خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

پنجشنبه، 07 خرداد 1405
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

تولدت مبارک فرمانده!

فارس | فرهنگی و هنری | شنبه، 10 اسفند 1398 - 15:37
«محمد بلباسی» یکی از شهدای مدافع حرم است که در منطقه «خان طومان» سوریه حین مبارزه با تروریست‌های تکفیری به همراه دیگر همرزمانش به شهادت رسید و امروز سالروز تولد اوست.<br/>
شهيد،حرم،محمد،كتاب،كفن،خان،تولد،شهادت،سوريه،نخواه،تكفيري،همر ...

«محمد بلباسی» یکی از شهدای مدافع حرم است که در منطقه «خان طومان» سوریه حین مبارزه با تروریست‌های تکفیری به همراه دیگر همرزمانش به شهادت رسید و امروز سالروز تولد اوست.
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، امروز سالروز تولد شهید محمد بلباسی یکی از شهدای مدافع حرمی است که در منطقه «خان طومان» سوریه حین مبارزه با تروریست‌های تکفیری به همراه دیگر همرزمانش به درجه رفیع شهادت نائل شد و پیکر مطهرش نیز هنوز به وطن بازنگشته است.
به مناسبت تولد این فرمانده، کتاب «برای زِین اَب» روایت زندگی این شهید از کودکی تا شهادت که توسط انتشارات شهید کاظمی در مردادماه منتشر شده بود مرور شده و در این روزها برای مطالعه پیشنهاد می‌شود.
وی متولد ۱۳۵۷ است و ولادت و بزرگ شدن سه فرزند خود را دید، اما زینب او بعد از شهادتش در دفاع از حریم اهل بیت (علیهم السلام) در عملیات مستشاری در خان طومان سوریه، دیده به جهان گشود؛ زمانی که پدر، چشم از این جهان فرو بسته بوده بود، ولی دیدگان او نظاره‌گر این طفل از آسمان‌ها است.
شخصیت چند بعدی محمد بلباسی، کتاب را خواندنی و قابل توجه کرده است.
خواننده پس از خواندن این اثر، با مفهوم صحیح آتش به اختیار بودن و البته روحیه جهادی شهید در مقاطع مختلف از عمر کوتاه، اما پربرکتش آشنا می‌شود و می‌فهمد که اگر انسان از زمان خود به درستی استفاده کند و به هر اتفاقی در وقت و جایگاه خودش رسیدگی نماید، دیگر هیچ چیز در زندگی، قضا نمی‌شود.
در بخشی از کتاب آمده است: «بعضی شب‌ها در حیاطِ روبه‌روی حرم می‌نشستیم و با هم درس‌های کلاس اخلاق را مباحثه می‌کردیم.
به من می‌گفت: «از امام چیز‌های دنیایی نخواه!
کم هم نخواه!
بگو آقاجان، معرفت خودِت رو به من بده!»
آن‌قدر دوستش داشتم که هر چه می‌گفت، برایم حجت بود.
چشمانم را بستم و همین‌ها را تکرار کردم.
یک‌دفعه یاد چیزی افتادم و گفتم: «راستی محمد!
همه از این‌جا برای خودشون کفن خریدن.
ما هم بگیریم و بیاریم حرم برای طواف!»
طفره رفت و گفت: «ای بابا!
بالاخره وقتی مُردیم، یه کفن پیدا میشه ما رو بذارن توش.»
اصرار کردم که این کار را بکنیم.
غمی روی صورتش نشست.
چشمانش را از من گرفت و به حرم دوخت.
گفت: «دو تا کفن ببریم، پیش یه بی‌کفن؟!»
«برای زِین اَب» با حمایت لشکر ۲۵ کربلا و به قلم سمیّه اسلامی و فاطمه قنبری در قطع رقعی و در ۳۹۲ صفحه توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شده است.
انتهای پیام/