ارباب خودم، چرا نمیخندی؟
«حاجیفیروز» میگوید: سالهای قبل، از یک اسفند تا ۱۴ فروردین هر روز و هر شب برنامه داشتم، امسال اما نشد که نشد.
ایسنا/اصفهان «حاجیفیروز» میگوید: سالهای قبل، از یک اسفند تا ۱۴ فروردین هر روز و هر شب برنامه داشتم، امسال اما نشد که نشد.
به عقب برگردیم.
از هزارۀ سوم پیش از میلاد، در آسیای غربی دو عید رواج داشت؛ عید آفرینش (مهرگان)، که در اوایل پاییز و عید باززایی (نوروز)، که در آغاز بهار برگزار میشد.
در اسطورۀ نوروزی، یکی از ایزدان اواخر تابستان شهید میشده و به جهان مردگان میرفته.
مردم نیز پیش از نوروز به آرامگاهها میرفتند و گریه و زاری میکردند و با خود چراغ هم میبردند تا مسیر این ایزد و سایر ارواح را روشن کنند تا آنها بتوانند به جهان زندگان برگردند.
به گفتۀ مهرداد بهار، محقق و اسطورهشناس، این ایزد، که کشته میشود، سپس از جهان مردگان بازمیگردد و از خونش سبزه میروید، همان سیاوش است؛ به معنی «مرد سیاه.» چون او حوالی نوروز از جهان مردگان بازمیگردد، رنگ پوستش سیاه است و جامۀ سرخی هم به تن میکند که نشانۀ زندگی و خون مجددی است که در رگ این ایزد مردۀ برکت بخشنده جریان یافته.
نماد این اسطورۀ کهن، «حاجیفیروز» است.
مردی که پیش از نوروز در کوی و برزن میتابد و نوید باززایی و برکت میدهد.
ایزدی که ظاهرش، آمیزهای از مرگ و زندگی است.
محمد رادمهر، یکی از بازیگران تئاتر اصفهان است که سالها در لباس «حاجیفیروز»، به ایفای نقش پرداخته.
او به ایسنا میگوید: «سالهای قبل از یک اسفند تا ۱۴ فروردین هر روز و هر شب برنامه داشتم.
امسال هم خواستم بیاینکه مایۀ تجمع باشم در مترو یا اتوبوس دل مردم را شاد کنم اما به خاطر رعایت توصیههای بهداشتی از ادامۀ این کار پرهیزم دادند.
حاضر بودم به بیمارستانها هم بروم، چون با زبان هنر از پس هر کاری میشود برآمد، اما نشد که نشد.»
خُلقش تنگ میشود.
میپرسم: ارباب خودم، چرا نمیخندی؟
پاسخ میدهد: «میشد تئاتریها که پیش از همۀ حرفهها دستور تعطیلی اجراهایشان صادر شد، کارشان را در تلویزیون ادامه بدهند.
نمیشد؟
میشد، از تولید ویدئو کلیپهای آموزشی تئاتریها حمایت کنند و هنرشان را در قالبی متفاوت به مردم عرضه کنند.
نمیشد؟
من امسال خیلی ضرر کردم خانم.»
بعد گویی به خاطر میآورد که «حاجی فیروز»، معجونی از مرگ و زندگی است.
پس به صدایش ریتم میدهد، شعر میخواند و گفتگو را تمام میکند:
«ابرار خودم سامبولی بلیکم
ابرار خودم سرتو بالا کن
ابرار خودم چشماتو واکن
کرونا آمده قبل بهاران
ابرار خودم شوخی نداره
این مهمان ناخواندۀ چینی
اما این بدون وظیفۀ هر کس
پیشگیری فقط همین دیگه بس...»
انتهای پیام