هند یا «کورگانی» از کابل عزم تصرف هند کرد، با دشواریهای زیادی در گذرگاه «خیبر» و «بولان» روبرو شد که همان مناطق قبایلی فعلی در پاکستان میباشد.
او در خاطرات خود که «بابر نامه» نامیده میشود، از این دشواریها سخن گفته است.
بعدا این مناطق برای فرزندان بابر نیز مشکلساز شد و «خوشحال خان ختک» از مبارزان پشتون، سالها علیه شاهان مغول هند جنگید.
«بایزید» مشهور به «پیر روشان» رهبر نهضت «روشانیان» از دیگر مبارزان پشتون در برابر سلسله کورگانی بود که پایگاه خود را مناطق دشوارگذر خیبر قرار داد.
وقتی بریتانیا به هند آمد و این کشور را مستعمره خود کرد، از مناطق شمالی هند که مورد بحث ماست، غافل نبود و تدابیر ویژه را برای مهار مردمان آن اندیشید.
یکی از دلایل اصرار انگلیس به ایجاد دیوار امنیتی بین افغانستان و هند بریتانیایی که بعداً به «خط دیورند» معروف شد، مدیریت مناطق قبایلی بود.
این مناطق اکنون در پاکستان واقع شده و در گذشته «صوبه سرحد» نام داشت و اکنون بخشی از ایالت «خیبرپشتونخواه» است.
خیبرپشتونخواه و مناطق قبایلی و وزیران پاکستان که تا «پیشاور» امتداد دارد، از قرنها پیش پشتوننشین بوده و اکنون نیز همان ساختار را حفظ کرده است.
«ظفر حسن آیبک» از مسلمانان هند که یک قرن پیش به مناطق شمالی هند یا پاکستان فعلی آمد، جامعترین گزارش را درباره جغرافیا و وضعیت اجتماعی مناطق پشتوننشین نوشته است.
در آستانه استقلال هند که در سال ۱۹۴۷میلادی محقق شد، رهبر و زعیم پشتونهای شمال هند یا همان پاکستان فعلی، «خان عبدالغفار خان» مشهور به «باچاخان» بود.
او در سال ۱۹۲۹میلادی نهضت «خدایی خدمتگاران» یا «خدمتگزاران خدا» را تأسیس و همزمان با گاندی، به مبارزه علیه استعمارگران بریتانیایی مبادرت کرد.
جالب است که او با شناختی که از اوضاع اجتماعی شمال هند داشت، هرگز راضی نبود که کشوری تحت عنوان پاکستان ایجاد شود.
عبدالغفارخان درک کرده بود که با ایجاد پاکستان، اقلیتهای قومی مثل پشتونها از حقوق خود محروم شده و رشته امور و منابع طبیعی کشور به دست پنجابیها خواهد افتاد.
وقتی پاکستان از هند جدا شد، پیشبینی عبدالغفارخان به واقعیت پیوست و او به مخالفت دولت مرکزی پاکستان برخاست و تا سال ۱۹۸۸ که درگذشت، بارها و بارها زندانی و تبعید شد.
جنبشهای عدالتخواهانه پشتونهای پاکستان
پشتونهای پاکستان و سایر اقلیتهای قومی این کشور از اینکه ایالت پنجاب، به صورت ناعادلانه از منابع آنها بهره میبرد، ناراضیاند.
به همین خاطر تاکنون جنبشهای عدالتخواهی زیادی در بین پشتونهای پاکستان شکل گرفته که برخی منحل و تعدادی تاکنون به مبارزه ادامه میدهند.
یکی از این جنبشها «نهضت نجات پشتون» یا «د پښتون ژغورنې غوځنګ» با مخفف «پی.تی.ام» است که به اسم «د پښتون تحفظ تحریک» هم شناخته میشود.
این جنبش را جوانی به اسم «منظور پشتین» با کلاه مخصوص رهبری میکند.
نهضت نجات پشتون، از یک پتانسیل قوی نیز برخوردار است که بیشتر اعضای آن را جوانان تحصیلکرده تشکیل میدهد.
به همین خاطر، نهادهای امنیتی پاکستان نسبت به فعالیت این جریان حسّاس بوده و اعضای آن را تحت نظر دارند.
در مناطق قبایلی پاکستان گروههای مسلح زیادی فعال شد که برخی از آنها مخالف و برخی حامی ارتش پاکستان بودند.
مناطق قبایلی خود به مناطق هفتگانه تقسیم میشود که مهمترین این مناطق وزیرستان شمالی و وزیرستان جنوبی است.
وزیرستان محل استقرار بسیاری از گروههای شبه نظامی میباشد.
وزیرستان شمالی منطقهای است که به محل درگیری بین دولت های پاکستان و افغانستان همچنین آمریکا و متحدانش بدل شده است.
وزیرستان یکی از مناطق هفت گانه مشهور به مناطق قبایلی آزاد و هم مرز با ایالت خوست افغانستان است.
