شهاب آگاهی: سود تئاتر در گیشه نیست/ تئاتر فرهنگیترین گفتمان در یک جامعه
تسنیم
|
فرهنگی و هنری
|
دوشنبه، 24 دی 1397 - 10:56
شهاب آگاهی معتقد است ابزارهای تازهای چون آیندهپژوهی و شتابدهندهها جایی در تئاتر ندارد و هنوز ضرورت تئاتر برای دستگاه دولتی روشن نشده است. او میگوید سود تئاتر در میزان اسکناسهای درون گیشه نیست.

خلاصه خبر
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، شهاب آگاهی با فاصله دو سالهای نمایشی مبتنی بر آثار شاخص یونان باستان در تئاتر شهر روی صحنه میبرد.
خانه تئاتر باید بیایید دنبال این بازیگرها که آنها را عضو کند
وقتی میپرسید ما نمیدانیم اگر وضع تئاتر بد است هیچ کسی عذرخواهی نمیکند.
بعد خانه تئاتر میخواهد کارها را بررسی کند برای جشن بازیگر میگویند اینها عضو خانه تئاتر نیستند.
مافیای گردش مالی تئاتر را حساب کنید.
اگر نمایش اولیورتویست را حذف کنیم سال گذشته ایرانشهر نزدیک 10 میلیارد فروش داشته تئاتر شهر نزدیک 16-17 میلیارد و مثلاً شهرزاد شاید اندازه ایرانشهر فروش کرده باشد.
در حد سینما نیست؛ ولی واقعیتش این است که با یک حساب سرانگشتی میتوان گفت که تئاتر سوددهی بیشتری نسبت به سینما دارد؛ چون تولیدش خیلی گران قیمت نیست.
این مشکل ساختاری است که شما نمیتوانی در تور بروی؛ ولی درآمد تئاتر در دنیا در تور است.
اسمش را عوض میکنند، مثلاً بازار بهاره.
باز میگردد به این قضیه که در تئاتر ایران خارج از تئاتر کسی حق ورود ندارد.
ما یک جامعهشناس در تئاتر نداریم.
من خودم نقد مینویسم میگویم چرا یک روانشناس در مورد تئاتر چیزی نمینویسد.
ناصر فکوهی در مورد سینما مینویسد؛ ولی در مورد تئاتر نمینویسد چرا؟
یوسف اباذری در مورد مرتضی پاشایی حرف میزند؛ ولی در مورد تئاتر حرف نمیزند چون تئاتر نمیبیند.
شاید چون دعوتش نمیکنند.
اگر دستت کوتاه است چرا روی این صندلی نشستهای؟
بگذار تئاتر همین طوری که هست بماند اما ایده آل من نیست این وضعیت چرا باید به این قانع باشم وقتی بهترش وجود دارد؟
دستت میلرزد.
مسئله من این است که فلانی میگوید فلان جور بشود.
یکی از وضعیتهای موجود این است که تئاتر را نابود کنیم و تمام.
یکی اینکه بشود بهترین تئاتر دنیا.
اصلاً خودت این کار را کردهای؟
بگذار همین چیزی که هست بماند حرف ایران نیست یک حرف در کل دنیاست
باید خوب بشود.
روزی به دوستی که از خانه تئاتر آمده بود میگفتم که ما 9 سال است کار میکنیم و میتوانستیم هر 3 ماه کاری را تولید کنیم.تو برای من چه فرمولی داری.
اگر دولت به ضرورت تئاتر نرسد همه این حرفها کشک است
به او گفتم من بازار تئاتر ایران را میشناسم و میدانم کجا تئاتر کار میکنم.
در خواب تئاتر کار نمیکنم.
من کسانی را دیدم که وارد حاشیهای شدند که ما تئاتر ایران را قبول نداریم.
یعنی چه تئاتر ایران را قبول نداریم و تمام شدند.
پس از ایران برو یا هر کاری که دوست داری انجام بده.
در این 5-6 سال گذشته تئاتر فجر جایزهاش را به آلترناتیوها داده مثلاً به مساوات داده به اشکان خیلنژاد داده به ایمان اسکندری داده اینها هیچ کدام تئاتر مرسوم نبودند.
نه اینکه پول هزینه زندگی من برآورده میشود.
میتوانم اجارهام را بدهم.
مقاله داشتیم از شیوه اجراییمان و تور تئاتر داشتیم؛ اما ناقص ماند.
اگر پروژه قشقایی ادامه پیدا میکرد و بچههای واحه کماکان حضور داشتند میتوانست تسری پیدا کند به تئاتر شهر.
