اثبات ضرورت ولایت دینی بر جامعه بر مبنای حکما
در زمان غیبت، کمال تعطیل شدنی نیست. نبود نبی یا امام معصوم در میان مردم باعث تعطیل شدن مسیر تکامل فرد و جامعه نیست. نفس توسعه و تغییر به سمت و جهت خاص، امری ضروری، انکار نشدنی و قهری است.
در زمان غیبت، کمال تعطیل شدنی نیست.
نبود نبی یا امام معصوم در میان مردم باعث تعطیل شدن مسیر تکامل فرد و جامعه نیست.
نفس توسعه و تغییر به سمت و جهت خاص، امری ضروری، انکار نشدنی و قهری است.
خبرگزاری فارس - گروه اندیشه: در این بخش به اثبات علت اصل بودن ولایت دینی بر مبنای «حکما» خواهیم پرداخت.
اثبات ضرورت ولایت دینی بر جامعه بر مبنای «حکما» مبتنی بر مقدمات زیر است:
۱.
عالم مخلوق است.
۲.
به مقتضیات حکمت الهی، عالم، عبث آفریده نشده،بلکه هدفدار است.
۳.
انسان مختار است و به دلیل اختیار خود امکان خطا و ثواب دارد.
۴.
انسان برای پیمودن مسیر کمال احتیاج به شناختن طریق کمال دارد و شناسایی این طریق به دلیل محدودیت عقل و حس بشری، برای انسان امکانپذیر نیست.
ظرفیت دید انسان به اندازهای نیست که بتواند آثار یک عمل خود را حتی در رفتارهای دنیایی خود محاسبه کند، چه رسد به محاسبه اثر اعمال خود در سایر عوالم که از حیطه عالم دنیا خارج است.
به همین دلیل به مقتضای حکمت الهی برای تحقق غرض خلقت - که کمال است - باید بشر توسط انبیا و امامان سرپرستی دینی شود.
۵.
سرپرستی از دو طریق بیان احکام و معارف و قراردادن مجری و امام صورت میگیرد.
در مباحث گذشته به اثبات رسید که وجود قانون به تنهایی برای اتمام لطف از جانب خدای متعال کافی نیست، بلکه برای فوت نشدن مصلحت قرب بندگان، افزون بر قانون، به مجری هم نیاز است؛ بنابراین نبودن مجری و امام در کنار قانون، نقض غرض خلقت و سبب تحیر عبادت در مسیر کمال است.
۶.
در زمان غیبت، کمال تعطیل شدنی نیست.
نبود نبی یا امام معصوم در میان مردم باعث تعطیل شدن مسیر تکامل فرد و جامعه نیست.
نفس توسعه و تغییر به سمت و جهت خاص، امری ضروری، انکار نشدنی و قهری است و اعمال اراده مناسب در تعیین جهتگیری صحیح، در توسعه همه جانبه به دست میآید؛ لذا به همان دلیل که در زمان حضور امام، به وجود مجری برای احکام احتیاج است، در زمان غیبت نیز برای هدایت مردم به سمت کمال و برای تحقق غرض خلقت، وجود امام ظاهری امری قطعی و ضروری است.
بر این اساس، استدلالی که بعضی از حکمای معاصر در اثبات نبوت بیان فرمودهاند، با تعمیم مقدمه آخر، تایید کننده استدلالی است که بیان شد؛(۱) لذا اشکال بعضی از منتقدان به نظریه ولایت فقیه مبتنی بر اینکه این استدلال قادر به اثبات نیست،(۲) رفع میشود؛ چرا که این دلیل با تقریر ذکر شده، علاوه بر اینکه دلیل متقنی بر ضرورت نبوت و امامت است، دلیلی بر ضرورت امامت ظاهری و ولایت دینی در عصر غیبت نیز میباشد.
با بررسی جامع ضرورت ولایت دینی بر جامعه و اثبات اصل بودن ولایت بر مبنای عرفا،فقها، متکلمان و حکما، پاسخ شبهه «الاصل عدم الولایة» در مطالب ۹ تا ۱۳ تبیین شد.
در این بررسی روشن شد که اصل عدم ولایت، موضوعا به محدوده ولایت اجتماعی مربوط نمیشود و فقط در ولایت بر فرد مطرح است و در ولایت بر جامعه، بر اساس مبانی مختلف علما، اصل بر ولایت اجتماعی است.
۱.
محمدتقی مصباح یزدی، راهنماشناسی، صص ۶۴ - ۳۹.
۲.
محسن کدیور، حکومت ولایی.
انتهای پیام/