خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

شنبه، 16 خرداد 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

اصالت هنر و قوت حکمت‌مان را در مقابل کرونا به منصه ظهور بگذاریم

مهر | فرهنگی و هنری | شنبه، 17 اسفند 1398 - 10:51
وقتی شرایط نامتعارف می‌شود، هر کسی و هر جامعه‌ای اصالت هنر و همت و قوّت حکمت و خرد و اخلاق و ایمان و معنویت خود را در میدان عمل می‌تواند به منصه ظهور و به تماشا بگذارد.
جهان،جامعه،مطلق،باستان،شناختي،كشمكش،نيك،حكمت،خرد،بشري،دست،پن ...

به گزارش خبرنگار مهر، حکمت‌الله ملاصالحی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران و از نظریه پردازان دو حوزه «فلسفه باستان شناسی» و «باستان شناسی دین در ایران» در تازه‌ترین یادداشت خود با عنوان «جامعه و جهان تقابل‌ها» به ضرورت استحکام جامعه و پایمردی ایرانیان در مقابل سختی‌ها پرداخته است.
به باور او وقتی شرایط نامتعارف شده و اوضاع خطرخیز و مخاطره انگیز می‌شود، اینجاست که هر کسی و هر جامعه‌ای اصالت هنر و همت و قوّت حکمت و خرد و اخلاق و ایمان و معنویت خود را در میدان عمل می‌تواند به منصه ظهور و به تماشا بگذارد.
ملاصالحی صاحب کتاب‌هایی چون «درآمدی بر معرفت‌شناسی باستان‌شناسی»، «باستان‌شناسی دین: با فانوس نظر در جست‌وجوی آئین‌های گمشده» و «باستان‌شناسی در صافی جستارهای فلسفی» است.
متن تازه‌ترین یادداشت او را در ادامه بخوانید:
ایرانیان و یهودیان باستان نخستین مردمی بودند که در روشنگاه حکمت و خرد نبوی مرز میان روشنایی و تاریکی تقابل میان راستی و دروغ کشمکش و نبرد میان نیکی و بدی را آفتابی و عریان و شفاف سازی کردند.
این مرزبندی و شفاف سازی تحولی بود بس عظیم بس مهم و بس سرنوشت ساز که در جهان باستان اتفاق می‌افتاد.
گذار از یک جامعه و جهان اسطوره‌ای و الوهیت‌های مشرکانه و حرکت به سوی انفتاح و افتتاح تاریخی نبوی و یکتاپرستانه در میان ایرانیان و یهودیان عهد باستان تحولی بود با ابعاد هستی شناختی و معرفت شناختی و انسان شناختی و مدنی و معنوی به غایت عظیم.
به تعبیر عارف و شاعر شهیر خراسانی ما حضرت مولوی:
حق فرستاد انبیا را با ورق
تا گزید این دانه‌ها را بر طبق
پیش از این ما امت واحد بُدیم
کس ندانستی که ما نیک و بدیم
قلب و نیکو در جهان بودی روان
شب همه شب بود و ما چون شبروان
تا برآمد آفتاب انبیا
گفت ای غش دور شو صافی بیا
این برآمدن آفتاب نبوت و دور شدن غش الوهیت‌های مشرکانه عصر و عهد اساطیرالاولین و برآمدن خورشید و طلوع آفتاب حکمت و خرد نبوی در میان ایرانیان و عبریان عهد باستان تحولی بود بس عظیم و مه بانگی بود به غایت ُستُرگ با ابعاد هستی شناختی و معرفت شناختی و انسان شناختی و مدنی و معنوی که در ایرانشهر جهانی عصر و عهد هخامنشی بمعنی الاخص و خاورمیانه نبوی شده بمعنی الاعم اتفاق می‌افتاد.
البته و صد البته یک جامعه و جهان مطلق نیک یا مطلق بد، مطلق زیبا یا مطلق زشت، مطلق رحمانی و یا مطلق شیطانی، در قاعده و قانون و قالب این عالم در نمی‌گنجد.
در سپهر اندیشه می‌توان چنین جامعه و جهانی را تخیل و تصور و طراحی کرد لیکن در مقام و میدان عمل تحققش ناممکن و ناشدنی.
طراحان مدینه‌های فاضله و ضاله و جاهله هم تحققش را در «اوتوپیا (ΟΥ-ΤΟΠΙΑ)» یعنی در لامکان می‌جستند و می‌یافتند نه فی المکان که البته تناقض دیگری را دامن می‌زدند.
باری قاعده و قانون این جهان علی الخصوص قاعده و قانون دنیا یعنی جهان بشری شده قاعده و قانون علت‌ها و سبب‌ها و دلیل و معلول‌ها و مدلول و راستی‌ها و کژی‌ها و زیبایی‌ها و زشتی‌ها و تقابل و کشمکش میان اضداد است و انداد.
به تعبیر حضرت مولوی در مثنوی:
پس نهانی‌ها به ضد پیدا شود