یعنی تئاتر شهر خودش میتوانست برای تک تک اجراهایش از این روش کار استفاده کند.
کما اینکه تئاتر یک رسانه گرم است.
خیلی میتواند منبسط بشود از قبل خودش.
کتاب ضرورت تئاتر که بهزاد قادری ترجمه کرده را میخواندم.
نویسنده اروپایی میگوید تئاتر تنها هنری است که میتواند بچه داشته باشد.
در کار تو مشخصاً.
بوم صدا را نمیتوانی در تصویر داشته باشی؛ ولی در تئاتر میتواند همه اینها را نشان دهد.
تئاتر فرهنگیترین گفتمانی است که در جامعه فرهنگی اتفاق میافتد
آگاهی: دکتر سجودی که خیلی دوستشان دارم و خیلی هم به او مدیون هستم و حیف که نیستند مثل پدرم دوستش دارم یک جملهای دارد گفت تئاتر فرهنگیترین گفتمانی است که در جامعه فرهنگی اتفاق میافتد.
پول تولید کردن کاری ندارد.
از پول بلیتشان هم بگذارند اینجا.
گفتم کسی که در المپیاد برنده جایزه میشود نخبه مملکت میشود؛ اما کسی که در جشنواره تئاتر دانشگاهی جایزه میگیرد نه.
نه خوارزمی بین المللی است نه فارابی و جشنواره داخلی است؛ اما جشنواره تئاتر دانشگاهی بینالمللی است.
به برندگان جشنواره نخبگی ندادید و این فقدان نخبگی باعث همین شرایط مالی شده است.
هیچ وقت در تئاتر این نگرش وجود نداشته است.
خنده دار این است که پردیس بین المللی هنر دانشگاههای تهران داریم؛ ولی چرا این را ندارند و اینجاست که من می گویم نمیتوانم از کسی پیگیری کنم وقتی شما تحلیل میکنی و میگویی که گردش مالی که در تئاتر است با احتساب تئاترهای آزاد با سینما دارد تنه به تنه میزند.
سودی که تئاتر دارد الزاماً در اسکناس نیست
آگاهی: سودی که تئاتر دارد الزاماً در اسکناس نیست.
تئاتر مویرگیتر دارد این کار را شروع میکند.
معلوم است که باید اینگونه پول خرج کند.
همانطور که برای بسیاری امور پول خرج میکنی برای موزیک و تئاتر هم باید اینگونه پول خرج کنی؛ ولی آن آدمی که آن ساختار را دارد مهندسی میکند نمیداند چرا باید اینکار را انجام دهد شاید دچار کج فهمی است.
خانه تئاتر باید بیایید دنبال این بازیگرها که آنها را عضو کند
وقتی میپرسید ما نمیدانیم اگر وضع تئاتر بد است هیچ کسی عذرخواهی نمیکند.
بعد خانه تئاتر میخواهد کارها را بررسی کند برای جشن بازیگر میگویند اینها عضو خانه تئاتر نیستند.
مافیای گردش مالی تئاتر را حساب کنید.
اگر نمایش اولیورتویست را حذف کنیم سال گذشته ایرانشهر نزدیک 10 میلیارد فروش داشته تئاتر شهر نزدیک 16-17 میلیارد و مثلاً شهرزاد شاید اندازه ایرانشهر فروش کرده باشد.
در حد سینما نیست؛ ولی واقعیتش این است که با یک حساب سرانگشتی میتوان گفت که تئاتر سوددهی بیشتری نسبت به سینما دارد؛ چون تولیدش خیلی گران قیمت نیست.
این مشکل ساختاری است که شما نمیتوانی در تور بروی؛ ولی درآمد تئاتر در دنیا در تور است.
اسمش را عوض میکنند، مثلاً بازار بهاره.
باز میگردد به این قضیه که در تئاتر ایران خارج از تئاتر کسی حق ورود ندارد.
ما یک جامعهشناس در تئاتر نداریم.
من خودم نقد مینویسم میگویم چرا یک روانشناس در مورد تئاتر چیزی نمینویسد.
ناصر فکوهی در مورد سینما مینویسد؛ ولی در مورد تئاتر نمینویسد چرا؟
یوسف اباذری در مورد مرتضی پاشایی حرف میزند؛ ولی در مورد تئاتر حرف نمیزند چون تئاتر نمیبیند.
شاید چون دعوتش نمیکنند.