این منطقه از نظر جغرافیایی منطقهای صعبالعبور دارای درههایی عمیق و کوههایی بلند و از این جهت هم جایی بسیار مناسب برای گروههایی است که ناتو و آمریکاییها آنها را تروریست میدانند.
دولتها و نیروهای بیرون از منطقه نمیتوانند به وزیرستان شمالی دسترسی داشته باشند به همین علت این منطقه محل مناسبی برای استقرار گروههای شبهنظامی است.
وزیرستان منطقهای نیمه مختار
منطقه وزیرستان به صورت نیمه استقلال اداره میشود و ارتش پاکستان ارتباط نزدیکی با گروههای تروریستی این منطقه دارد با این وجود همیشه این موضوع را انکار میکند.
شبکه القاعده در سال 1988 در پیشاور پاکستان تاسیس شد و فعالیت خود را در مناطق قبایلی شمال غرب این کشور که با افغانستان هممرز است آغاز کرد.
القاعده توانست در مدت زمان بسیار کمی جایگاه خود را در وزیرستان شمالی مستحکم کند.
عمدهترین شبهنظامیانی که در این منطقه حضور دارند سازمان القاعده و گروههایی هستند که زیر مجموعه القاعده فعالیت میکنند.
گروههای زیر مجموعهای که با القاعده کار میکنند، عبارتند از طالبان پاکستان، گروه طالبان افغانستان، شبکه حقانی، گروه حزب التحریر، جبهه آزادی بخش چچن، گروههایی از ایغورها و مسلمانان چین، جماعت اسلامی اندونزی و مالزی و بنگلادش نیز در این منطقه حضور دارند.
گفته میشود متحدان القاعده در پاکستان از جمله لشکر جنگوی و لشکر طیبه، به مخفی شدن تروریستهای رده بالای القاعده کمک کردهاند.
حافظ محمد سعید، سرکرده لشکر طیبه به اسامه بن لادن در تاسیس شبکه القاعده در سال 1988، کمک کرده بود.
گروه تحت رهبری او عامل حملات به بمبئی در سال 2008 بود که منجر به کشته شدن 174 نفر شد.
القاعده تا مدتی سازماندهی جنگجویان عرب را در وزیرستان شمالی به عهده داشت و حتی برای اعزام شبهنظامی به سوریه نیز وارد عمل شد.
با اینکه گفته میشود القاعده در پاکستان تضعیف شده اما این گروه هنوز هم فعالیت گستردهای در وزیرستان شمالی دارد.
کارشناسان معتقدند القاعده به صورت مستقیم فعالیت نمیکند و از سایر گروهها برای گسترش فعالیتهای تروریستی خود استفاده مینماید.
شبکه حقانی
شبکه حقانی یک گروه شبهنظامی در مناطق مرزی افغانستان و پاکستان است که عملیاتهایی را علیه نیروهای ناتو، آمریکا و دولت افغانستان سازماندهی میکند.
با اینکه شبکه حقانی در مناطق مرزی افغانستان به ویژه پکتیا، پکتیکا و خوست فعالیت دارد، مقر اصلی این شبکه تروریستی مناطق مرزی وزیرستان شمالی است.
رهبری این گروه که ارتباط بسیار نزدیکی با طالبان دارد، بر عهده جلالالدین حقانی از رهبران مجاهدین افغانستانی در دوران جنگ با شوروی و هم اکنون پسرش سراجالدین حقانی است.
رهبران شبکه حقانی بیشتر از قبیله «زدران» قوم پشتون ساکن ولایت پکتیکا هستند.
مولوی جلالالدین حقانی در سال 1370 موفق شد شهر خوست مرکز ولایت خوست را از چنگ حکومت نجیبالله درآورد.
وی چند سال بعد متحد طالبان شد و در حکومت طالبان پستهایی همچون فرماندهی طالبان در شمال کابل، وزیر مناطق مرزی و امور قبایلی را بر عهده گرفت.
آمریکا گفته است که شبکه حقانی از جولانگاههای امن خود در پاکستان دست به عملیات میزند و بارها از پاکستان خواسته است ارتباط خود با شبکه حقانی را قطع کند.
ارتش پاکستان ارتباط بسیار نزدیکی با شبکه حقانی داشت اما به دلیل خیانتهایی که برخی از اعضای این شبکه انجام دادند مجبور به تصفیه این شبکه تروریستی شد.
برخی از اعضای شبکه حقانی در اسلامآباد پایتخت پاکستان به طرز مشکوکی ترور شدند و جنگندههای ارتش نیز مقر این گروه در وزیرستان شمالی را هدف قرار دادند که گفته میشود سازمان اطلاعات پاکستان این عملیاتها را برای کنترل بیشتر و پاکسازی شبکه حقانی طراحی و اجرا کرده است.
کارشناسان نظامی از شبکه حقانی به عنوان برگ برنده پاکستان در افغانستان یاد میکنند.
ادامه دارد....
انتهای پیام/ح