چون که حق نیست ضد پنهان بود
جامعه و جهان بشری جامعه و جهان نسبت‌هاست.
به نسبت و در نسبت باید محکش زد و سنجید و فهمید.
موفق و ناموفق بودن و سعادتمند و شقاوتمندیشان را در نسبت می‌توان محک زد و فهمید.
جامعه و جهان بشری ما همان دنیای برآمده و برساخته امکانات و ظرفیت ها و استعدادها و توانمایه های وجودی بشری ما از هر جنس و نوع و طور و قسم است.
جانوران حیات وحش طبیعت دارند و آدمیان دنیا.
دنیایی که هم داد را در آن می توان جاری کرد هم بیداد را هم مزرعه‌های سبز رفاه را در آن گسترد هم بیان و برهوت فقر را در آن گسترش داد هم طبل سعادت و نیکبختی را در آن می‌توان کوبید هم شقاوت و بدبختی را در آن تجربه کرد.
هم از راستی راست کاران و درست کاران طریق درست زیستن و راست گفتن را در آن آموخت هم از کژی کژاندیشیان و کژرفتاران و روان در آن آسیب دید و زیان برد هم گناه و معصیت و مصیبت را در آن تجربه کرد هم حلاوت شرم و پاکی و پرهیزکاری را در آن چشید و زیست.
خلاصه سخن آنکه هم کشمکش و تقابل نیکی و نیکخواهان را با بدی و بدخواهان و بدکاران را در آوردگاه آن آزمود هم خدمت خادمان را هم خیانت خائنان را شاهد بود.
چنین است جامعه و جهان بشری ما.
اتفاقاً هرجا و هرگاه شرایط را نامتعارف‌تر و اوضاع را دشوار و خطر خیزتر و جامعه‌ها را در معرض مخاطرات سهمگین‌تر و در آوردگاه دست و پنجه فشردن با معضلات سنگین‌تر و در کوره پیچ‌های صعب العبورتر یافته‌ایم خروج و بر صحنه آمدن و تقابل و کشمکش نیروهای متعارض از هر جنس و نوع و قسم نهفته و نهان در لایه‌ها و زیرلایه‌های درون جامعه‌ها را فراگیرتر و جدی‌تر و شفاف‌تر و آفتابی‌تر و آشکارتر و پر قوّت‌تر هم شاهد بوده‌ایم هم آزموده‌ایم هم از سر گذرانده‌ایم.
مادام که پای آزمون و کارزاری در میان نیست.
تا آن هنگام که اوضاع عادی و ایام بر وفق مراد است همه چیز مساعد موافق طبع و به مصلحت و به منفعت است در حرف و قول مدعیان اخلاق و ایمان و عمل نیک و نیکخواه مردمان بسیارند؛ وقتی شرایط نامتعارف می‌شود و اوضاع خطرخیز و مخاطره انگیز و به آوردگاه آزمون فراخوانده می‌شویم اینجاست که هر کسی و هر جامعه‌ای اصالت هنر و همت و قوّت حکمت و خرد و اخلاق و ایمان و معنویت خود را در میدان عمل می‌تواند به منصه ظهور و به تماشا بگذارد.
اتفاقاً در چنین برهه‌ها و بحران‌ها و موقعیت‌های دشوار و خطر است که جنود شرّ و شیطان هم خروج کرده و کارزار فراخوانده می‌شوند.
کار نیک همیشه شر برانگیز بوده است.
قرآن را ببینید: «وَ کَذَلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیَاطِینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ؛ و همچنین برای هر پیامبری دشمنانی از شیاطین انس و جن قرار دادیم» (آیه ۱۱۲ سوره انعام).
ویروس کرونا نه آغازین و نه فرجامین ویروس مسری و مهلکیست که با آن دست و می‌فشاریم و دست و پنجه خواهیم فشرد.
شواهد و قرائن فراوان به ما می‌گویند و ما را متقاعد می‌کنند؛ جامعه‌هایی که در آوردگاه‌های آزمون تاریخ از هر جنس و نوع و قسم، در میانه میدان مانده‌اند و با خطرها و مخاطرات سنگین و سهمگین دست و پنجه فشرده‌اند هم آزموده‌تر و قوی‌تر و ایمن‌تر به حیات خود ادامه داده‌اند هم شکوفان‌تر و عزتمندانه زیسته و سروری کرده‌اند.
یک جامعه و جهان تهی از تموج و تحرک و تغیر و تحول بدون حس همبستگی اجتماعی و حکمت و خرد و دلیری رویارویی با مخاطرات بدون اخلاق و ایمان و امید به نیک زیستن و نیکخواه آدمیان بدون بدون کشمکش و دست و پنجه فشردن با نیروهای شر و شیطان؛ سرد و بی روح و مرده و ملال آور و قبرستانی بیش نیست.
و چه تغیر و تحولی انسان سازتر و سرنوشت سازتر از تحول و تغیّر از درون.
دانشگاه تهران: ۱۴/۱۲/۱۳۹۸ هجری خورشیدی