اگر دستت کوتاه است چرا روی این صندلی نشستهای؟
بگذار تئاتر همین طوری که هست بماند اما ایده آل من نیست این وضعیت چرا باید به این قانع باشم وقتی بهترش وجود دارد؟
دستت میلرزد.
مسئله من این است که فلانی میگوید فلان جور بشود.
یکی از وضعیتهای موجود این است که تئاتر را نابود کنیم و تمام.
یکی اینکه بشود بهترین تئاتر دنیا.
اصلاً خودت این کار را کردهای؟
بگذار همین چیزی که هست بماند حرف ایران نیست یک حرف در کل دنیاست
باید خوب بشود.
روزی به دوستی که از خانه تئاتر آمده بود میگفتم که ما 9 سال است کار میکنیم و میتوانستیم هر 3 ماه کاری را تولید کنیم.تو برای من چه فرمولی داری.
اگر دولت به ضرورت تئاتر نرسد همه این حرفها کشک است
به او گفتم من بازار تئاتر ایران را میشناسم و میدانم کجا تئاتر کار میکنم.
در خواب تئاتر کار نمیکنم.
من کسانی را دیدم که وارد حاشیهای شدند که ما تئاتر ایران را قبول نداریم.
یعنی چه تئاتر ایران را قبول نداریم و تمام شدند.
پس از ایران برو یا هر کاری که دوست داری انجام بده.
در این 5-6 سال گذشته تئاتر فجر جایزهاش را به آلترناتیوها داده مثلاً به مساوات داده به اشکان خیلنژاد داده به ایمان اسکندری داده اینها هیچ کدام تئاتر مرسوم نبودند.
نه اینکه پول هزینه زندگی من برآورده میشود.
میتوانم اجارهام را بدهم.
مقاله داشتیم از شیوه اجراییمان و تور تئاتر داشتیم؛ اما ناقص ماند.
اگر پروژه قشقایی ادامه پیدا میکرد و بچههای واحه کماکان حضور داشتند میتوانست تسری پیدا کند به تئاتر شهر.
یعنی تئاتر شهر خودش میتوانست برای تک تک اجراهایش از این روش کار استفاده کند.
کما اینکه تئاتر یک رسانه گرم است.
خیلی میتواند منبسط بشود از قبل خودش.
کتاب ضرورت تئاتر که بهزاد قادری ترجمه کرده را میخواندم.
نویسنده اروپایی میگوید تئاتر تنها هنری است که میتواند بچه داشته باشد.
در کار تو مشخصاً.
بوم صدا را نمیتوانی در تصویر داشته باشی؛ ولی در تئاتر میتواند همه اینها را نشان دهد.
تئاتر فرهنگیترین گفتمانی است که در جامعه فرهنگی اتفاق میافتد
آگاهی: دکتر سجودی که خیلی دوستشان دارم و خیلی هم به او مدیون هستم و حیف که نیستند مثل پدرم دوستش دارم یک جملهای دارد گفت تئاتر فرهنگیترین گفتمانی است که در جامعه فرهنگی اتفاق میافتد.
پول تولید کردن کاری ندارد.
از پول بلیتشان هم بگذارند اینجا.
گفتم کسی که در المپیاد برنده جایزه میشود نخبه مملکت میشود؛ اما کسی که در جشنواره تئاتر دانشگاهی جایزه میگیرد نه.
نه خوارزمی بین المللی است نه فارابی و جشنواره داخلی است؛ اما جشنواره تئاتر دانشگاهی بینالمللی است.
به برندگان جشنواره نخبگی ندادید و این فقدان نخبگی باعث همین شرایط مالی شده است.
هیچ وقت در تئاتر این نگرش وجود نداشته است.
خنده دار این است که پردیس بین المللی هنر دانشگاههای تهران داریم؛ ولی چرا این را ندارند و اینجاست که من می گویم نمیتوانم از کسی پیگیری کنم وقتی شما تحلیل میکنی و میگویی که گردش مالی که در تئاتر است با احتساب تئاترهای آزاد با سینما دارد تنه به تنه میزند.
سودی که تئاتر دارد الزاماً در اسکناس نیست
آگاهی: سودی که تئاتر دارد الزاماً در اسکناس نیست.
تئاتر مویرگیتر دارد این کار را شروع میکند.
معلوم است که باید اینگونه پول خرج کند.
همانطور که برای بسیاری امور پول خرج میکنی برای موزیک و تئاتر هم باید اینگونه پول خرج کنی؛ ولی آن آدمی که آن ساختار را دارد مهندسی میکند نمیداند چرا باید اینکار را انجام دهد شاید دچار کج فهمی است.